با همکاری انجمن مهندسان مکانیک ایران
موضوعات = آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی
آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مکانیزاسیون در کشاورزی خرده‌مالکان زیمبابوه: چالش‌ها، فرصت‌ها و مسیرهای سیاست‌گذاری از زمان اصلاحات ارضی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 شهریور 1404

https://doi.org/10.22067/jam.2025.92819.1362

برایت چیسادزا، آلبان موگوتی، سایِلِنس چینومونا، داگلاس نیاتی

چکیده مکانیزاسیون کشاورزی محرک حیاتی بهره‌وری، امنیت غذایی و کشاورزی پایدار در زیمبابوه و مناطق مختلف جهان است. در سراسر چشم‌اندازها و سیستم‌های کشاورزی متنوع در جهان، قدرت تحول‌آفرین آن به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان امری ضروری برای برآورده کردن نیازهای رو به رشد غذایی و تقویت اقتصادهای روستایی مقاوم شناخته می‌شود. با این وجود، کشاورزان خرده‌مالک با موانع متعددی برای مکانیزاسیون مواجه هستند که توانایی آن‌ها را در بهره‌مندی کامل از فناوری‌های مدرن کشاورزی محدود می‌کند. در دوران پس از اصلاحات ارضی، ناکارآمدی‌های سیستمی، نابرابری‌های مداوم و حمایت ناکافی نهادها، این چالش‌ها را تشدید کرده است. این مطالعه یک بررسی مروری روایی، با پشتیبانی از تکنیک‌های هدفمند، برای ترکیب داده‌های نشریات داوری شده، گزارش‌های سیاست‌گذاری و اسناد نهادی (2024-2000) است. منابع از طریق جستجوی کلمات کلیدی در Google Scholar، Scopus و ادبیات خاکستری شناسایی شدند و از تحلیل موضوعی برای استخراج موانع و فرصت‌ها در چشم‌انداز مکانیزاسیون زیمبابوه استفاده شد. یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که در حال حاضر تنها 12% از کشاورزان خرده‌پا در زیمبابوه از تراکتور استفاده می‌کنند، در حالی‌که 80% از کشاورزان بزرگ از تراکتور استفاده می‌کنند. مکانیزاسیون پتانسیل دو برابر کردن بازده محصول را دارد، که با افزایش 100% بهره‌وری در زیمبابوه و تا 150% در کشورهای مشابه مشهود است. با این حال، نابرابری‌های منطقه‌ای همچنان شدید است، به‌طوری‌که نرخ مکانیزاسیون از 5 تا 15 درصد در استان‌های خشک مانند ماتابلند جنوبی تا بیش از 50% در مناطق پربارتر مانند ماشونالند غربی متغیر است. با وجود این چالش‌ها، فرصت‌هایی برای پیشبرد مکانیزاسیون از طریق مراکز تولید محلی، فناوری‌های مقاوم در برابر آب و هوا و مدل‌های تامین مالی نوآورانه وجود دارد. این مطالعه با بررسی مقایسه‌ای ابتکارات موفق مکانیزاسیون در سایر کشورهای آفریقایی، استراتژی‌های عملی مانند بهبود انسجام سیاست‌ها، گسترش گزینه‌های تامین مالی مقرون به صرفه و تقویت مشارکت‌های دولتی و خصوصی را برجسته می‌کند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مروری بر وضعیت فعلی، چالش‌ها و استراتژی‌های دستگاه‌های کاشت دقیق بذر سویا در چین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 مهر 1404

https://doi.org/10.22067/jam.2025.94446.1410

شی‌بین یان، فاجان یانگ، یو‌هوان لی، شی‌آن لی، جینگ لی، شُوِه وانگ، گوانگ‌دی لی، آن‌چی چن

چکیده سویا به‌عنوان یک غله، روغن و محصول اقتصادی حیاتی در چین عمل می‌کند، با این حال این کشور در حال حاضر برای این محصول نرخ خودکفایی نگران‌کننده‌ای دارد. فرآیند کاشت، که بحرانی‌ترین مرحله تولید سویا است، به‌طور مستقیم عملکرد و کیفیت محصول را تعیین می‌کند. نکته قابل‌توجه این است که عملکرد نامطلوب دستگاه‌های کاشت دقیق بذر، به دلیل مشکلات مربوط به دقت کاشت بذر، همچنان گلوگاه اصلی محدودکننده افزایش عملکرد است. هدف این مطالعه، تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی تولید سویا، برجسته کردن پیشرفت‌های تکنولوژیکی در دستگاه‌های کاشت بذر و ارائه استراتژی‌های بهبود برای افزایش کیفیت کاشت و کاهش وابستگی به واردات است و در نتیجه یک مبنای نظری ارائه می‌دهد. این مقاله منابع را به‌طور سیستماتیک از پایگاه‌های داده‌ای مانند CNKI، Web of Science، Elsevier و IEEE Xplore که شامل مقالات مجلات معتبر علمی، اسناد ثبت اختراع و گزارش‌های صنعتی منتشرشده هستند بین سال‌های 2000 تا 2024 استخراج نمود. این مقاله تجزیه و تحلیل مقایسه‌ای از انواع، اصول کار و پیشرفت تحقیقات در دستگاه‌های کاشت بذر سویا در چین و دیگر کشورها انجام می‌دهد. نتایج نشان داد که دستگاه‌های کاشت بذر چینی عمدتا مکانیکی هستند و مشکلاتی مانند آسیب بیش از حد به بذر و میزان بالای بذر تلف شده دارند، در حالی‌که ماشین های کاشت بذر در برخی کشورها بصورت پنوماتیک بوده و دقت بالایی دارند اما هزینه آنها بالاست و مشکل قابلیت انطباق دارند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مدل‌سازی پویایی سیستم اثرات بلندمدت مکانیزاسیون کشاورزی بر سطح زیر کشت و عملکرد گندم

