راهبرد نوین طبقهبندی کود پتاسیم بر مبنای میزان pH با استفاده از تصویربرداری فراطیفی مرئی-فروسرخ نزدیک و یادگیری ماشینی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 مهر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.93983.1394
محمدحسین نرگسی، کامران خیرعلی پور، فاطمه ولی زاده کاخکی، زهرا مرادی
چکیده در حوزه کشاورزی، علاوه بر کودهای آلی، انواع مختلفی از کودهای شیمیایی به منظور افزایش حاصلخیزی خاک و ارتقای عملکرد گیاهان مورد استفاده قرار میگیرند. پتاسیم بهعنوان یکی از عناصر ضروری برای رشد گیاه، نقش کلیدی در فرآیندهایی نظیر فتوسنتز، سنتز کلروفیل و افزایش مقاومت گیاه در برابر تنشهای محیطی ایفا میکند. یکی از شاخصهای مهم در بررسی کیفیت کودهای پتاس، میزان اسیدیته آنهاست که تأثیر مستقیمی بر قابلیت جذب عناصر غذایی و اثربخشی کود دارد. در این پژوهش، با هدف توسعه روشی غیرمخرب و دقیق برای ارزیابی خصوصیات شیمیایی کود پتاسیم، از تصویربرداری فراطیفی در بازه طول موجی 400 تا 950 نانومتر استفاده شد. تصاویر چهار نمونه کود پتاسیم با سطوح متفاوت pH ثبت گردید و پس از پردازش اولیه، طول موجهای مؤثر شامل 453.32، 669.95، 798.11، 821.26، 901.47 و 932.06 نانومتر انتخاب شدند. از کانالهای تصویری متناظر با این طول موجها، مجموعهای از ویژگیهای طیفی و آماری استخراج شد. بهمنظور طبقهبندی سطوح مختلف pH، با استفاده از یادگیری ماشینی، از شبکه عصبی مصنوعی بهره گرفته شد. نتایج نشان داد مدل بهینه در حالت استفاده از تمامی ویژگیها دارای ساختار 42-6-4 و در حالت استفاده از ویژگیهای منتخب، دارای ساختار 7-4-4 است. دقت طبقهبندی این دو مدل بهترتیب برابر با 98.6 و 97.2 درصد بهدست آمد. یافتههای این مطالعه بیانگر آن است که ترکیب تصویربرداری فراطیفی و الگوریتمهای یادگیری ماشینی، روشی کارآمد، سریع، غیرمخرب و مقرون بهصرفه برای پایش کیفیت شیمیایی کودهای پتاس ارائه میدهد و میتواند جایگزین مناسبی برای روشهای آزمایشگاهی مرسوم باشد.
بهینهسازی فراسنجههای انرژی و حرارتی در فرآیند خشککردن نشاسته اصلاحشده با پیشتیمار پلاسمای سرد
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 12 آذر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.94207.1405
علی تقوی، آزاده رنجبر ندامانی، علی متولی، سید جعفر هاشمی
چکیده یکی از مراحل مهم اصلاح نشاسته، بعد از اعمال تیمارهای اصلاحی، خشککردن آن است. در فرآیندهای خشککردن مواد غذایی، مصرف انرژی بهعنوان یکی از فراسنجههای کلیدی و مهم موردتوجه قرار میگیرند. در این مطالعه اثر تیمارهای مختلف اصلاح نشاسته بر فراسنجههای انرژی و حرارتی فرآیند خشککردن آن بررسی شد. پلاسمای سرد با استفاده از یک راکتور پلاسما با الکترودهایی از جنس مس و فولاد، در ولتاژ 20 کیلوولت، جریان 3 میلیآمپر و بسامد 50 هرتز و با بهرهگیری از هوای اتمسفر تولیدشده و بر روی نمونه اعمال شد. در تهیه نمونههای نشاسته، آزمایش چندعامله در قالب طرح کاملاً تصادفی با عوامل دمای پیش ژلاتینه (55 و 60 درجه سانتیگراد)، زمان تیمار با پلاسمای سرد (30، 15 و 0 دقیقه)، و دمای خشککردن نشاسته در آون (80، 70 و 60 درجه سانتیگراد) اجرا شد. محاسبۀ فراسنجههای انرژی و حرارتی در خشککن جریان هوای گرم، بازده خشکشدن و انرژی حرارتی و گرمای مخصوص مصرفی بهعنوان پاسخها محاسبه و بهینهسازی نتایج توسط نرمافزار دیزاین اکسپرت انجام شد. نتایج نشان داد دمای پیش ژلاتینه با سطح اطمینان (0.05>p) تأثیر قابلتوجهی بر تمامی فراسنجههای موردنظر، یعنی بازده انرژی، بازده خشککردن و بازده حرارتی داشت. در مقابل، دمای خشککردن تأثیر معناداری بر بازده انرژی نشان نداد؛ اما اثرات آن بر بازده خشککردن و حرارتی معنادار ارزیابی شد. از سوی دیگر، تیمار پلاسما اثر کاملاً معناداری بر بازده انرژی و خشککردن داشت؛ اما در مورد بازده حرارتی تأثیر قابلتوجهی مشاهده نشد. این تحلیل نشان میدهد که تغییرات دمایی و تیمارهای مختلف بر فرآیندهای خشککردن و مصرف انرژی اثرات تفکیکشدهای دارند که میتواند در بهینهسازی این فرآیندها موردتوجه قرار گیرد.
بررسی خواص فیزیکی- شیمیایی و کیفیت اسانس غنچه گل محمدی در روشهای مختلف خشککردن
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 05 اسفند 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.94774.1418
امیدرضا روستاپور، فاطمه سفیدکن، ابوالفضل گلشن تفتی، حمیدرضا گازر
چکیده غنچه خشک گل محمدی فرآوردهای است که علاوهبر مصارف خوراکی برای گلابگیری و تهیه اسانس استفاده میشود. بهمنظور دستیابی به روش مناسب خشککردن غنچه، شش روش سایه خشک، خشککنهای خورشیدی غیرمستقیم، کابینتی (40 و 50 درجه سلسیوس)، انجمادی و تحت خلاء مورد ارزیابی قرار گرفتند. خواص فیزیکی و شیمیایی غنچه شامل رنگ، اسیدیته قابلتیتراسیون و ویتامین ث اندازهگیری شدند. اسانسگیری بهروش تقطیر با آب و جداسازی و شناسایی ترکیبهای اسانس پس از تعیین بازده انجام شد. با دستگاههای کروماتوگرافی گازی و متصل به طیفسنج جرمی، نوع و درصد اجزای اسانسها تعیین شد. طبق نتایج، بیشترین شدت خشک شدن در خورشیدی غیرمستقیم و کمترین در روش سایه خشک میباشد. بیشترین مقدار ویتامین ث، در غنچه خشکشده در کابینتی (40 و 50) و کمترین در انجمادی و تحت خلاء بود. اسیدیته قابلتیتراسیون در غنچه خشکشده در خورشیدی غیرمستقیم دارای بیشترین و در تحت خلاء دارای کمترین مقدار بود. غنچههای خشکشده در سایه و کابینتی (40 و 50) بیشترین فنل کل را دارند. کمترین فنل بهترتیب در تحت خلاء، انجمادی و خورشیدی غیرمستقیم بهدست آمد. بالاترین *L گلبرگهای بیرونی و درونی، در روشهای انجمادی و سپس تحت خلاء میباشد. بیشترین *a در گلبرگهای بیرونی تحت روش کابینتی (50) بهدست آمد. این شاخص در گلبرگهای درونی غنچهها تحت روش خلاء، بعد از غنچه تازه دارای بیشترین مقدار بود. کیفیت اسانس غنچههای سایه خشک تفاوت چندانی با غنچههای تازه نداشت. همچنین خشککن کابینتی (40) بعد از سایه خشک بهترین شرایط در کیفیت اسانس غنچه خشک ایجاد کرد.
پیشبینی غیرمخرب pH آلو خرمایی و خونی با بهکارگیری سامانه تصویربرداری فراطیفی و روشهای یادگیری ماشین
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 18 آبان 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.95325.1427
میثم لطیفی عموقین، یوسف عباسپور گیلانده
چکیده این پژوهش با هدف توسعه و ارزیابی یک روش غیرمخرب برای پیشبینی pH دو رقم آلو (خرمایی و خونی) با استفاده از سامانه تصویربرداری فراطیفی در حالت بازتابی انجام شد. اثر پیشپردازشهای مختلف طیفی بر عملکرد مدل رگرسیون حداقل مربعات جزئی بر روی طیف کامل دادهها بررسی شد. در هر دو رقم، بهترین عملکرد این الگوریتم با فیلتر گوسی در مرحله آزمون با 0.8203=R2، 0.059=RMSE و 2.44=RPD برای رقم خرمایی و 0.8819=R2، 0.1411=RMSE و 3.01=RPD برای رقم خونی به ثبت رسید. در ادامه بهعنوان یک نوآوری از ترکیب الگوریتم درخت تصمیم با پنج الگوریتم فراابتکاری برای کاهش ابعاد دادهها استفاده شد که میان آنها الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات عملکرد بهتری در انتخاب ویژگی داشت. درنهایت، مدلسازیpH بر روی طولموجهای منتخب با استفاده از مدلهای رگرسیون حداقل مربعات جزئی و شبکهی عصبی مصنوعی صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که شبکهی عصبی مصنوعی بر روی طولموجهای منتخب الگوریتم بهینهسازی ازدحام ذرات، بهویژه برای آلو خونی، منجر به دقتهای پیشبینی بهمراتب بالاتری شد؛ بهطوریکه بهترین عملکرد این الگوریتم برای آلو خونی (با فیلتر گوسی) در مرحله آزمون به 0.9834=R2، 0.0512=RMSE و 01/8=RPD دستیافت، که نشاندهنده توانایی قابلتوجه اینروش برای اندازهگیری کمی دقیق است. برای آلو خرمایی نیز، بهترین عملکرد این الگوریتم (با دادههای بدون پیشپردازش و فیلتر میانه) در مرحله آزمون به 0.76=R2 و 2.12=RPD رسید که بهبود قابلتوجهی نسبت به الگوریتم رگرسیون حداقل مربعات جزئی نشان داد. این نتایج، نشاندهنده پتانسیل بالا این روش جهت استقرار در خطوط فرآوری برای کنترل کیفیت میوهها طی عملیات پس از برداشت میباشد.