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آبان 1404

https://doi.org/10.22067/jam.2025.95519.1432

آتنا کشوری، افشین مرزبان، محمدامین آسودار، عباس عبدشاهی، میر سامان پیشوایی

چکیده با تشدید فشارهای ناشی از محدودیت منابع، تغییرات اقلیمی و کمبود نیروی کار روستایی، مکانیزاسیون کشاورزی به اهرمی استراتژیک برای ارتقای بهره‌وری تبدیل شده است. این مطالعه یک مدل پویایی سیستم را برای بررسی اثرات بلندمدت مکانیزاسیون بر سطح زیرکشت و عملکرد گندم در نظام‌های خرده‌مالکی توسعه داد. پژوهش با ترسیم نمودار حلقه علی (CLD) برای مفهوم‌سازی ساختارهای بازخورد کلیدی آغاز شد. سپس یک مدل شبیه‌سازی موجودی و جریان، با استفاده از داده‌های استان خوزستان (2022-2011) تدوین و اعتبارسنجی شد. نتایج، همخوانی قوی بین روندهای شبیه‌سازی شده و مشاهداتی را در شاخص‌های اصلی نشان داد. از مدل برای شبیه‌سازی سناریوهای سیاستی مختلف شامل نوسازی ناوگان ماشین‌ها، دسترسی به آب و تغییرپذیری بارندگی استفاده شد. افزایش 30 درصدی نرخ جایگزینی ماشین‌آلات منجر به افزایش 7 درصدی عملکرد و 1 درصدی سطح زیرکشت نسبت به پایه شد. هنگامی که بهبود مکانیزاسیون با دسترسی بهتر آب ترکیب شد، اثر نهایی آن بر استفاده از زمین کاهش یافت که نشان‌دهنده تمایل کشاورزان به کشت محصولات باارزش در شرایط هیدرولوژیک مطلوب است. در مقابل، در شرایط کم‌آبی، کشت گندم به‌دلیل سازگاری و کارایی ناشی از مکانیزاسیون، گسترش یافت. این یافته‌ها بر اهمیت توجه به تعامل آب و مکانیزاسیون در طراحی سیاست‌ها، به‌ویژه در مناطق خشک تأکید می‌کنند. مدل ارائه‌شده، ابزار انعطاف‌پذیر و مبتنی بر تجربه برای پشتیبانی از تصمیم‌گیری در راستای بهبود تاب‌آوری اقلیمی و استفاده بهینه از منابع فراهم می‌کند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مرور مبتنی بر علوم مهندسی از ماشین‌ های داشت مورد استفاده در مزارع نخل روغنی اندونزی: معیارهای عملکردی، فرآیندهای حاکم و نیازهای تحقیقاتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/jam.2026.97821.1472

دوی سانتوسو، اقبال اقبال، عبدل عزیز

چکیده نخل روغنی از اقتصاد روستایی اندونزی پشتیبانی می‌کند، با این حال عملیات نگهداری مزرعه همچنان نیاز شدید به نیروی کار دارد و اندازه‌گیری کمی در این زمینه انجام شده است. این مرور مبتنی بر علوم مهندسی، 20 مطالعه منتشرشده در سال‌های 2015 تا 2025 در مورد کنترل علف‌های هرز، کاربرد کود، مدیریت آفات و بیماری‌ها، هرس/کار بر روی سایبان درخت و پشتیبانی از عملیات خاک/بقایا در نخل روغنی اندونزی را بررسی می‌کند. برای رسیدگی به گزارش‌های ناهمگن، شاخص‌های عملکرد به‌عنوان معیارهای گزارش‌شده مستقیم، معیارهای به‌دست‌آمده، شاخص‌های پروکسی یا گزارش‌نشده طبقه‌بندی شدند. هیچ مقدار از دست رفته‌ای برای توصیف‌گرهای ضریب تغییرات، نشست، بادبردگی یا توصیف قطرات در نظر گرفته نشد. بر اساس شواهد موجود، سمپاش‌های برقی/موتوری، سیستم‌های CDA و سمپاشی با پهپاد عموما زمان و یا هزینه را نسبت به روش دستی کوله‌پشتی کاهش دادند، در حالی‌که پخش‌کننده‌های پشت تراکتور، دستگاه‌های پنوماتیک و جایگذاری زیرسطحی، دوز و اعمال هدفمند را در عملیات کوددهی بهبود بخشیدند. با این حال، تنها تعداد کمی از مطالعات، معیارهای مهندسی استاندارد مانند CV، VMD، نشست روی هدف، بادبردگی یا قرار گرفتن اپراتور در معرض کود را گزارش کردند. این بررسی به‌جای یک متاآنالیز رسمی، یک مقایسه مهندسی ساختاریافته را ارائه می‌دهد و نیازهای تحقیقاتی اولویت‌دار را شناسایی می‌کند: پروتکل‌های استاندارد آزمایش، گزارش‌دهی معیارهای قابل‌مقایسه و پلتفرم‌های چندمنظوره مدولار یکپارچه با مدل‌های حسگری، پشتیبانی تصمیم‌گیری و استقرار مبتنی بر خدمات.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

بررسی عملکرد تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون کشاورزی استان گیلان با استفاده از رهیافت ترکیبی Delphi-AHP-SWOT

دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 511-528

https://doi.org/10.22067/jam.2024.89685.1280

مهدی بامداد، مرتضی زنگنه، سیدحسین پیمان

چکیده این مطالعه باهدف ارزیابی عملکرد تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون استان گیلان انجام شد. بدین منظور از یک رهیافت ترکیبی از روش‌های دلفی، تحلیل سلسله مراتبی و همچنین روش سوات استفاده شد. ابتدا عوامل مؤثر بر عملکرد تعاونی‌های خدمات کشاورزی با مرور مطالعات پیشین در حوزه آسیب‌شناسی عملکرد تعاونی‌های کشاورزی، نزدیک‌ترین عوامل مؤثر بر عملکرد تعاونی‌های مکانیزاسیون و آسیب‌های وارده بر آن‌ها شناسایی شد. برای انطباق گویه‌های به‌دست‌آمده از منابع با شرایط تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون کشاورزی استان گیلان از روش دلفی استفاده شد. فرآیند دلفی در سه دور انجام شد و نهایتاً گویه‌های اصلی مشخص‌شده و وزن‌دهی شدند. در ادامه با استفاده از ماتریس سوات، نقاط ضعف، قوت، فرصت‌ها و تهدیدهای تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون مشخص‌شده و از گروه کارشناسان برای رتبه‌بندی آن‌ها استفاده شد. در پایان، راهبردهای سوات برای مواجهه با آسیب‌های وارده بر عملکرد تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون تعیین و با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی وزن‌دهی شدند. نتایج این تحقیق نشان داد که ناچیز بودن سرمایه شرکت تعاونی و مشکلات مالی و اعتباری، نبود ابزار و ادوات کافی برای کسب درآمد اعضا، سخت‌گیری بانک‌ها درخصوص ارائه تسهیلات، وجود انحراف در انتخاب اعضای تعاونی مهم‌ترین موانع این شرکت‌ها هستند. مهم‌ترین راهبردهای پیشنهادی عبارتند از: بهره‌گیری از سرمایه‌گذاری داخلی (اعضا شرکت) و جذب سرمایه از طرف کارآفرینان، اجرای تورهای بازدید از سایر تعاونی‌های فعال برای تبادل اطلاعات با اهداف آموزشی، کاهش کارمزد، افزایش مقدار تسهیلات و کاهش الزامات ضمانت در فرآیند دریافت تسهیلات برای تعاونی‌های تازه تأسیس و کارآفرینان این حوزه.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

امکان‌سنجی و مکان‌یابی نصب سامانه روشنایی جاده‌ای با استفاده از انرژی باد در استان کرمانشاه