برآورد کاهش انتشار گازهای گلخانهای، هزینه اجتماعی آلایندهها و ارتقای کارایی مصرف انرژی در کشت گندم در مدیریت مکان محور نهادههای شیمیایی
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 02 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96928.1453
اشکان جلیلیان، محمد مهدی قاسمی، حسن قاسمی مبتکر، علی کعب
چکیده افزایش بهرهوری مصرف نهادههای شیمیایی و کاهش پیامدهای زیستمحیطی، از چالشهای اصلی کشاورزی مدرن است. مصرف بیرویه کودها و علفکشها ضمن افزایش هزینههای تولید، باعث تشدید انتشار گازهای گلخانهای و آلودگی منابع آب و خاک میشود. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثر کاربرد نرخ متغیر کودها و علفکشها بر شاخصهای انرژی و انتشار آلایندهها در کشت گندم آبی انجام شد. مطالعه در سال زراعی 1403-1402 در مزرعهای تحقیقاتی به وسعت ۶ هکتار در کرج، استان البرز، با دو رویکرد مدیریتی شامل روش مرسوم و فناوری نرخ متغیر (VRT) اجرا شد. در رویکرد VRT، با استفاده از تصاویر پهپاد چندطیفی و دادههای خاک، نقشههای مکانی توزیع عناصر غذایی تهیه و نرخ بهینه مصرف نیتروژن، فسفر، پتاسیم و علفکشها تعیین شد. نتایج نشان داد که مصرف نیتروژن، فسفر و پتاسیم بهترتیب 22.2، 38.9 و 77 درصد و مصرف علفکش 82.4 درصد کاهش یافت. ورودی کل انرژی در رویکرد نرخ متغیر 17.4 درصد کمتر بود و شاخصهای نسبت انرژی، بهرهوری انرژی و انرژی خالص بهترتیب 18.9، 21.4 و 22.7 درصد افزایش یافتند. ارزیابی چرخه زندگی با روش ReCiPe2016 نشان داد که کاربرد نرخ متغیر نهادهها پتانسیل گرمایش جهانی را 27.8 درصد و میانگین انتشار آلایندهها را حدود 23 درصد کاهش داد. نتایج بیانگر آن است که فناوری نرخ متغیر میتواند ضمن کاهش مصرف نهادهها و انتشار آلایندهها، کارایی انرژی و پایداری تولید گندم را به شکل قابلتوجهی بهبود دهد.
طراحی و توسعه سیستم هوشمند درجهبندی کشمش طلایی مبتنی بر شبکه عصبی کانولوشن عمیق
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 16 خرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97133.1458
حامد میرخراسانی، مهدی عباسقلی پور، بهزاد محمدی الستی
چکیده در تحقیق حاضر هدف اصلی، توسعه یک روش هوشمند، غیرمخرب و دقیق برای ارزیابی کیفی کشمش تیزآبی طلایی، مبتنی بر شبکه عصبی کانولوشن عمیق با عنوان Raisin_DCNN و بدون نیاز به پیشپردازش پیچیده تصویر و استخراج دستی ویژگیها است. بهمنظور آموزش و ارزیابی مدل پیشنهادی، مجموعهدادهای شامل ۳۳۲۰ تصویر از دانههای کشمش در چهار سطح کیفی مختلف جمعآوری شد. مدل پیشنهادی Raisin_DCNN یک شبکه عصبی کانولوشن عمیق اختصاصی است که بهطور خاص برای استخراج ویژگیهای بصری دانههای کشمش طراحی شده است. در این شبکه از چندین لایه کانولوشن و توابع فعالساز برای طبقهبندی چهارکلاسه استفاده شد. این شبکه، درجهبندی کشمش تیزآبی طلایی را بدون نیاز به پیشپردازش و با زمان پردازش کمتر با تکیه بر استخراج خودکار ویژگیهای تصویری در شرایط تصویربرداری متغیر را انجام می دهد. عملکرد مدل پیشنهادی با دو مدل از پیشآموزشدیده مبتنی بر یادگیری انتقالی شامل InceptionV3 و InceptionResNetV2 و همچنین چندین الگوریتم کلاسیک یادگیری ماشین مبتنی بر ویژگیهای HOG و SIFT و طبقهبندیکنندههای ماشین بردار پشتیبان (SVM)، نزدیک ترین همسایگی K (KNN) و رگرسیون لجستیک (LR) مقایسه شد. ارزیابی مدلها با استفاده از معیارهای دقت، صحت، حساسیت و F1-score انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل Raisin_DCNN با دستیابی به دقت کلی ۹۶ درصد، عملکردی برتر نسبت به مدلهای یادگیری انتقالی و روشهای کلاسیک ارائه میدهد. بر اساس نتایج بهدستآمده، طراحی یک شبکه عصبی عمیق اختصاصی متناسب با ویژگیهای بصری دانههای کشمش، نقش مؤثری در افزایش دقت درجهبندی دارد.
بررسی اثر هندسه محفظه حسگرها و نوع سیال بر جریان سیال در سامانه بینی الکترونیکی با استفاده از شبیهسازی دینامیک سیالات محاسباتی
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97514.1466
عارفه الطافی، سید سعید محتسبی، علی جعفری، مهدی قاسمی ورنامخواستی
چکیده سامانه بینی الکترونیکی قابلیت تجزیهوتحلیل مواد فرار موجود در محصولات، با تقلید از بینی انسان را دارا بوده و دادههای خروجی آن میتواند شامل اطلاعات شیمیایی و حسی بسیار مفیدی باشند. با توجه به نیاز به صرف هزینه و زمان زیاد برای ساخت و دادهبرداری از این محفظهها بهصورت تجربی، طراحی و شبیهسازی عددی صحیح و کارامد آنها میتواند دستیابی انسان به دادههای مدنظر را بسیار تسهیل کند. بدین منظور و با هدف دستیابی به طراحی بهینهی محفظه این سامانهها جهت عملکرد بهتر حسگرها، در پژوهش حاضر چهار هندسه مختلف در دو حالت تزریق هوا و دیاکسیدکربن (CO2) بهصورت سهبعدی شبیهسازی و مورد بررسی قرار گرفتهاند. هندسهها طوری طراحی شدهاند که از نظر ابعادی و همچنین سطح مقطع ورودی و خروجی یکسان بوده تا عملکرد جریانی و سیالاتی به ساختار ذاتی هندسهها معطوف گردد. همچنین شرایط مرزی و مشخصات سیال برای تمامی هندسهها یکسان بوده است. بررسیها جهت یافتن بهترین هندسه از نظر نوع عملکرد سیال و پوشش سطح حسگرها و همچنین پایداری مناسبتر مورد ارزیابی قرار گرفتند. بررسیها نشان داد که هندسه نیمکره بهترین عملکرد جریان را در هر دو حالت تزریق هوا و CO2 داراست و سیال در زمان کمتری به سطح رسیده و همچنین به شرایط تعادلی میرسد. در این هندسه مناطق راکد کمتری در جریان سیال داخل محفظه پدید آمده و این امر موجب بهبود عملکرد و افزایش قابلیت اطمینان حسگرها میشود. نتایج همچنین نشان داد که پیدایش گردابهها میتواند زمان رسیدن سیال به سطح حسگر را کاهش دهد.
سامانهی یکپارچه جداساز مکاترونیکی مبتنی بر FTIR پوسته سخت بادام تلخ و شیرین بر پایه شبکه عصبی MLP
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 خرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97689.1470
مجتبی افشاری پور، محسن شمسی، فهیمه قاسمیان، حجت الله خباززاده
چکیده تشخیص بادام تلخ بهدلیل محتوای آمیگدالین و خطر آزادسازی سیانید، یکی از چالشهای ایمنی غذایی است. در حالیکه اغلب روشهای تشخیصی و جداسازی یا مخرباند یا به مرحله تشخیص محدود میشوند، در این پژوهش، یک چارچوب یکپارچه مبتنی بر طیفسنجی FTIR پوسته بادام و یادگیری ماشین و عمیق برای تشخیص و جداسازی فیزیکی بادام تلخ و شیرین توسعه داده شد. مجموعه دادهای شامل 200 نمونه بادام تلخ و شیرین جمعآوری و پس از پیشپردازش طیفی، عملکرد چهار الگوریتم SVM، RF، MLP و Autoencoder–MLP مقایسه شد. مدل MLP بالاترین کارایی را با دقت 95.5% و 0.984=AUC بهدست آورد. تحلیل ویژگیها، سه باند طیفی کلیدی cm-1 1030، cm-1 1740 و cm-1 2920 را بهعنوان نشانگرهای مرتبط با ترکیبات فنولیک و مشتقات آمیگدالین شناسایی کرد. خروجی مدل به یک سامانه جداساز خودکار مکاترونیکی منتقل گردید و دستگاه در آزمونهای متوالی به میانگین دقت جداسازی 99.5% دست یافت. نتایج نشان میدهد که ترکیب FTIR پوسته همراه با یادگیری ماشین و عمیق میتواند بهعنوان یک رویکرد غیرمخرب و عملی برای جداسازی بادام در مقیاس صنعتی بهکار رود.
بهبود تخمیر بیهوازی ضایعات کشاورزی با استفاده از پیشتیمار فراصوت بهمنظور افزایش تولید بیوهیدروژن: مطالعه مسیر متابولیکی واکنشها
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98121.1477
محمود محمودی اشکفتکی، امین لطفعلیان دهکردی، حمید خفاجه، سیده حدیثه بهرام شابهرامی
چکیده تولید بیوهیدروژن از زیستتودههای کشاورزی بهعنوان یکی از منابع انرژی تجدیدپذیر مورد توجه قرار گرفته است. در این پژوهش، تأثیر پیشتیمار فراصوت بر بهبود تخمیر بیهوازی و افزایش تولید بیوهیدروژن از برخی ضایعات کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، سه نوع زیستتوده شامل ضایعات ذرت، ضایعات سیبزمینی و پوست موز بهعنوان بستر تخمیر مورد استفاده قرار گرفتند و نمونهها تحت پیشتیمار فراصوت به مدت 5 دقیقه در توان 300 وات قرار گرفتند. نتایج نشان داد استفاده از پیشتیمار فراصوت بهطور کلی موجب افزایش 50.87 درصدی تولید بیوهیدروژن نسبت به نمونههای بدون پیشتیمار شد. همچنین بررسی روند تجمعی گازهای تولیدی نشان داد که اعمال این پیشتیمار موجب افزایش 2.9 درصدی تولید متان گردید. در میان زیستتودههای مورد بررسی، پوست موز بیشترین تأثیرپذیری از پیشتیمار فراصوت را نشان داد، بهطوریکه میزان تولید بیوهیدروژن در این بستر حدود 500 درصد افزایش یافت. در مقابل، تولید متان در برخی تیمارها اندکی کاهش نشان داد که میتواند ناشی از افزایش ترکیبات آنتیباکتریال نظیر تاننها و فنولها در محیط تخمیر در اثر اعمال پیشتیمار فراصوت باشد. بهطور کلی نتایج این پژوهش نشان داد که پیشتیمار فراصوت میتواند بهعنوان روشی مؤثر برای بهبود کارایی تخمیر بیهوازی و افزایش تولید بیوهیدروژن از ضایعات کشاورزی مورد استفاده قرار گیرد.
مکانیزاسیون در کشاورزی خردهمالکان زیمبابوه: چالشها، فرصتها و مسیرهای سیاستگذاری از زمان اصلاحات ارضی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 شهریور 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.92819.1362
برایت چیسادزا، آلبان موگوتی، سایِلِنس چینومونا، داگلاس نیاتی
چکیده مکانیزاسیون کشاورزی محرک حیاتی بهرهوری، امنیت غذایی و کشاورزی پایدار در زیمبابوه و مناطق مختلف جهان است. در سراسر چشماندازها و سیستمهای کشاورزی متنوع در جهان، قدرت تحولآفرین آن بهطور فزایندهای بهعنوان امری ضروری برای برآورده کردن نیازهای رو به رشد غذایی و تقویت اقتصادهای روستایی مقاوم شناخته میشود. با این وجود، کشاورزان خردهمالک با موانع متعددی برای مکانیزاسیون مواجه هستند که توانایی آنها را در بهرهمندی کامل از فناوریهای مدرن کشاورزی محدود میکند. در دوران پس از اصلاحات ارضی، ناکارآمدیهای سیستمی، نابرابریهای مداوم و حمایت ناکافی نهادها، این چالشها را تشدید کرده است. این مطالعه یک بررسی مروری روایی، با پشتیبانی از تکنیکهای هدفمند، برای ترکیب دادههای نشریات داوری شده، گزارشهای سیاستگذاری و اسناد نهادی (2024-2000) است. منابع از طریق جستجوی کلمات کلیدی در Google Scholar، Scopus و ادبیات خاکستری شناسایی شدند و از تحلیل موضوعی برای استخراج موانع و فرصتها در چشمانداز مکانیزاسیون زیمبابوه استفاده شد. یافتههای کلیدی نشان میدهد که در حال حاضر تنها 12% از کشاورزان خردهپا در زیمبابوه از تراکتور استفاده میکنند، در حالیکه 80% از کشاورزان بزرگ از تراکتور استفاده میکنند. مکانیزاسیون پتانسیل دو برابر کردن بازده محصول را دارد، که با افزایش 100% بهرهوری در زیمبابوه و تا 150% در کشورهای مشابه مشهود است. با این حال، نابرابریهای منطقهای همچنان شدید است، بهطوریکه نرخ مکانیزاسیون از 5 تا 15 درصد در استانهای خشک مانند ماتابلند جنوبی تا بیش از 50% در مناطق پربارتر مانند ماشونالند غربی متغیر است. با وجود این چالشها، فرصتهایی برای پیشبرد مکانیزاسیون از طریق مراکز تولید محلی، فناوریهای مقاوم در برابر آب و هوا و مدلهای تامین مالی نوآورانه وجود دارد. این مطالعه با بررسی مقایسهای ابتکارات موفق مکانیزاسیون در سایر کشورهای آفریقایی، استراتژیهای عملی مانند بهبود انسجام سیاستها، گسترش گزینههای تامین مالی مقرون به صرفه و تقویت مشارکتهای دولتی و خصوصی را برجسته میکند.
مروری بر وضعیت فعلی، چالشها و استراتژیهای دستگاههای کاشت دقیق بذر سویا در چین
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 مهر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.94446.1410
شیبین یان، فاجان یانگ، یوهوان لی، شیآن لی، جینگ لی، شُوِه وانگ، گوانگدی لی، آنچی چن
چکیده سویا بهعنوان یک غله، روغن و محصول اقتصادی حیاتی در چین عمل میکند، با این حال این کشور در حال حاضر برای این محصول نرخ خودکفایی نگرانکنندهای دارد. فرآیند کاشت، که بحرانیترین مرحله تولید سویا است، بهطور مستقیم عملکرد و کیفیت محصول را تعیین میکند. نکته قابلتوجه این است که عملکرد نامطلوب دستگاههای کاشت دقیق بذر، به دلیل مشکلات مربوط به دقت کاشت بذر، همچنان گلوگاه اصلی محدودکننده افزایش عملکرد است. هدف این مطالعه، تجزیه و تحلیل وضعیت فعلی تولید سویا، برجسته کردن پیشرفتهای تکنولوژیکی در دستگاههای کاشت بذر و ارائه استراتژیهای بهبود برای افزایش کیفیت کاشت و کاهش وابستگی به واردات است و در نتیجه یک مبنای نظری ارائه میدهد. این مقاله منابع را بهطور سیستماتیک از پایگاههای دادهای مانند CNKI، Web of Science، Elsevier و IEEE Xplore که شامل مقالات مجلات معتبر علمی، اسناد ثبت اختراع و گزارشهای صنعتی منتشرشده هستند بین سالهای 2000 تا 2024 استخراج نمود. این مقاله تجزیه و تحلیل مقایسهای از انواع، اصول کار و پیشرفت تحقیقات در دستگاههای کاشت بذر سویا در چین و دیگر کشورها انجام میدهد. نتایج نشان داد که دستگاههای کاشت بذر چینی عمدتا مکانیکی هستند و مشکلاتی مانند آسیب بیش از حد به بذر و میزان بالای بذر تلف شده دارند، در حالیکه ماشین های کاشت بذر در برخی کشورها بصورت پنوماتیک بوده و دقت بالایی دارند اما هزینه آنها بالاست و مشکل قابلیت انطباق دارند.
هضم همزمان لجن تصفیهخانه فاضلاب و ضایعات نان برای افزایش بازده بیوگاز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 شهریور 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.92821.1363
ووبیشت اسرات، کیشور پوروشوتام کوله
چکیده این تحقیق به دنبال تعیین بالاترین بازده ممکن با ادغام لجن تصفیهخانه فاضلاب با پسماند غذایی در دانشگاه علوم و فناوری آداما (ASTU) در اتیوپی است. مشخصات خوراک و تولید همزمان بیوگاز بر روی نسبتهای مختلف ترکیبی از ضایعات غذایی (PS)، لجن تصفیهخانه فاضلاب (WTPS) و 100میلیلیتر کود گاوی انجام شد. میزان جامدات کل (TS) و محتوای رطوبت (MC) خوراکها قبل از ترکیب و میزان TS، VS، TDS، COD، BOD و pH پس از ترکیب ارزیابی شدند. این آزمایش در دو مرحله با استفاده از سه حمام آب و بیست و هفت راکتور ناپیوسته (BR) که حجم هر کدام 2.5 لیتر بود انجام شد. در مرحله اول، از هجده راکتور و در مرحله دوم آزمایش از نه راکتور استفاده شد. برای ارزیابی ویژگیهای نمونه خوراک و اجرای آزمایش، از آزمایش با سه تکرار استفاده شد. راکتورها به مدت سی و پنج روز در زمان ماند هیدرولیکی و دمای 50 درجه سانتیگراد کار کردند. بازده روزانه بیوگاز با استفاده از روش جابهجایی آب، بازده کل بیوگاز و ترکیب متان اندازهگیری و گزارش شد. سه راکتور فرعی برای یافتن میانگین بازده بیوگاز هر راکتور در نظر گرفته شده است. افزایش قابلتوجهی در بازده روزانه و کل بیوگاز در راکتور با ترکیب 75 درصد PS نان اینجرا و 25 درصد WTPS مشاهده شد. حداکثر و میانگین بازده روزانه بیوگاز 220 میلیلیتر و 810 میلیلیتر بهدست آمد، با TS 55066 میلیگرم در لیتر و VS 51000 میلیگرم در لیتر. حداکثر متان درون بیوگاز تولیدی %68 بود که با تیمار %75 ضایعات نان اینجرا (PSI) و %25 WTPS حاصل شد. این ترکیب همچنین بالاترین بازده بیوگاز را داشت.