دوره 15، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 567-585

https://doi.org/10.22067/jam.2025.91098.1319

بهروز دوستی، عباس عساکره

چکیده بهره‌برداری مؤثر از مراکز خدمات‌رسانی بین‌راهی و حمل به‌موقع و ایمن کالاها، نیازمند وجود راه‌هایی با سیستم روشنایی و تجهیزات ایمنی مناسب است. استفاده از انرژی باد با نصب توربین‌های بادی در حاشیه جاده‌ها، یک راهکار امیدوارکننده در راستای افزایش ایمنی و تسهیل حمل و نقل جاده‌ای مبتنی بر انرژی پایدار، پاک و تجدیدپذیر با حداقل اثرات زیست‌محیطی به‌شمار می‌رود. هدف این مطالعه، ارزیابی پتانسیل انرژی باد برای تولید برق سیستم روشنایی جاده‌ها و اولویت‌بندی شهرستان‌های استان کرمانشاه برای نصب سامانه روشنایی مبتنی بر انرژی باد است. با استفاده از اطلس باد، مناطق با پتانسیل باد بالا در محدوده ۳ کیلومتری جاده‌ها شناسایی شدند که در نتیجه، ۴۶ نقطه در استان کرمانشاه شناسایی گردید و تحلیل‌های مکان‌یابی بر اساس این نقاط انجام شد. سپس شهرستان‌های استان کرمانشاه بر اساس معیارهای مختلف شامل پتانسیل انرژی باد، فاصله از جاده‌ها، حجم ترافیک، فاصله از خطوط برق فشار قوی، فاصله از مناطق حفاظت‌شده، نوع کاربری اراضی، فاصله از رودخانه و مناطق در معرض سیل، فاصله از گسل‌ها، فاصله از مناطق مسکونی و شیب زمین، با استفاده از روش‌های تصمیم‌گیری چندمعیاره جهت نصب سیستم روشنایی جاده‌ای مبتنی بر انرژی باد اولویت‌بندی شدند. نتایج نشان دادند که پتانسیل انرژی باد، حجم ترافیک و فاصله از جاده‌ها بیشترین اهمیت را در تعیین مکان نصب سامانه روشنایی دارند. شهرستان‌های کرمانشاه، سنقر و روانسر به‌ترتیب در اولویت نصب سامانه روشنایی با توربین بادی قرار گرفتند، در حالی‌که شهرستان‌های قصر شیرین و سرپل ذهاب در رتبه‌های پایین‌تری قرار گرفتند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

تدوین چارچوب روش‌شناختی برای مطالعات تعاونی‌های کشاورزی - مروری نظام‌مند توسط پریسما

دوره 15، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 435-458

https://doi.org/10.22067/jam.2024.89290.1273

مهدی بامداد، مرتضی زنگنه، سیدحسین پیمان

چکیده تعاونی‌های کشاورزی به‌طور گسترده در جهان به‌عنوان یک نهاد برجسته در بخش کشاورزی شناخته می‌شوند. موفقیت تعاونی‌های کشاورزی در تولید و عرضه مواد غذایی تفاوت قابل‌توجهی را در کشورهای مختلف نشان می‌دهد. هدف این تحقیق بررسی جامع مطالعات موجود درباره تعاونی‌های کشاورزی با استفاده از روش پریسما است. یک چارچوب روش‌شناختی نیز برای هدایت تحقیقات آینده پیشنهاد شده است. در ابتدا، تجزیه و تحلیلی کامل از چهار بخش از هر مطالعه، از جمله اهداف، روش‌شناسی، عوامل مورد مطالعه و یافته‌های کلیدی انجام شد. متعاقب آن، متغیرهای درون هر بخش برای تسهیل تحلیل مقایسه‌ای جامع‌تر، طبقه‌بندی شدند. بررسی‌ها نشان داد که موفقیت تعاونی‌های کشاورزی منوط به مدیریت مؤثر، استراتژی‌های بازاریابی موفق و اعضای متعهد است. آموزش صرف‌نظر از سن یا جنسیت افراد از اهمیت بالایی برخوردار است. در نهایت، استراتژی‌های دستیابی به موفقیت ممکن است در میان تعاونی‌های مختلف متفاوت باشد. توصیه می‌شود که برای به‌دست‌آوردن اطلاعات دقیق در مورد وضعیت یک تعاونی کشاورزی در یک منطقه خاص یا در شرایط خاص تحقیقات هدفمند انجام شود.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

توسعه روش مکان‌یابی بانک نشا برنج با استفاده از رهیافت ترکیبی فازی-ویکور-تاپسیس

دوره 14، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 389-403

https://doi.org/10.22067/jam.2023.83155.1175

مرتضی زنگنه، مهدیه روحی فرج آباد

چکیده طی سال‌های اخیر، کشاورزان همواره با افزایش هزینه‌های کارگری مواجه بوده‌اند. ادامه این روند عرصه را بر کشاورزان تنگ‌تر خواهد کرد. استفاده از ماشین نشاکار برنج و گسترش و توسعه مکانیزاسیون در فرایند تولید برنج می‌تواند نقش مهمی در غلبه بر سختی‌های تولید این محصول راهبردی و محدودیت‌های اقلیمی و زمانی زراعت داشته باشد. مطالعه حاضر به جانمایی برای ایجاد بانک نشا برنج در شهرستان فومن از توابع استان گیلان به‌عنوان یکی از زیرساخت‌های مهم مکانیزاسیون زراعت برنج با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی پرداخته است. بدین منظور چندین معیار، مورداستفاده قرار گرفته است. جهت وزن‌دهی پارامترهای مؤثر مکان‌یابی از روش آنتروپی شانون بهره گرفته شد. براین‌اساس، معیارهای تعداد بانک نشا، تعداد بهره‌بردار و سطح تسطیح اراضی بالاترین رتبه را کسب کردند. سپس رتبه‌بندی دهستان‌های شهرستان فومن به روش فازی ویکور و وزن معیارها انجام شد. در ادامه، روستاهای موجود در دهستان منتخب به کمک تحلیل تاپسیس مورد ارزیابی و مقایسه قرار گرفت. نتایج تحلیل ویکور فازی نشان داد که دهستان لولمان و روستای خشک‌نودهان بالا به‌ترتیب بهترین دهستان و روستا برای استقرار بانک نشا در شهرستان فومن هستند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

ارائه الگوریتم بهینه‌سازی فرامکاشفه‌ای برای حل مسأله تخصیص منابع محدود به پروژه‌های مکانیزاسیون کشاورزی: مطالعه موردی دشت مغان