تخمین شاخص مکانیزاسیون و سطح مکانیزاسیون مزرعه: بررسی موردی کشاورزان خردهپا در بخش بوره، اتیوپی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.92764.1373
یوناس میتیکو دگو، رائو د. ک. ناگسوارا، گیرما موگس کتسلا، سولومون ورکنه فانتا
چکیده شاخص مکانیزاسیون و سطح مکانیزاسیون مزرعه مهمترین پارامترهایی هستند که میزان مکانیزاسیون را برجسته میکنند و با استفاده از دادههای جمعآوریشده از طریق پرسشنامه از کشاورزان خردهپا و ارائهدهندگان خدمات ماشینآلات در بخش بوره، منطقه امهارا، اتیوپی تخمین زده میشوند. بینشهای بهدستآمده از دادهها شامل میزان فعلی در دسترس بودن ماشینآلات مختلف برای طیف وسیعی از فعالیتهای کشاورزی است، همراه با روشهایی که کشاورزان متناسب با اندازه زمین، ویژگیهای توپولوژیکی، ارتفاع، نوع محصول اتخاذ میکنند و دلایل استفاده ناکافی از ماشینآلات را نشان میدهد. دادههای هزینه برای عملیات مختلف کشاورزی، که بر اساس توان دامی، انسانی و مکانیکی طبقهبندی شدهاند، برای تخمین شاخص مکانیزاسیون و تراکم توان مزرعه استفاده میشوند. شاخص مکانیزاسیون خرمنکوبی و بوجاری نرخی معادل %19.01 دارند، در حالی که شاخص مکانیزاسیون آمادهسازی و پاکسازی زمین %1.94 است. شاخص مکانیزاسیون محصولات زراعی برای ذرت %6.66، گندم %1.90 و فلفل %0.69 بوده و میانگین شاخص %1.32 است. سطح مکانیزاسیون 0.12 کیلووات در هکتار تخمین زده میشود که انتظار میرود به 1 کیلووات در هکتار، هدف تعیینشده برای سال 2024، برسد. خاکورزی با %32.12 از انرژی کل صرفشده در تولید محصولات کشاورزی، پرمصرفترین فعالیت از نظر انرژی است. تراکم تراکتور 17 بهدست آمد که نزدیک به شاخص 20 در آفریقا است. مقادیر پایینتر شاخص مکانیزاسیون و سطح مکانیزاسین مزرعه که از این نظرسنجی مشخص شده است، نشاندهنده نیاز به حمایت از کشاورزان با اختصاص یارانه و افزایش دسترسی به ماشینآلات است. یکپارچه سازی لرلضی میتواند مکانیزاسیون مزرعه را افزایش دهد، هزینه تولید را کاهش دهد و بهرهوری را افزایش دهد. تحقیق حاضر به تخمین شاخص مکانیزاسیون، سطح مکانیزاسیون و تراکم تراکتور در مقایسه با هدف تعیینشده توسط دولت اتیوپی کمک میکند و این رویکرد میتواند به سایر نقاط کشور نیز تعمیم داده شود.
توسعه سامانه هوشمند اینترنت اشیا برای درجهبندی خودکار دانههای قهوه روبوستا (Coffea canephora) بر پایه رنگ
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 مهر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.93067.1374
ماری کریزل آلانو، ونوس اوگایا، ادوین آربولدا
چکیده تمرکز این تحقیق ایجاد یک دستگاه مبتنی بر اینترنت اشیا برای درجهبندی دانههای قهوه روبوستا بر اساس رنگ است که از پردازش تصویر بهعنوان جایگزینی موثر برای جداسازی دستی استفاده میکند. این سیستم به رفع یک مشکل مهم در روش برداشت نواری میپردازد که دانهها را در درجات مختلف رسیدگی جمعآوری میکند و تاثیر منفی بر کیفیت قهوه میگذارد. این دستگاه، دانهها را بر اساس درجه رسیدگی -قرمز برای رسیده، سبز برای نارس و سیاه برای بیش از حد رسیده- با استفاده از یک مدل تشخیص که از طریق پردازش تصویر آموزش دیده و بر روی Raspberry Pi 4 Model B پیادهسازی شده است، مرتب میکند. عملکرد دستگاه بر اساس سرعت مرتبسازی و دقت طبقهبندی ارزیابی شد. مدل تشخیص با موفقیت 277 از 300 میوه قهوه را شناسایی کرد که منجر به دقت طبقهبندی کلی 92.33% و میانگین دقت 92.55 % شد. در آزمایشهای عملی با 100 نمونه دانه در 10 آزمایش، دستگاه بهطور متوسط به دقت دستهبندی 86.83% و زمان دستهبندی 21 دقیقه و 33 ثانیه دست یافت. در مقایسه با دستگاه دستهبندی دانههای قهوه که قبلا توسعه داده شده است، در دستگاه جدید دقت بهبودیافته و سرعت پردازش سریعتری را نشان داد.
ارزیابی میدانی قابلیت بازیافت مالچهای پلاستیکی به روش بررسی پویایی خواص فیزیکی آنها تحت کشت تنباکو
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.93614.1384
ویچانگ گائو، شیه یین، شاشا وانگ، زوگویی تو، شوانگ مینگ، کای کای، هچینگ کای، چن شو
چکیده مالچ های پلاستیکی باقیمانده در مزارع کشاورزی به دلیل تخریب ساختاری و بازیابی ناکارآمد، سلامت خاک و کشاورزی پایدار را تهدید میکنند. برای پرداختن به این موضوع در این مطالعه، اثرات ضخامت فیلم مالچ (0.006-0.014 میلیمتر)، زمان ماندگاری فیلم مالچ (تا120 روز) و دو منطقه مختلف از لحاظ اکولوژیکی در استان گوئیژو چین: شهر لانگگانگ (شهرستان کایانگ) و شهر لینکوان (شهرستان کیانشی) را بر خواص فیزیکی و قابلیت بازیافت در کشت تنباکو بررسی کرد. تحلیل مکانیکی، نوری و راندمان بازیافت نشان داد که مقاومت کششی، گسیختگی (پارگی) و سوراخ شدن بهطور متناسب با ضخامت در مدت زمانهای یکسان افزایش مییابد، در حالیکه نرخ ازدیاد طول در ابتدا افزایش و سپس کاهش مییابد. ماندگاری مالچ ها در طولانی مدت عملکرد مکانیکی را در ضخامتهای ثابت کاهش میدهد، بهطوریکه مقاومت کششی و پارگی طولی بهطور مداوم از مقادیر عرضی بیشتر میشود. خواص نوری بهطور قابلتوجهی دچار تغییر می شود: فیلمهای نو و استفادهنشده، بهترین عبور نور و کدورت را نشان میدهند، در حالیکه فیلمهای 0.008 میلیمتری حداکثر عبور نور را داشته و فیلمهای ضخیمتر (0.010-0.014 میلیمتر) کدورت بیشتری دارند. راندمان بازیافت با ضخامت همبستگی مثبت و با مدت ماندگاری مالچ همبستگی معکوس دارد. پس از 120 روز، راندمان بازیافت همبستگی زیادی با بارهای پارگی طولی و عرضی دارد. تغییرات منطقهای بهطور قابلتوجهی بر خواص مکانیکی فیلمهای 0.010 میلیمتری تاثیر میگذارند، که نشان میدهد این ضخامت ممکن است با محیطهای متنوع جغرافیایی بهتر سازگار شود. فیلمهای ضخیمتر پس از گذشت 120 روز از استقرار مالچ، به دلیل حفظ یکپارچگی ساختاری، قابلیت بازیافت بالاتری را نشان میدهند. این یافتهها بهطور سیستماتیک الگوهای تخریب فیزیکی را به قابلیت بازیافت در شرایط مزرعه مرتبط میکنند و بینشهای عملی برای بهینهسازی استفاده از مالچ پلاستیکی، طراحی محصولات بادوام و بهبود ماشینآلات بازیابی ارائه میدهند. این مطالعه با متعادل کردن عملکرد پلاستیک، سازگاری با محیطزیست و راندمان بازیابی در پایان عمر، از شیوههای کشاورزی پایدار حمایت میکند.
مدلسازی نفوذ صفحه در مدل خاک بکر با استفاده از یادگیری ماشین برای وسایل نقلیه خارج از جاده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 آبان 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.93736.1386
اکبر نظری چمکی، عارف مردانی کرانی، عادل حسین پور
چکیده مطالعه رفتار خاک در تعامل چرخ با خاک به دلیل هندسه چرخ و شرایط متغیر خاک پیچیده است. اندازهگیریهای سنتی پارامترهای خاک، مانند بوامتر و نفوذسنج مخروطی، زمانبر و پرزحمت هستند. این تحقیق یک رویکرد مبتنی بر یادگیری ماشین برای پیشبینی فرونشست خاک در آزمایشهای نفوذ صفحه ارائه میدهد و جایگزین مناسبی برای روشهای مرسوم ارائه میدهد. از یک انباره خاک با شرایط آزمایشگاهی کنترلشده برای جمعآوری دادهها استفاده شد. مقدار نیرو در هر لحظه توسط یک حسگر اندازهگیری بار و میزان فرورفتگی توسط یک خطکش دیجیتال با سرعت نفوذ ثابت 4 میلیمتر بر ثانیه ثبت شد. دو مدل اصلی یادگیری ماشین، XGBoost و CatBoost، انتخاب شدند. نسخههای ترکیبی این مدلها با استفاده از الگوریتم بهینهسازی پرنده شرایک (SBOA) توسعه داده شدند. نتایج نشان داد که مدلهای ترکیبی از مدلهای پایه بهتر عمل میکنند. مدل ترکیبی SBOA-CatBoost با ضریب تعیین 0.99، میانگین مربعات خطا 2.81 و میانگین مطلق خطا 0.79، بالاترین دقت را در دادههای آموزشی بهدست آورد. یافتههای این مطالعه، پتانسیل یادگیری ماشین را بهعنوان جایگزینی مقرون بهصرفه و کارآمد برای روشهای سنتی اندازهگیری پارامترهای خاک برجسته میکند. تحقیقات بیشتر برای اعتبارسنجی این مدلها در انواع و شرایط مختلف خاک توصیه میشود.