دوره 14، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 215-234

https://doi.org/10.22067/jam.2023.81735.1157

عادل طاهری حاجی وند، کیمیا شیرینی، سینا صمدی قره ورن

چکیده پروژه‌های زمان‌بندی در کشاورزی شامل عملیات و فعالیت‌هایی است که با ترتیب معین و در یک بازه زمانی مشخص انجام می‌گیرند. چنانچه این عملیات و فعالیت‌ها به‌موقع انجام نشوند، به دلیل افت کمی و کیفی محصول، سبب افزایش هزینه‌های واحد کشاورزی و در نتیجه سبب ایجاد هزینه‌های به‌موقع نبودن خواهند شد. انجام به‌موقع عملیات و پروژه‌های مکانیزاسیون کشاورزی یکی از مهم‌ترین مسائلی است که در سال‌های اخیر مدنظر بوده است. برای حل مسأله زمان‌بندی پروژه با منابع محدود روش‌های مختلفی ارائه شده است که هریک سعی در یافتن جواب بهینه می‌باشند. با توجه به این‌که این مسائل از نوع NP-hard می‌باشند، در این پژوهش از الگوریتم رقابت استعماری به‌منظور زمان‌بندی پروژه‌های مکانیزاسیون کشاورزی دو محصول غالب کشت و صنعت مغان استفاده شده‌است. هدف اصلی این زمان‌بندی کمینه‌کردن زمان تکمیل پروژه و کاهش هزینه‌ها است به‌صورتی‌که در انجام به‌موقع عملیات کشاورزی اختلالی ایجاد نشود. اطلاعات مربوط به فعالیت‌ها، منابع مورد نیاز هر فعالیت و پیش‌نیازی فعالیت‌های هر محصول و پارامترهای الگوریتم پیشنهادی برای مساله زمان‌بندی پروژه با منابع محدود مدل‌سازی و پیاده‌سازی شده است و نتایج حاصل از اجرای الگوریتم نشان‌دهنده‌ی موفقیت‌آمیز بودن روش رقابت استعماری در زمان‌بندی و تخصیص بهینه منابع به هر یک از فعالیت‌ها است. الگوریتم رقابت استعماری ارائه‌شده در این مقاله با الگوریتم‌‌های شناخته‌شده از جمله الگوریتم ژنتیک، الگوریتم پرندگان و الگوریتم بهینه‌سازی مبتنی بر جغرافیای زیستی مقایسه گردیده است. نتایج حاکی از صرفه‌جویی 25 روزه در زمان انجام پروژه‌‌ها و 16700 واحد پولی در هزینه‌ها در روش رقابت استعماری در محصول کلزا و صرفه‌جویی 42 روزه و 3233 واحد پولی در هزینه محصول گندم شده است.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

رتبه‌بندی عوامل موثر در مدل پذیرش فناوری برای استفاده واقعی از اتوماسیون کشاورزی (مطالعه موردی: اردبیل)

دوره 11، شماره 2، 1400، صفحه 525-534

https://doi.org/10.22067/jam.v11i2.81398

مهدی سلیمی، راضیه پوردربانی، باقر عسگرنژاد نوری

چکیده در ایران، با توجه به رشد جمعیت باید راهکارهایی برای امنیت تولید پیدا نمود که در این راستا اتوماسیون کردن کشاورزی قابل توجیه است. پژوهش حاضر به بررسی عوامل موثر بر پذیرش اتوماسیون در کشاورزی شهرستان اردبیل در چارچوب "مدل پذیرش فناوری (TAM)" پرداخته است. عوامل این مدل در پژوهش حاضر، شامل برداشت ذهنی از سودمندی، برداشت ذهنی از سهولت، نگرش نسبت به استفاده و تمایل به استفاده از اتوماسیون به‌عنوان متغیرهای مستقلی هستند که بر متغیر وابسته‌ی استفاده از اتوماسیون تاثیر می‌گذارند. روش این پژوهش پیمایشی و ابزار آن پرسش‌نامه طراحی شده بر اساس مدل (TAM) بوده است. در این پژوهش جامعه‌ی آماری 27670نفر از افراد دانشگاهی- کشاورزان و مدیران جهاد کشاورزی شهرستان اردبیل بوده که با استفاده از فومول کوکران 380 نفراز آن‌ها در قالب نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای به‌عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدل پذیرش فناوری با کسب ضریب تعیین 0.635 قابلیت کاربرد در جامعه مورد مطالعه را دارد. همچنین ترتیب اولویت‌ تاثیر متغیرهای مدل پذیرش فناوری بر استفاده واقعی از اتوماسیون به همراه ضریب جمع تاثیرات عبارت از برداشت ذهنی از سهولت استفاده (1.284)، برداشت ذهنی از سودمندی (1.280)، تمایل به استفاده (0.954) و نگرش به استفاده از اتوماسیون (0.478) بود. با توجه به نتایج پژوهش، آشکار شد که دانش، آگاهی و تجربه قبلی کشاورزان بر درک آنان از مفید بودن اتوماسیون کافی نبود؛ بنابراین برگزاری دوره‌های آموزشی- کارگاهی و دوره‌های توجیهی و هم‌چنین معرفی این فناوری در مجلات و نشریات و رسانه‌های اجتماعی توصیه گردید.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

بررسی چالش‌ها و فرصت‌های شهرستان اهواز در توسعه مکانیزاسیون محصولات زراعی با استفاده از ماتریس SWOT

دوره 11، شماره 2، 1400، صفحه 535-548

https://doi.org/10.22067/jam.v11i2.83348

نادر مرادی، عباس عساکره، محمد جواد شیخ داودی

چکیده هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل راهبردی توسعه مکانیزاسیون زراعی شهرستان اهواز و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید توسعه مکانیزاسیون محصولات زراعی منطقه با استفاده از ماتریس تحلیل راهبردی می‌باشد. داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 180 کارشناس مکانیزاسیون کشاورزی و کشاورز شهرستان اهواز، داده‌های سازمانی (جهاد کشاورزی، مراکز خدمات کشاورزی، سازمان هواشناسی، آمارنامه‌ها و غیره) و بررسی منابع جمع‌آوری شد. مهم‌ترین نقاط قوت و شایستگی منطقه شامل وجود اراضی وسیع و مسطح، توانایی انتخاب ماشین‌ها و ادوات مناسب کشاورزی و افزایش رفاه کشاورزان با توسعه مکانیزاسیون بودند در حالی‌که شوری آب آبیاری و هزینه زیاد تأمین ماشین‌های کشاورزی مهم‌ترین نقاط ضعف و کمبودهای منطقه می‌باشند. امکان عرضه تسهیلات به کشاورزان، تعداد زیاد فارغ‌التحصیلان مکانیزاسیون کشاورزی و انگیزه زیاد کشاورزان در استفاده از ماشین‌های کشاورزی مهم‌ترین فرصت‌ها و تمایل اندک به سرمایه‌گذاری در تولید محصولات زراعی و توجه کم مسئولین به بخش کشاورزی از مهم‌ترین ضعف‌های منطقه در راستای توسعه مکانیزاسیون زراعی می‌باشند. نمره نهایی کل عوامل داخلی و خارجی به‌ترتیب 2.437 و 2.973 به‌دست آمد که نشان می‌دهد شهرستان اهواز از نظر عوامل داخلی توسعه مکانیزاسیون زراعی دارای شرایط نسبتاً نامطلوبی است، در حالی‌که از نظر عوامل خارجی شرایط نسبتاً خوبی دارد. نتایج ماتریس تحلیل سوات، راهبرد رقابتی را برای توسعه مکانیزاسیون زراعی شهرستان اهواز ارائه داد که مبتنی بر استفاده و بهره‌برداری حداکثر از فرصت‌های مهم منطقه در راستای کاهش یا حذف نقاط ضعف مهم منطقه می‌باشد.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