مدلسازی، شبیهسازی و آزمایش بهینهسازی: فرآیند خرمنکوبی گندم با کمباین بر اساس DEM
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آبان 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.94433.1409
چیانوِن لی، یوانزه وو، کایشوآن ژائو، هاییوان وانگ، جیانگتائو جی
چکیده ریزش دانه و آسیب ناشی از ضربه، شاخصهای کلیدی کیفیت خرمنکوبی گندم هستند. برای بررسی مکانیسمهای ریزش و آسیب دانه، این مطالعه فرآیند خرمنکوبی گندم را با ایجاد یک مدل المان گسسته از گیاهان گندم و یک پلتفرم شبیهسازی برای دستگاههای خرمنکوبی بازتولید میکند. این مطالعه شبیهسازیهایی را بر روی قوانین حرکت جریان مواد و قوانین توزیع مواد خرمنکوبیشده تحت شرایط مختلف نرخ تغذیه، سرعت چرخش درام و زاویه منحرفکننده انجام میدهد. بر اساس محاسبات شبیهسازی، قوانین سرعت و نیروی متوسط بوته های گندم بهدست آمد و قوانین تاثیر نرخ تغذیه، سرعت چرخش درام و زاویه منحرفکننده بر فرآیند خرمنکوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از طریق تجزیه و تحلیل بهینهسازی پارامتر چندهدفه، مشخص میشود که وقتی نرخ تغذیه 7 کیلوگرم بر ثانیه، سرعت چرخش درام 815 دور در دقیقه و زاویه منحرفکننده 70 درجه باشد، خرمنکوبی دستگاه عملکرد برتری دارد. آزمایشهای تایید آزمایشگاهی قبل و بعد از بهینهسازی نشان داد که میزان ناخالصی گندم از %29.19 به %25.02 و میزان تلفات از %1.61 به %0.95 کاهش یافته است و خطای بین نتایج پیشبینی مدل و نتایج تجربی کمتر از 5 درصد بوده است. مدل پیشنهادی و استراتژی بهینهسازی میتوانند بهبود ساختاری دستگاههای خرمنکوب جریان محوری را هدایت کنند، چرخه تحقیق و توسعه تجهیزات برداشت را بهطور قابلتوجهی کوتاه کنند و یک مبنای فنی قابلاعتماد برای برداشت کارآمد و کمضرر گندم فراهم کنند.
ساخت و ارزیابی سامانه فتوولتائیک آبیاری خودکارمجهز به ردیاب خورشیدی تکمحوره
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.94888.1420
حسن مسعودی، حسن صیادی، سید محمد صفی الدین اردبیلی
چکیده با توجه به محدودیتها و مشکلات زیستمحیطی ناشی از سوختهای فسیلی، انرژی خورشیدی منبعی مطمئن و کاربردی برای آبیاری مزارع و باغهایی است که به شبکه برق دسترسی ندارند. در این مطالعه، یک سیستم پمپاژ آب فتوولتائیک با استفاده از انرژی خورشیدی مجهز به ردیاب خورشیدی تکمحوره بهمنظور آبیاری خودکار باغها و مزارع ساخته و ارزیابی شد. سیستم ساختهشده دارای واحدهای جذب و ذخیره انرژی خورشیدی، ردیاب خورشیدی و آبیاری خودکار است. انرژی دریافتی توسط پنل خورشیدی از طریق یک کنترلکننده شارژ به باتری منتقل شده و از طریق یک مبدل ولتاژ و یک درایور موتور برای فعال کردن پمپ آب استفاده میشود. مطابق نتایج آزمایشها، سیستم بیشترین انرژی را بین ساعات 10 صبح تا 2 بعد از ظهر دریافت کرد. در شرایط آفتابی با ردیاب فعال، 53.58 وات در باتری ذخیره شد، در حالیکه در شرایط آفتابی بدون ردیاب 43.4 وات و در شرایط ابری 35.3 وات در باتری ذخیره شد. همچنین، تأثیر ردیاب خورشیدی و زاویه پنل نسبت به خورشید بر دریافت انرژی در سطح 5% معنیدار بود. ضمن اینکه، نوع حسگر رطوبت خاک تأثیر قابلتوجهی بر عملکرد سیستم داشت که با تشکیل ماتریس اختلال، دقت آبیاری 100% حاصل شد. در مجموع، ردیاب خورشیدی طراحی و استفاده شده در این پژوهش، در شرایط آفتابی عملکرد خوبی داشت و استفاده از آن در سامانههای فتوولتائیک برای آبیاری خودکار توصیه میشود.
ارزیابی و بهینهسازی هندسه اتصال سه نقطه تراکتور MF475
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.95018.1422
نوروز مرادی نژاد
چکیده در سالهای اخیر، استفاده از تراکتورهای کشاورزی باعث پیشرفت مکانیزاسیون مزارع شده است و سیستم اتصال سهنقطهای (TPH) نقش مهمی در اتصال ادوات ایفا میکند. این مقاله بر روی بهینهسازی هندسه سیستم اتصال سه نقطه تراکتورمسی فرگوسن مدل 475 (MF475) با استفاده از شبیهسازی در نرمافزار سالیدورک و اعتبارسنجی آن با اندازهگیریهای کارگاهی متمرکز است. پارامترهای مستقل شامل: طول بازوی بالابر، طول بازوی رابط، طول بازوی پایینی و فاصله نقطه اتصال بازوی پایینی به بدنه تا نقطه اتصال بازوی رابط روی بازوی پایینی بهمنظور پیدا کردن طرح بهینه بهصورت سیستماتیک تغییر داده شدند. علاوهبراین، تأثیر پارامترهای مستقل بر روی پارامترهای عملکردی از قبیل: موقعیت نقاط اتصال مجازی، مزیت مکانیکی و نیروی بالابری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که سیستم اتصال سهنقطهای موجود در تراکتور MF475 با استانداردهای ASABE تفاوتهایی دارد، در حالیکه طرح بهینهشده با این استانداردها مطابقت دارد. همچنین مشخص شد که طول بازوهای پایینی بیشترین تأثیر را بر روی موقعیت نقطه اتصال مجازی دارد. علاوهبر این، افزایش طول بازوی بالابر، طول بازوی رابط و طول بازوی پایینی باعث کاهش نیروی بالابری شدند. در مقابل، افزایش فاصله نقطه اتصال بازوی پایینی تا نقطه اتصال بازوی رابط روی بازوی پایینی باعث افزایش نیروی بالابری گردید. تحلیل حساسیت نشان داد که این فاصله، بیشترین تأثیر را بر روی نیروی بالابری و مزیت مکانیکی دارد.
مدلسازی پویایی سیستم اثرات بلندمدت مکانیزاسیون کشاورزی بر سطح زیر کشت و عملکرد گندم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آبان 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.95519.1432
آتنا کشوری، افشین مرزبان، محمدامین آسودار، عباس عبدشاهی، میر سامان پیشوایی
چکیده با تشدید فشارهای ناشی از محدودیت منابع، تغییرات اقلیمی و کمبود نیروی کار روستایی، مکانیزاسیون کشاورزی به اهرمی استراتژیک برای ارتقای بهرهوری تبدیل شده است. این مطالعه یک مدل پویایی سیستم را برای بررسی اثرات بلندمدت مکانیزاسیون بر سطح زیرکشت و عملکرد گندم در نظامهای خردهمالکی توسعه داد. پژوهش با ترسیم نمودار حلقه علی (CLD) برای مفهومسازی ساختارهای بازخورد کلیدی آغاز شد. سپس یک مدل شبیهسازی موجودی و جریان، با استفاده از دادههای استان خوزستان (2022-2011) تدوین و اعتبارسنجی شد. نتایج، همخوانی قوی بین روندهای شبیهسازی شده و مشاهداتی را در شاخصهای اصلی نشان داد. از مدل برای شبیهسازی سناریوهای سیاستی مختلف شامل نوسازی ناوگان ماشینها، دسترسی به آب و تغییرپذیری بارندگی استفاده شد. افزایش 30 درصدی نرخ جایگزینی ماشینآلات منجر به افزایش 7 درصدی عملکرد و 1 درصدی سطح زیرکشت نسبت به پایه شد. هنگامی که بهبود مکانیزاسیون با دسترسی بهتر آب ترکیب شد، اثر نهایی آن بر استفاده از زمین کاهش یافت که نشاندهنده تمایل کشاورزان به کشت محصولات باارزش در شرایط هیدرولوژیک مطلوب است. در مقابل، در شرایط کمآبی، کشت گندم بهدلیل سازگاری و کارایی ناشی از مکانیزاسیون، گسترش یافت. این یافتهها بر اهمیت توجه به تعامل آب و مکانیزاسیون در طراحی سیاستها، بهویژه در مناطق خشک تأکید میکنند. مدل ارائهشده، ابزار انعطافپذیر و مبتنی بر تجربه برای پشتیبانی از تصمیمگیری در راستای بهبود تابآوری اقلیمی و استفاده بهینه از منابع فراهم میکند.