بررسی روش‌های متعادل‌سازی هیستوگرام و آستانه‌گیری برای بخش‌بندی گل محمدی در تصاویر رنگی

دوره 11، شماره 1، 1400، صفحه 29-42

https://doi.org/10.22067/jam.v11i1.82330

آرمین کهن، سعید مینایی

چکیده به‌منظور افزایش دقت بخش‌بندی تصاویر گل محمدی، چند روش متعادل‌سازی هیستوگرام برای بهبود کیفیت تصاویر رنگی این گل‌ها و چند روش آستانه‌گیری برای بخش‌بندی گل‌های مذکور در تصویر، مورد بررسی قرار گرفت. قابل ذکر است که تصویربرداری در فضای باز و ساعات مختلف روز و شرایط متفاوتی از شدت نور انجام گرفت. برای بررسی دقیق‌تر، یک آزمایش فاکتوریل در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با دو عامل روش متعادل‌سازی هیستوگرام، در 8 سطح و روش آستانه‌گیری، در 15 سطح به‌کار گرفته شد. روش‌های متعادل‌سازی هیستوگرام عبارت بودند از: CHE, BBHE, BHEPL-D, DQHEPL, DSIHE, RMSHE, RSIHE و تیمار شاهد بدون متعادل‌سازی هیستوگرام (NHE). همچنین روش‌های آستانه‌گیری عبارت بودند از: Huang, Intermodes, Isodata, Li, maximum entropy, mean, minimum, moments, Otsu, percentile, Renyi’s entropy, Shanbhag, Yen, constant  و global basic thresholding method. تاثیر این دو عامل بر خصوصیات تصویر بخش‌بندی شده از قبیل: درصد سطوحی که به اشتباه بخش‌بندی شده‌اند (PISA)، درصد هم‌پوشانی سطوح (POA)، درصد سطوحی که تشخیص داده نشده‌اند (PUA) و درصد سطوح تشخیص داده شده گل‌ها (PDF) مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه روش‌های متعادل‌سازی هیستوگرام نشان داد که DQHEPL و NHE پایین‌ترین میزان PUA (به‌ترتیب 11.13% و 8.32%)، بالاترین POA (به‌ترتیب 89.35% و 92.07%) و بالاترین PDF (به‌ترتیب 61.88% و 64.94%) را از لحاظ آماری دارا می‌باشند. روش‌های آستانه‌گیری تاثیر معنی‌داری بر PISA, PUA, POA و PDF داشتند. بزرگ‌ترین مقادیر PDF به روش آستانه‌گیری constant، minimum و Intremodes (به‌ترتیب 75.07%، 73.08% و 74.30%)، همچنین کمترین مقدار PISA مربوط به این موارد بود (به‌ترتیب 0.35%، 1.29% و 0.35%) و PUA (به‌ترتیب 33.72%، 23.09% و 15.56%). این روش‌ها بزرگ‌ترین مقدار POA را نشان دادند (به‌ترتیب 80.73%، 76.70% و 84.67%). لذا روش‌های مناسبی برای بخش‌بندی گل محمدی در تصویر رنگی محسوب می‌گردند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

پتانسیل‌سنجی و بررسی خصوصیات و پارامترهای انرژی باد مطالعه موردی: شهرستان دهلران

دوره 9، شماره 1، 1398، صفحه 195-208

https://doi.org/10.22067/jam.v9i1.64905

احمد امیدی، رضا علیمردانی، مجید خانعلی

چکیده تعیین پتانسیل انرژی باد، اولین گام در مسیر مهار انرژی نهفته در آن محسوب می‌شود. در این تحقیق از اطلاعات باد منطقه دهلران با فواصل زمانی سه ساعته، استفاده گردید و برای پیش‌بینی احتمال وقوع سرعت‎های مختلف باد و نیز پتانسیل توان باد، از توابع ویبول و رایلی استفاده شد. بررسی میانگین سالانه سرعت باد طی دوره ده ساله نشان داد که در این مدت تغییرات میانگین سرعت دارای نوسان اندکی بوده و در ارتفاع 80 متری به 1- ms5 رسیده است. بر اساس نتایج به‌دست آمده، بیشترین چگالی انرژی ماهیانه باد مربوط به ماه‌های گرم سال بود و در ارتفاع 80 متری به wm-2312 در ماه ژوئن ‌رسید. همچنین بیشترین میانگین سرعت ماهانه 62/4 و کمترین مقدار آن 1-ms 241/2 به‌ترتیب در ماه ژوئن 2005 و نوامبر 2006 بود. به‌طور کلی، ماه‌های گرم سال به‌صورت معنی‌داری میانگین سرعت بیشتر و انحراف استاندارد کمتری نسبت به ماه‌های سرد سال داشته‌اند که می‌تواند بیانگر پتانسیل، ثبات و پایداری بالاتر انرژی در ایام گرم سال باشد. بررسی تغییرات روزانه، ماهانه و فصلی سرعت و نیز توان باد نشان داد که بیشترین چگالی انرژی هرکدام به‌ترتیب در ساعات گرم روز، ماه ژوئن و فصل تابستان بوده است. لذا می‌توان گفت که پتانسیل بالای انرژی باد منطقه با اوج مصرف برق کشور که در طول روز، ماه‌های گرم سال و فصل تابستان رخ می‌دهد و گاهی اوقات منجر به خاموشی‌های ناخواسته می‌شود، تقارن زمانی داشته است. لذا با احداث مزارع بادی در این مناطق علاوه بر افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در سبد انرژی کشور می‌توان به پایداری و ثبات برق منطقه در ایام گرم سال کمک نمود. همچنین بررسی تغییرات جهت باد نشان داد که بیشترین فراوانی مربوط به جهت جنوب شرقی و سپس غربی و کمترین فراوانی باد در طی سال از سمت شمال شرقی و در مرتبه بعد شمالی بود.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مکان‌یابی مراکز شبکه خدمات مشاوره‌ای، فنی و مهندسی کشاورزی با استفاده از مدل مکان‌یابی پوشش بیشینه