تأثیر عمق شخم و سرعت پیشروی بر عملکرد روتیواتور در شرایط نیمهخشک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 آذر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.94645.1415
محمود شاکر التوتونجی، یحیی ی. محسن، جارالله ماهر
چکیده مکانیزاسیون برای افزایش بهرهوری کشاورزی و راندمان عملیاتی، بهویژه در مناطق نیمهخشک، بسیار مهم است. این مطالعه عملکرد یک تراکتور دو چرخ محرک CLAAS Talos 220 مجهز به روتیواتور برند Shaktiman را در دو عمق شخم 10 و 15 سانتیمتر و سرعتهای پیشروی 3، 5 و 7 کیلومتر بر ساعت در شمال عراق در طی فصل زراعی 2024-2023 ارزیابی کرد. نتایج نشان داد که افزایش عمق و سرعت پیشروی منجر به تلفات بیشتر توان ناشی از لغزش چرخ، افزایش مصرف سوخت و کاهش راندمان مزرعه و عمق واقعی شخم میشود. بیشترین میزان افت توان (6.96 اسب بخار) و کمترین راندمان (66.60 %) در عمق 15 سانتیمتر و سرعت 7 کیلومتر بر ساعت ثبت شد، در حالیکه کمترین میزان افت توان (0.031 اسب بخار) و بیشترین راندمان (80.42 %) در عمق 10 سانتیمتر و سرعت 3 کیلومتر بر ساعت ثبت شد. همچنین نتایج نشان داد که مصرف سوخت با عمق افزایش مییابد، اما در سرعتهای بالاتر کاهش مییابد و عمق واقعی شخم به دلیل ارتعاشات کاهش مییابد. نتایج نشان میدهد که انجام عملیات در عمق متوسط تقریبا 10 سانتیمتر و با سرعت متوسط حدود 5 کیلومتر بر ساعت، انتخاب بهینه از نقطه نظر مصرف انرژی، بهبود عملکرد مزرعه و افزایش حفاظت از خاک است.
بررسی تاثیر الگوهای شخمزنی، سرعت عملیات و انواع شخم بر عملکرد تراکتورهای دستی کوچک در تالابهای مرزی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 آذر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.95434.1430
دوی سانتوسو، دِنی موردیانتو، آشیش مالیک، سَعات اِگرا
چکیده عملکرد تراکتورهای دستی کوچک برای بهبود بهرهوری و کارایی عملیاتی برای تولید برنج تالابی بسیار مهم است. این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات نوع شخم، الگوی شخم و سرعت عملیات بر عملکرد تراکتور دستی کوچک در منطقه مرزی تاراکان، اندونزی انجام شد. آزمایشهای میدانی از سپتامبر 2024 تا ژانویه 2025 با استفاده از طرح فاکتوریل (3×5×2) و تحلیل توصیفی کمی با SPSS Statistics 26 برای مقایسه عددی انجام شد. شاخصهای عملکرد شامل لغزش چرخ (%)، راندمان مزرعه (%)، مصرف سوخت (لیتر در ساعت) و دمای موتور (C°) هستند. نتایج نشان داد که شخم با گاوآهن دوار (تیلر) که تحت الگوی شخم از مرکز با سرعت کم (1 متر بر ثانیه) کار میکرد، بالاترین راندمان مزرعه (%78) و کمترین مصرف سوخت (1.306 لیتر در ساعت) را بهدست آورد. در مقابل، گاوآهن بشقابی با الگوی شخم از محیط در سرعت بالا (2.3 متر بر ثانیه) بیشترین لغزش چرخ (%48) و کمترین راندمان (%22) را ایجاد کرد که نشاندهنده افت قابلتوجه عملکرد به دلیل درگیری بیش از حد خاک-چرخ است. دمای موتور متناسب با سرعت تراکتور افزایش یافت و در طول عملیات با سرعت بالا به 70 درجه سانتیگراد رسید. این یافتهها نشان میدهند که بهینهسازی نوع شخم و انتخاب الگوی شخم میتواند راندمان تراکتور را تا %56 افزایش دهد، مصرف سوخت را 0.8 لیتر در ساعت کاهش داده و پایداری عملیاتی را در شرایط تالاب بهبود بخشد. این مطالعه توصیههای عملی برای انتخاب و بهرهبرداری از تراکتورهای دستی کوچک برای افزایش بهرهوری انرژی و پایداری در سیستمهای مکانیزاسیون تالاب در مناطق مرزی جنوب شرقی آسیا ارائه میدهد.
بررسی تاثیر میدان مغناطیس حاصل از پیچه هلمهولتز بر نرخ تبخیر آب در یک خشککن همرفتی هوای گرم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 تیر 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.91869.1337
حمید محمدی نژاد، محمدحسین آق خانی، حسن صدرنیا
چکیده کاهش رطوبت در محصولات غذایی برای حفظ بهتر آنها بسیار معمول بوده و یکی از روشهای نگهداری مواد غذایی تبخیر آب و خشککردن آنها میباشد، که در روشهای خشک کردن سنتی اتلاف انرژی، زمان طولانی و تاثیر نامطلوب بر کیفیت محصولات قابلمشاهده است، بنابراین استفاده از روشهایی جهت بهبود و رفع اینگونه محدودیتها و افزایش راندمان خشک کردن لازم و ضروری میباشد. در این خصوص تاثیر میدان مغناطیس بر نرخ تبخیر آب موضوعی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، خشککنی با هوای گرم و محفظهای برای اعمال میدان مغناطیس در محدوده دمایی 30 تا 70 درجه سانتیگراد و شدتهای میدان مغناطیس 0 تا 130 میلیتسلا بهکار گرفته شد. مطابق نتایج بهدستآمده، با اعمال میدان مغناطیس در مدت زمان 120 دقیقه، بیشترین میزان تبخیر مربوط به تیمار 70 درجه و میدان مغناطیس 130 میلیتسلا به مقدار 94.7 درصد وزن اولیه نمونه و کمترین مقدار تبخیر مربوط به تیمار 30 درجه سانتیگراد و میدان مغناطیس صفر به مقدار 43.7 درصد وزن نمونه اولیه بود. در دمای 30 درجه سانتیگراد، با افزایش شدت میدان مغناطیس به 130 میلیتسلا درصد وزنی تبخیر آب به مقدار 15.9 درصد افزایش یافت که این روند در دمای 50 و 70 درجه سانتیگراد نیز مشاهده گردید و بهترتیب مقادیر 29.5 و 28.2 درصد افزایش تبخیر نسبت به میدان مغناطیس صفر مشاهده گردید. درخصوص انرژی مصرفشده جهت تبخیر یک گرم آب در طی مدت زمان 120 دقیقه بیشترین انرژی مصرفی بهدستآمده مربوط به تیمار 70 درجه بدون اعمال میدان مغناطیس به مقدار 200.1 کیلوژول و کمترین اندازه مربوط به تیمار 30 درجه سانتیگراد و میدان مغناطیس 60 میلیتسلا و مقدار 66.3 کیلوژول بود. بیشترین کاهش مصرف انرژی با اعمال میدان مغناطیس جهت تبخیر یک گرم آب نسبت به تیمار صفر میدان مغناطیس در همان سطح، مقدار 26.55% مربوط به تیمار 50 درجه سانتیگراد و میدان مغناطیس 130 میلیتسلا به مقدار 48.3 کیلوژول در مدت زمان 120 دقیقه بهدست آمد.
ارزیابی اثر رطوبت خاک و بسامد ارتعاش بر شاخصهای عملکردی زیرشکن ارتعاشی الکتریکی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98183.1482
نواب کاظمی، ابراهیم صیدی، بهروز گودرزی، رسول معمار
چکیده عملیات زیرشکنی جزو سنگینترین عملیات خاکورزی با مصرف انرژی زیاد است. ارتعاش ابزار خاکورز، روشی موثر برای کاهش نیروی کششی است. هدف از این پژوهش مشخص نمودن بسامد بهینه در زیرشکن ارتعاش الکتریکی است، به نحویکه در مراحل بعدی باعث تغییر در روند مرسوم زیرشکنی و بهکارگیری نتایج این پژوهش در عملیات مرسوم زیرشکنی مزارع کشاورزی، بهویژه در اراضی شرکت توسعه نیشکر خوزستان شود. این پژوهش شامل نصب یک سامانه ارتعاش الکتریکی و سپس اجرای تیمارهایی با متغیرهای مستقل پژوهش شامل میزان بسامد برق ورودی الکتروموتور-ویبره که عامل لرزش تیغه زیرشکن میباشد، در 5 سطح (50، 40، 30، 20 و 0 هرتز) و محدوده رطوبتی خاک در دو سطح خشک ( 5.5 تا 8.5 درصد) و مرطوب (15تا 19 درصد) بود. نتایج نشان داد عامل رطوبت بر عمق کار زیرشکن اثر مثبت و بر عرض کار زیرشکن و سطح مقطع از هم گسیخته خاک اثر منفی دارد. میزان ارتعاش روی شاخصهای عملکردی شامل عرضکار، عمق کار، سطح مقطع خاک بههمخورده و نیروی کششی ویژه در سطح 0.01 اثر معنیداری داشت. در شرایط رطوبت 7% و با ارتعاش 50 هرتز، بیشترین اثربخشی حاصل گردید یعنی عرض، عمق کار و سطح خاک بههمخورده افزایشی و نیروی کششی ویژه کاهشی بود. بیشترین نیروی کششی در کمترین بسامد و شرایط خاک خشک رخ داد. عملکرد سامانه ایجاد ارتعاش برقی، یک نوآوری برای مدیریت و کنترل ارتعاش توسط راننده با محدودهای گستردهتر برای دسترسی به ارتعاش بهینه در خاکهایی با بافت متفاوت برای رسیدن به حداکثر کارایی تراکتور- خاکورز شده و اعمال ارتعاش نرخ متغیر در راستای الکتریفیکاسیون و مستقل از پیتیاو را میسر میکند.
بررسی تجربی و شبیهسازی عددی عملکرد انرژی-اگزرژی آبشیرینکن خورشیدی مجهز به ماده تغییر فازدهنده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98203.1484
هادی صمیمی اخیجهانی، محمد صالح برقی جهرمی، اس مادهانکومار
چکیده کمبود آب شیرین در مناطق خشک و نیمهخشک نظیر ایران، نیاز به فناوریهای آب شیرینکن خورشیدی پایدار با حداقل تولید گازهای گلخانهای را افزایش داده است. در این پژوهش، ارزیابی حرارتی و میزان بازده انرژی و اکسرژی یک سامانه آب شیرینکن خورشیدی مجهز به ماده تغییر فازدهنده (PCM) مورد بررسی قرار گرفته است. ماده تغییر فازدهنده درون لوله مارپیچ و درون مخزن اواپراتور قرار داده شد. شبیهسازی عددی تحت شرایط واقعی با نرمافزار ANSYS Fluent انجام گردید، تا پروفایلهای دما، دینامیک بخار و عملکرد کلی سامانه ارزیابی شود. نتایج بهدستآمده نشان داد که بهکارگیری PCM بازده انرژی را از 42.65% به 47.27% و بازده اگزرژی را از 6.01% به 7.65% افزایش داده است. تولید روزانه آب شیرین به حداکثر ۹۸۷ میلیلیتر رسید که 17.2% بیشتر از حالت بدون PCM است. همچنین در ارزیابی نتایج حاصل از تحلیل CFD مشخص شد که کسر حجمی بخار 6.63% افزایش یافت و نسبت عملکرد (PR) به میزان 1.32 در دبی جرمی 4.2 لیتر بر دقیقه بهدست آمد. بنابراین نتایج نشان داد که آبشیرینکن خورشیدی مجهز به PCM با بهرهگیری از انرژی خورشیدی بهعنوان منبع تجدیدپذیر، علاوه بر بهبود عملکرد حرارتی، دارای پتانسیل کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی است و میتواند بهعنوان گزینهای قابلتوسعه و پایدار برای تولید آب شیرین در مناطق دارای تنش آبی مطرح شود.
بررسی تاثیر میراگر ارتعاشی بر ارتعاشات منتقلشده به دست کاربر در یک وجینکن شالیزاری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مهر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.99562.1500
سروش اکبری، مجتبی ربیعی، داود کلانتری، سجاد کیانی، سید جعفر هاشمی
چکیده ارتعاش ناخواسته یکی از عوامل زیانآور فیزیکی در محیطهای کشاورزی است که تماس طولانیمدت با آن میتواند موجب آسیبهای اسکلتی-عضلانی و کاهش بهرهوری کاربر شود. بنابراین در کار تحقیقاتی حاضر، میزان ارتعاش منتقلشده به دسته یک وجینکن شالیزاری در سه محور X، Y و Z و در سه سرعت موتور ۳۲۰۰، ۴۸۰۰ و ۶۴۰۰ دور بر دقیقه، در دو حالت با و بدون ارتعاشگیر لاستیکی استایرن بوتادین (SBR) اندازهگیری شد. نتایج نشان داد ارتعاش دسته با مجذور سرعت موتور افزایش مییابد (R²>0.95). بیشترین کاهش ارتعاش (90.62%) در سرعت ۶۴۰۰ دور بر دقیقه و در محور Z مشاهده شد، در حالیکه در سرعت پایین (۳۲۰۰ دور بر دقیقه)، تأثیر ارتعاشگیر معنیدار نبود (p>0.05). تحلیل مکانیکی نشان داد که اثربخشی جهتدار ارتعاشگیر ناشی از تغییر شکل بیشتر در راستای Z و افزایش اتلاف انرژی گِرانرُوکشسانی است.
مرور مبتنی بر علوم مهندسی از ماشین های داشت مورد استفاده در مزارع نخل روغنی اندونزی: معیارهای عملکردی، فرآیندهای حاکم و نیازهای تحقیقاتی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97821.1472
دوی سانتوسو، اقبال اقبال، عبدل عزیز
چکیده نخل روغنی از اقتصاد روستایی اندونزی پشتیبانی میکند، با این حال عملیات نگهداری مزرعه همچنان نیاز شدید به نیروی کار دارد و اندازهگیری کمی در این زمینه انجام شده است. این مرور مبتنی بر علوم مهندسی، 20 مطالعه منتشرشده در سالهای 2015 تا 2025 در مورد کنترل علفهای هرز، کاربرد کود، مدیریت آفات و بیماریها، هرس/کار بر روی سایبان درخت و پشتیبانی از عملیات خاک/بقایا در نخل روغنی اندونزی را بررسی میکند. برای رسیدگی به گزارشهای ناهمگن، شاخصهای عملکرد بهعنوان معیارهای گزارششده مستقیم، معیارهای بهدستآمده، شاخصهای پروکسی یا گزارشنشده طبقهبندی شدند. هیچ مقدار از دست رفتهای برای توصیفگرهای ضریب تغییرات، نشست، بادبردگی یا توصیف قطرات در نظر گرفته نشد. بر اساس شواهد موجود، سمپاشهای برقی/موتوری، سیستمهای CDA و سمپاشی با پهپاد عموما زمان و یا هزینه را نسبت به روش دستی کولهپشتی کاهش دادند، در حالیکه پخشکنندههای پشت تراکتور، دستگاههای پنوماتیک و جایگذاری زیرسطحی، دوز و اعمال هدفمند را در عملیات کوددهی بهبود بخشیدند. با این حال، تنها تعداد کمی از مطالعات، معیارهای مهندسی استاندارد مانند CV، VMD، نشست روی هدف، بادبردگی یا قرار گرفتن اپراتور در معرض کود را گزارش کردند. این بررسی بهجای یک متاآنالیز رسمی، یک مقایسه مهندسی ساختاریافته را ارائه میدهد و نیازهای تحقیقاتی اولویتدار را شناسایی میکند: پروتکلهای استاندارد آزمایش، گزارشدهی معیارهای قابلمقایسه و پلتفرمهای چندمنظوره مدولار یکپارچه با مدلهای حسگری، پشتیبانی تصمیمگیری و استقرار مبتنی بر خدمات.
خشککردن خلأ- مادونقرمز برشهای بامیه: بررسی سینتیک، تحلیل کیفیت و بهینهسازی چندمنظوره
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 دی 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2025.96137.1442
فاطمه صالح نژاد، یعقوب منصوری، سید محمد صفی الدین اردبیلی
چکیده برشهای گیاه بامیه (Abelmoschus esculentus L.) با استفاده از روش خشککردن خلأ- مادونقرمز خشک شدند. یک خشککن آزمایشگاهی در مقیاس کوچک طراحی و ساخته شد تا امکان کنترل پارامترهای خشککردن و پایش تغییرات وزنی نمونهها فراهم گردد. پارامترهای مورد بررسی شامل دما (در بازه 50 تا 80 درجه سلسیوس) و فشار (در محدوده 5 تا 101 کیلوپاسکال) بودند. عوامل پاسخ شامل زمان خشککردن، سرعت خشککردن، ضریب نفوذ مؤثر، مصرف ویژه انرژی، تغییر رنگ، سبزفامی نسبی و نسبت بازجذب آب بودند. نتایج حاصل از روش سطح پاسخ نشان داد که شرایط بهینه برای حداقلسازی زمان خشککردن و حداکثرسازی حفظ رنگ سبز، فشار 5 کیلوپاسکال و دمای 51 درجه سلسیوس است. در این شرایط، مقادیر حاصل برای زمان خشک شدن 173 دقیقه، سرعت خشک شدن 0.24 درصد رطوبت (بر مبنای تر) بر دقیقه، ضریب انتشار مؤثر 9-10 × 1.44 متر مربع بر ثانیه، انرژی مصرفی ویژه 32.6 کیلووات ساعت بر کیلوگرم، تغییر رنگ 12.64، سبزفامی نسبی 0.75 و نسبت بازجذب آب 6.8 بودند. علاوه بر این، یافتهها نشان دادند که ترکیب فشارهای کمتر از 20 کیلوپاسکال با خشککردن مادونقرمز بهطور مؤثری موجب بهبود شاخصهای عملکرد خشککن شده و در عین حال رنگ برشهای خشکشده بامیه را حفظ مینماید.
بررسی دستگاه موتوری یکپارچه ورقهکردن و خرد کردن غده کاساوا
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 اسفند 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96509.1446
امانوئل ارچافو ارتبو
چکیده مطالعهای برای بررسی دستگاه موتوری یکپارچه برش دادن و خرد کردن غده کاساوا (مانیوک) انجام شد. این دستگاه یکپارچه از نظر معیارهای کلیدی عملکرد در سه سطح سرعت (950، 1150 و 1350 دور در دقیقه برای خرد کردن؛ 300، 450 و 600 دور در دقیقه برای برش) و دو سطح نرخ تغذیه (10 و 15 کیلوگرم در دقیقه برای خرد کردن؛ 5 و 10 کیلوگرم در دقیقه برای برش) مورد بررسی قرار گرفت. طبق یافتههای تحقیق، حداکثر ظرفیت خرد کردن 229.7 کیلوگرم در ساعت در سرعت دورانی 1350 دور در دقیقه و نرخ تغذیه 10 کیلوگرم در دقیقه ثبت شد. حداکثر راندمان خرد کردن 82.1 % در سرعت دورانی 1350 دور در دقیقه و نرخ تغذیه 15 کیلوگرم در دقیقه بهدست آمد، در حالیکه حداقل تلفات مکانیکی 9.06 % در سرعت دورانی 1350 دور در دقیقه و نرخ تغذیه 15 کیلوگرم در دقیقه مشاهده شد. بر اساس نتایج تحقیق، در سرعت دورانی 600 دور در دقیقه و نرخ تغذیه 5 کیلوگرم در دقیقه، بیشترین ظرفیت برشدهنده 114.8 کیلوگرم در ساعت مشاهده شد. در سرعت دورانی 600 دور در دقیقه و نرخ تغذیه 10 کیلوگرم در دقیقه، بیشترین راندمان برشدهنده 71.6 % بهدست آمد. در این سرعت و نرخ تغذیه، کمترین تلفات 11.06 % نیز مشاهده شد. به دلیل پایین بودن معیارهای کلیدی عملکرد ثبتشده در طول تحقیق، بهینهسازی درام و قیف واحد خردکن و همچنین هندسه قیف و تیغه واحد برش پیشنهاد میشوند.