دوره 9، شماره 1، 1398، صفحه 221-233

https://doi.org/10.22067/jam.v9i1.65741

مرتضی زنگنه، اسداله اکرم

چکیده نتایج تحقیقات مختلف در بخش خدمات نشان داده است که تأمین مطلوب خدمات عامل مهمی در افزایش بهره‌وری زنجیره تأمین کشاورزی است. در این پژوهش بخشی از الزامات استقرار شبکه خدمات مشاوره‌ای، فنی و مهندسی کشاورزی در بخش کشاورزی که مربوط به مکان این مراکز است مورد بررسی قرارگرفته است. مکان‌یابی این مراکز از طریق تعیین حیطه عمل و استقرار مناسب شرکت‌های خدمات مشاوره‌ای، فنی و مهندسی کشاورزی بر اساس ظرفیت‌های منطقه‌ای و با در نظر گرفتن فاصله انواع مشتریان این‌گونه مراکز انجام‌شده است. در این مطالعه از مدل مکان‌یابی پوشش بیشینه استفاده‌شده است که توسط نرم‌افزار CPLEX و الگوریتم شاخه و حد حل‌شده است. در این پژوهش به‌منظور نشان دادن قابلیت‌های عملی روش‌ها و مدل‌های توسعه داده‌شده، یک مطالعه موردی دریکی از شهرستان‌های استان همدان انجام‌شده است. به‌منظور یافتن شعاع پوشش کامل در هریک از دهستان‌های موردمطالعه، شعاع‌های پوشش مختلف آزمون شد. بدین منظور از شعاع پنج تا 160 کیلومتر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در برخی شعاع‌های پوشش، نه‌تنها مکان بهینه تغییر نمی‌کند، بلکه تعداد نقاط پوشش داده‌شده نیز ثابت است. هم‌چنین نتایج مدل حاکی از آن است که شعاع پوشش به‌منظور پوشش کامل مزارع متقاضی دریافت خدمات کشاورزی در هر دهستان متفاوت است به‌طوری‌که بیش‌ترین میزان 20 کیلومتر در دهستان درجزین علیا و کم‌ترین میزان 10 کیلومتر در دهستان سردرود سفلی است. در هر شعاع پوشش، مکانی که با استفاده از مدل پوشش بیشینه انتخاب شده قادر است بیش‌ترین تعداد نقاط تقاضا را تحت پوشش قرار دهد، زیرا در تابع هدف این مدل، بیشینه‌سازی بر اساس تعداد مشتریان انجام شده است.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

اولویت‌بندی ورود توان تراکتوری در کشاورزی استان خوزستان به روش‌های تاپسیس و تحلیل سلسله مراتبی فازی

دوره 9، شماره 1، 1398، صفحه 235-251

https://doi.org/10.22067/jam.v9i1.69258

آتنا کشوری، افشین مرزبان

چکیده شناخت وضعیت توان تراکتوری هر منطقه به‌منظور برنامه­ریزی برای ارتقاء ظرفیت انجام عملیات ماشینی از ضرورت‏های برنامه‏ریزی در حوزه مکانیزاسیون کشاورزی می‌باشد. در همین راستا به‌منظور ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ روند گذشته، شکاف میان وﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮد و مطلوب در استان خوزستان، سطح مکانیزاسیون طی 5 دوره برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار گرفت. توان تراکتوری مورد نیاز شهرستان‌های استان در زمان اوج عملیات کشاورزی محاسبه گردید و به‌منظور اولویت‏بندی ورود توان در استان از ترکیب روش‌های تاپسیس فازی و تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. سطح مکانیزاسیون استان 20/1 اسب بخار بر هکتار برآورد گردید و متوسط ضریب پراکندگی اراضی کشاوری برای کل استان 96/301 درصد محاسبه شد. بین سطح مکانیزاسیون شهرستان‌های استان و ضریب پراکندگی اراضی و میانگین قطعات زراعی به‌ترتیب همبستگی منفی و مثبت مشاهده گردید. به‌منظور اجرای به موقع عملیات کشاورزی، استان نیازمند 6682 دستگاه تراکتور با توان اسمی معادل 75 اسب بخار می‌باشد. بیشترین نیازمندی به تراکتور در شهرستان دشت‌آزادگان با تعداد 1163 دستگاه وجود داشت. برای ورود توان جدید به استان بایستی شهرستان‌های گتوند، اندیمشک، ایذه و باغملک‏‏ در اولویت قرار بگیرند. ضریب پراکندگی سطح مکانیزاسیون 47 درصد محاسبه شد که نشان‌دهنده توزیع نامناسب سطح مکانیزاسیون در شهرستان‏های استان می‌باشد. بر این مبنا ضرورت برنامه‏ریزی منطقه‌ای در برنامه‏های راهبردی استان برای برقراری تعادل و توازن بیشتر به منظور ایجاد شرایط مناسب و همگون توان در کشاورزی، دیده می‏شود.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مقایسه کارایی مدیریتی– عملیاتی نظام‌های بهره‌برداری ماشین‌های کشاورزی (مطالعه موردی استان البرز)

دوره 7، شماره 2، 1396، صفحه 503-513

https://doi.org/10.22067/jam.v7i2.51782

عبدالستار امیدی، مرتضی الماسی، علی محمد برقعی

چکیده این پژوهش به‌منظور محاسبه اجزاء کارایی مدیریتی- عملیاتی نظام‌های بهره‌‌برداری ماشین‌های کشاورزی و مقایسه آن‌ها در سه نظام بهره‌‌برداری ماشین‌های کشاورزی در استان البرز انجام گردید. اجزای کارایی مدیریتی- عملیاتی نظام‌های بهره‌ برداری ماشین‌های کشاورزی 4 نوع کارایی: فنی- عملیاتی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی را شامل می‌شود که برای محاسبه آن‌ها عوامل اثرگذار بر نوع و عملکرد نظام‌های بهره‌‌برداری ماشین‌های کشاورزی شناسایی شد و این عوامل در قالب 29 شاخص شامل: 12 شاخص فنی- عملیاتی، 5 شاخص اقتصادی، 5 شاخص اجتماعی و 7 شاخص مدیریتی، سنجش شدند. داده‌های جمع‌آوری‌شده از 4 نوع پرسشنامه تخصصی از سه نوع نظام بهره‌‌برداری ماشین‌های کشاورزی پس از جمع‌بندی با استفاده آزمون کروسکال والیس برای مقایسه میانگین‌ها و آزمون من- وایتنی برای مقایسه دو به ‌دو نظام‌های بهره‌‌برداری مورد ارزیابی قرار گرفت. بر این اساس نظام بهره‌‌برداری حرفه‌ای در بین سه نظام بهره‌‌برداری بیشترین میزان کارایی عملیاتی- مدیریتی را نشان داد و نظام بهره ‌برداری اختصاصی- حرفه‌ای از این نظر در جایگاه دوم قرار گرفت. رتبه ‌بندی کارایی مدیریتی- عملیاتی نظام‌های بهره‌‌برداری ماشین‌های کشاورزی با استفاده از فن TOPSISانجام گردید که درنهایت نظام‌های بهره‌برداری ماشین‌های کشاورزی استان البرز به‌ترتیب زیر رتبه‌بندی گردید:
1. نظام بهره‌‌برداری حرفه‌ای، 2. نظام بهره‌‌برداری اختصاصی- حرفه‌ای، 3. نظام بهره‌‌برداری اختصاصی

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

انتخاب بهترین ادوات خاک‌ورز به لحاظ مصرف بهینه انرژی با استفاده از روش تحلیل ساده وزنی شده

دوره 7، شماره 1، 1396، صفحه 37-47

https://doi.org/10.22067/jam.v7i1.48464

کورش اندکایی زاده، محمد جواد شیخ داودی، محمد اسماعیل خراسانی فردوانی

چکیده عملیات خاک ورزی از جمله عملیات هایی است که در کشاورزی با مصرف زیاد انرژی همراه است. از این رو بهینه کردن میزان مصرف انرژی در عملیات خاک‌ورزی بسیار با اهمیت است. در این تحقیق با استفاده از روش مدیریتی ساده وزنی شده دستگاه مناسب با توجه به معیارهای مختلف انرژی مورد بررسی قرار گرفته است، این آزمایش به‌صورت طرح کرت های خرد شده، بر پایه بلوک های کامل تصادفی با سه نوع ادوات خاک‌ورز (گاوآهن برگرداندار، گاوآهن بشقابی و هرس بشقابی) در 4 سرعت پیشروی مختلف (3، 4، 5، 6 کیلومتر بر ساعت) و عمق های مختلف که محدوده عمقی با توجه به نوع ادوات انتخاب شد و این آزمایش در خاک رسی لومی با میزان رطوبت 9/18 درصد (بر پایه خشک) انجام شد. پارامترهای کشش ویژه (کیلونیوتون بر متر)، مصرف سوخت (لیتر بر ساعت)، درصد لغزش، توان مالبندی (کیلووات)، بازده کششی و بازده کلی انرژی اندازه‌گیری شد. نتایج نشان داد که در سرعت‌های کم و عمق‌های زیاد گاوآهن برگردان‌دار مصرف بهینه انرژی دارد و در عمق های زیاد و سرعت زیاد هرس بشقابی میزان مصرف بهینه انرژی را داشت. گاوآهن بشقابی از نظر مصرف بهینه انرژی نسبت به دو ادوات دیگر به‌عنوان گزینه مطلوب انتخاب شد، زیرا در روش تحلیل ساده وزنی شده داراری ضریب ترکیبی بیشتر در اکثر شرایط کاری (عمق شخم و سرعت پیشروی مختلف) است.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

تحلیل عوامل مؤثر بر برداشت مکانیکی زیتون در استان گیلان

دوره 7، شماره 1، 1396، صفحه 48-60

https://doi.org/10.22067/jam.v7i1.48003

حامد عابدی، سعید فیروزی، محمد صادق الهیاری

چکیده برداشت، مهمترین مرحله تولید محصول زیتون است. هزینه برداشت دستی زیتون حدوداً دو سوم از هزینه های کل تولید این محصول را تشکیل می دهد، بنابراین تحقیق در مورد کلیه ابعاد مکانیزاسیون برداشت زیتون از اهمیت خاصی برخوردار است. از این رو، به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر برداشت مکانیکی زیتون در استان گیلان، تحقیقی به روش دلفی در سه مرحله انجام گرفت. افراد گروه تخصصی این تحقیق، شامل 22 نفر از کارشناسان مرتبط با مکانیزاسیون زیتون در استان گیلان بودند که با مشورت اساتید دانشگاهی در این استان، شناسایی و انتخاب شدند. نتایج نشان داد که عوامل "اصلاح باغ های زیتون و رعایت اصول فنی درختکاری" با کسب 15/98 درصد از توافق نهایی و "حمایت ویژه از تحقیقات ساخت و بهینه‌سازی ماشین های برداشت زیتون" با کسب 23/96 درصد از توافق کارشناسان، به‌ ترتیب به‌عنوان مهمترین عوامل پیش برنده توسعه مکانیزاسیون برداشت زیتون در استان گیلان بودند. همچنین نتایج بررسی بازدارنده ها بیانگر آن بود که "شیب دار بودن اغلب قطعات زیتون کاری" با کسب 62/95 درصد از توافق نهایی کارشناسان و "فقدان یا نقص برنامه ریزی جهت توسعه مکانیزاسیون برداشت زیتون" با کسب 87/92 درصد از توافق کارشناسان مکانیزاسیون زیتون نیز مهمترین عوامل بازدارنده را تشکیل می دادند. بنابراین، توجه به نوسازی و اصلاح باغ های قدیمی و الزام در رعایت اصول درختکاری سازگار با برداشت مکانیکی زیتون و همچنین حمایت ویژه و هدفمند از تحقیقات کاربردی در زمینه بهینه سازی فناوری های خارجی و ساخت تجهیزات برداشت متناسب با شرایط بومی باغ های زیتون استان گیلان، امری ضروری است.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

تأثیر اندازه مزرعه بر میزان انرژی مصرفی و هزینه‌های ورودی تولید بادام‌زمینی در استان گیلان

دوره 5، شماره 1، 1394، صفحه 217-227

https://doi.org/10.22067/jam.v5i1.24894

باقر عمادی، امین نیکخواه، مهدی خجسته پور، سیدحسین پیمان

چکیده در این تحقیق میزان انرژی مصرفی و هزینه‌های ورودی تولید بادام‌زمینی در استان گیلان محاسبه شده است. اطلاعات از طریق پرسشنامه و مصاحبه حضوری با 75 کشاورز به‌دست آمد. داده‌ها از سه گروه مزرعه با مساحت‌های کمتر از نیم هکتار، نیم تا یک هکتار و بیشتر از یک هکتار جمع‌آوری شدند. نتایج نشان داد، میزان انرژی ورودی برای تولید بادام‌زمینی 36/19407 مگاژول بر هکتار است. دو نهاده سوخت دیزل و کودهای شیمیایی به‌ترتیب با 05/50 و 14/19 درصد پرمصرف‌‌ترین نهاده‌های انرژی در تولید بادام‌زمینی بودند و تفاوت انرژی‌های ورودی سه نهاده ماشین‌ها، سوخت دیزل و الکتریسیته در مساحت‌های مختلف مزارع معنی‌دار (05/0>p) بود. میانگین کارایی انرژی در مساحت‌های کمتر از نیم هکتار، نیم تا یک هکتار و بیش از یک هکتار به‌ترتیب 67/3، 02/4 و 12/4 به‌دست آمد. بهره‌وری انرژی در این مساحت‌ها نیز به‌ترتیب 155/0، 169/0 و 174/0 کیلوگرم بر مگاژول محاسبه شد. نتایج استفاده از تابع کاب داگلاس نشان داد که تأثیر نهاده‌های کار انسانی، ماشین‌ها، کودهای شیمیایی و الکتریسیته بر روی عملکرد مثبت و تأثیر نهاده‌های بذر، سوخت دیزل و سموم شیمیایی بر روی عملکرد بادام‌زمینی منفی بود. نسبت سود به هزینه 82/1 محاسبه شد و زمین‌های تحت کشت با مساحت بیشتر از یک هکتار از انرژی مصرفی و هزینه‌های ورودی کمتری بر واحد سطح برخوردار بودند.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

پتانسیل سنجی امکان استفاده از انرژی باد برای پمپ‌های کشاورزی برقی در منطقۀ بروجرد

دوره 4، شماره 2، 1393، صفحه 368-377

https://doi.org/10.22067/jam.v4i2.34821

مهرداد جلالوند، حسین باخدا، مرتضی الماسی

چکیده برای مهار انرژی نهفته در باد، اولین گام تعیین انرژی پتانسیل باد می‌باشد. در این تحقیق از اطلاعات باد منطقه بروجرد، با فرکانس زمانی سه ساعته که در دوره‌ای 10 ساله (2011 - 2002) ثبت شده‌اند، استفاده شده است. برای پیش بینی احتمال وقوع سرعت‌های مختلف باد، از تابع ویبول دو پارامتره استفاده شده است. نتایج محاسبات نیکوئی برازش توسط آزمون کی دو نشان داد در 11 ماه از سال، توزیع فراوانی تجربی مطابق با توزیع ویبول دو پارامتره می‌باشد، ولی احتمال تجربی داده های سرعت در ماه سپتامبر از تابع ویبول دو پارامتره تبعیت نمی‌کند. برای ماه سپتامبر از تابع توزیع ویبول دو نمایی استفاده گردیده است. میزان انرژی قابل استحصال توسط یک توربین 2300 کیلوواتی نمونه به نام آوانتیس مدل ای وی 1010، با ارتفاع برج 99متر، به تفکیک برای دوره های دو ماهه سال محاسبه شده است. پس از تعیین میزان انرژی مصرفی چاه های کشاورزی برقی منطقه در هر دوره از سال، میزان انرژی مورد نیاز و قابل استحصال، مطابقت داده شده است. در این تحقیق ازنرم افزارهای SPSS نسخۀ 18، ویندوگرافر 2/0/3 و متلب 7/13/0/564 استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است که در منطقۀ بروجرد، برای بهره برداری از انرژی باد در تمام سال، به حداقل 39 توربین 2300 کیلوواتی با ارتفاع 99 متر نیاز است. با استفاده از توربین‌های مذکور علاوه بر گام برداشتن در مسیر توسعۀ پایدار کشاورزی، در طول سال نیز انرژی مازاد وجود داشته و قابل تزریق به شبکۀ سراسری برق خواهد بود.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

انتخاب تراکتور مناسب بر مبنای تصمیم گیری چند معیاری

دوره 1، شماره 1، 1390

https://doi.org/10.22067/jam.v1i1.10077

محمدباقر لک، علی محمد برقعی

چکیده هدف از مکانیزاسیون کشاورزی بیشینه کردن بهره وری است. با هدف مند کردن یارانه ها از یک سو و پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی از سوی دیگر، انتخاب فنّاوری مناسب اهمیت بیشتری خواهد داشت. رشد کشاورزی منوط به مکانیزاسیون صحیح است و انتخاب تراکتور مناسب یکی از ارکان پیاده‌سازی مکانیزاسیون می باشد. در این مقاله معیارهای انتخاب یک تراکتور مناسب با توجه به شرایط استان همدان مدنظر قرار گرفت و بهترین گزینه با استفاده از نه معیار ارزیابی با بهره گیری از روش تصمیم گیری چند معیاری3 تاپسیس4 از بین یازده مدل تراکتور انتخاب شد. معیارهای ارزیابی تراکتور مناسب عبارتند از: توان مال بندی، توان هیدرولیک، توان محور توان دهی، نوع محور توان دهی، مصرف سوخت ویژه، دامنه سرعت حرکت، دور مشخصه موتور، جعبه دنده، و کارخانه سازنده. در بین گزینه های موجود، تراکتور U453 نسبت به دیگر مدل های تراکتور ترجیح داده شد و به عنوان تراکتور مناسب توصیه شد.

آموزش، استانداردها و روش‌شناسی‌ها در مهندسی کشاورزی

مطالعه شاخص‌های مکانیزاسیون در کشاورزی خرده مالک استان خراسان رضوی و ارائه راهکارهای مناسب

دوره 1، شماره 1، 1390

https://doi.org/10.22067/jam.v1i1.10079

محمد حسین سعیدی راد، سید عبداله پرهیزگار

چکیده بخش عمده ای از کشاورزی ایران و به ویژه استان خراسان بصورت خرده مالک بوده و این کشاورزان اغلب دارای قطعاتی کمتر از یک هکتار می‌باشند. به منظور بررسی وضعیت مکانیزاسیون اراضی کوچک (دو هکتار و کمتر) استان خراسان رضوی در سال زراعی 1388-1387 سه منطقه استان که دارای کشاورزی خرده مالک هستند شناسایی شدند. برای جمع آوری اطلاعات مبنا و میدانی در تعیین ضرایب مکانیزاسیون، پرسشنامه ای تهیه گردید و در مناطق مورد مطالعه به تعداد کل بهره برداران (335 بهره بردار)، پرسشنامه‌ها تکمیل گردید. نتایج نشان داد میانگین سطح مکانیزاسیون 36/3 اسب بخار بر هکتار و میانگین درجه مکانیزاسیون کل 7/37 درصد بدست آمد. همچنین میانگین درجه مکانیزاسیون عملیات خاک ورزی 3/98 درصد محاسبه شد. میانگین ضریب توان اجرایی و میانگین هکتار بر تراکتور به ترتیب 37/4 و 62/27 بدست آمد. مشخص گردید کشاورزان از توان موتوری موجود تنها برای خاک ورزی استفاده می‌نمایند و به دلایلی از قبیل کوچک بودن اراضی و عدم تناسب نوع ماشین با اندازه مزرعه، کمبود دانش فنی و همچنین ادوات و دنباله بند ها، توانایی و یا امکان استفاده از تراکتور در سایر موارد وجود ندارد. بنابراین با جلوگیری از توزیع تراکتورها و ادوات کشاورزی به صورت فردی، گسترش تعاونی‌های خدمات مکانیزاسیون، رعایت تناسب نوع و توان ماشین با اندازه قطعات و آموزش بهره برداران و تولیدکنندگان ادوات کشاورزی می‌توان باعث بالا رفتن شاخص‌های مکانیزاسیون کشور و همچنین کاهش هزینه‌های تولید گردد.