تشخیص و برآورد میزان محصول در باغهای خرمالو بر پایه YOLOv12 یک فرایند چندمقیاسی و اعتبارسنجیشده میدانی برای برداشت دقیق
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96324.1444
حسام نیکخواه، عادل حسین پور
چکیده برآورد دقیق عملکرد پیش از برداشت در باغبانی دقیق اهمیت زیادی دارد، زیرا تصمیمگیری آگاهانه در تخصیص نیروی کار، برنامهریزی لجستیکی و پیشبینی بازار را ممکن میسازد. در این پژوهش، یک چارچوب یکپارچه بینایی کامپیوتر مبتنی بر معماری YOLOv12 برای تشخیص و کمیسازی میوههای خرمالو (Diospyros kaki) در شرایط واقعی باغ ارائه شد. استخراج ویژگیهای چندمقیاسی با مدل رگرسیونی سبکوزن ترکیب شد تا وزن هر میوه مستقیماً از تصاویر RGB پیشبینی شود. مجموعهدادهای شامل 2118 تصویر برچسبخورده تهیه شد تا تغییرات چگالی تاج و شدت نور را پوشش دهد و پایداری مدل را در برابر پوشیدگیهای طبیعی تضمین کند. پس از تنظیم پنج نسخه از YOLOv12، دقت تشخیص از 0.92 mAP@0.5 فراتر رفت و مدل YOLOv12x بالاترین دقت (0.945) را داشت. با این حال، نسخه YOLOv12n بهترین توازن میان دقت (0.925 mAP@0.5) و کارایی (5.7 میلیثانیه، بیش از 100 فریم بر ثانیه) را ارائه داد و برای استقرار بلادرنگ مبتنی بر اینترنت اشیاء در باغهای هوشمند بهینه بود. برآورد عملکرد از طریق نگاشت حجم بیضوی به وزن واقعی با رگرسیون خطی انجام شد و میانگین خطای مطلق 6.2 گرم و انحراف کمتر از 5 درصد در سطح درخت حاصل گردید. این چارچوب با حفظ سرعت استنتاج بلادرنگ در دستگاههای لبهای، قابلیت اعتماد بالایی برای پیشبینی عملکرد مبتنی بر داده نشان داد و پتانسیل ادغام در سامانههای برداشت هوشمند جهت کاهش ضایعات پس از برداشت را برجسته کرد.
توسعه سامانه حسگر صوتی غیرتهاجمی برای تشخیص زودهنگام فعالیت لارو سرخرطومی خرما
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 فروردین 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96621.1447
سید احسان زاهدی، محمد ابونجمی، سید رضا حسن بیگی بیدگلی
چکیده سوسک سرخرطومی حنایی خرما (Rhynchophorus ferrugineus) از آفات مهم نخل خرما است که به دلیل تغذیه پنهان لاروها، تشخیص زودهنگام آن دشوار میباشد. برای ثبت سیگنالهای ضعیف ناشی از جویدن لارو در شرایط طبیعی نخلستان، سامانه حسگرصوتی قابلحمل طراحی و ساخته شد. این سامانه با میکروفون الکتریت MAX9814 و ماژول دادهبرداری ۱۲ بیتی STM32F103C8T6 با نرخ نمونهبرداری ۱۶ کیلوهرتز، امکان ضبط سریع و غیرتهاجمی سیگنالها را فراهم و با طراحی فشرده، منبع تغذیه ایزوله و پایه ضدارتعاش، کارایی دستگاه را در شرایط میدانی افزایش داد. سیگنالهای صوتی حاصل از نخلهای آلوده در حوزه زمان و فرکانس تحلیل و سپس شش ویژگی طیفی شامل فرکانس میانگین و میانه، توان باند، پهنایباند اشغالشده، پهنایباند توان و فرکانس پیک در پنج طول فریم مختلف استخراج گردید. نتایج آماری نشان داد مقیاس قطعهبندی بر پایداری سیگنال و افزونگی میان ویژگیها اثرگذار است. برای یکپارچهسازی دادهها، اطلس طیفی ساختاریافته تدوین، که توصیفگرهای صوتی پراکنده را در قالب یک نمایش منسجم گردآوری کرد. فعالیت غالب لاروی در فرکانسهای کمتر از ۷ کیلوهرتز مشاهده شد؛ بهگونهای که فرکانسهای میانگین و میانه بین 2.1 تا 3.8 کیلوهرتز قرار داشتند (r > 0.85) و توان باند در محدوده ۸ تا ۲۲ دسیبل بود. همچنین پهنایباند اشغالشده (1.5 تا 2.8 کیلوهرتز) با تشدید عمل جویدن کاهش یافت که ثبات طیفی و ارزش تشخیصی ویژگیها را تأیید نمود. این سامانه خطمبنای زیستی کمّی ارزشمندی ارائه داده که علاوه بر بهبود انتخاب ویژگیها، از مدلهای یادگیری ماشین پشتیبانی میکند و با حسگرهای صوتی تعبیهشده تشخیص زودهنگام و غیرتهاجمی آلودگی تنه نخل به آفت را میسر میسازد.
تهیه نقشه قابلاعتماد باغات در چشماندازهای کمداده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 بهمن 1404
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96725.1449
ناصر احمدی ثانی، سهراب مرادی، جلال هناره، مجید پاتو
چکیده این مطالعه به تلفیق تصاویر سنتینل-2A و طبقهبندیکنندههای ماشین یادگیری برای تهیه نقشه باغات در بستر سکوی گوگل ارث در منطقهای تحت تأثیر تنش شرایط محیطی (دشت شارویران در جنوب دریاچه ارومیه) میپردازد. طبقهبندیکنندههای جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان و درخت رگرسیون و طبقهبندی روی باندهای چندطیفی و شاخصهای گیاهی و طیفی منتخب با استفاده از 836 نمونه (تعلیمی و اعتبارسنجی) سیستماتیک حاصل از تصاویر با اندازه تفکیک بالا و نقشهبرداری زمینی بهکار برده شدند. این مطالعه روی تشخیص دقیق باغات از کاربریهای کشاورزی و غیرکشاورزی تمرکز دارد. نتایج نشان میدهد که باغات حدود 11% منطقه مورد مطالعه را پوشش میدهد و طبقهبندیکننده جنگل تصادفی با ضریب کاپای 0.84 و بهترین F1-score، بالاترین کارآیی را دارد. اعتبارسنجی نتایج با استفاده از برداشتهای میدانی باغات، خطای کمی در حدود 2.2% را نشان داد. این یافتهها نشان میدهد که تلفیق تصاویر سنتینل-2A با طبقهبندیکنندههای ماشین یادگیری، یک چهارچوب توانمند، قابلتکرار و کمهزینه را برای تهیه نقشه باغات در مناطق با کمبود داده و تحت تأثیر تنشهای محیطی، پیشنهاد میدهد. نقشههای باغات با تفکیک مکانی بالا بهطور مؤثری میتوانند برای برنامهریزی کشاورزی، مدیریت آبیاری و تصمیمسازی مبتنی بر شواهد در حوضه دریاچه ارومیه استفاده شوند. مطالعات آینده میتواند با استفاده از تصاویر چندزمانه، متغیرهای اجتماعی-اقتصادی و بومشناختی و مدلهای پیشرفته ازجمله یادگیری عمیق گسترش داده شود.
یک روش سبک ساختار (کمحجم) تشخیص گاو در گاوداری: YOLO11-DML
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.96943.1454
ژیهانگ وی، شوپنگ ژانگ، شیائوکیان لی، ژیو یو، دونگهوی وی، جینگ نی
چکیده تشخیص مطمئن گاو در محیطهای اصطبل بهدلیل انسداد بصری، همپوشانی دامها و پسزمینههای شلوغ همچنان چالش برانگیز است. برای بهبود دقت و عملکرد بلادرنگ در چنین شرایطی، این مطالعه YOLO11-DML را ارائه میدهد، که یک چارچوب تشخیص بهبودیافته ساختهشده بر اساس YOLO11 است. برای رفع کاهش دقت تشخیص ناشی از همپوشانی گاوها و دیگر اجسام و تداخل پسزمینه، این مقاله بهینهسازیهایی را در سه جنبه انجام داده است: استخراج ویژگی، مکانیسم توجه و طراحی تشخیص سبک: ماژول C3K2-DIMB در Backbone و Neck معرفی شده است و قابلیتهای مدلسازی ویژگی چند مقیاسی را از طریق وزنهای هسته کانولوشن پویا افزایش میدهد. مکانیسم توجه کانال محلی ترکیبی (MLCA) در انتهای Backbone بهعنوان یک ماژول بهبود ویژگی کمکی برای اصلاح نمایشهای سلسله مراتبی ویژگی تعبیه شده است. یک سر تشخیص کانولوشن مشترک سبک (LSCDH) برای سر تشخیص طراحی شده است که بهطور موثر تعداد پارامترها و سربار محاسباتی را کاهش میدهد و در عین حال دقت تشخیص را حفظ میکند. آزمایشهای انجامشده بر روی مجموعه دادههای CBVD-5 و دادههای گاو شیری نشان میدهد که YOLO11-DML به دقت (P) 92.57 درصد، امتیاز F1 برابر با 89.07 درصد، mAP@0.5 برابر با 93.11%، mAP@0.5:0.95 برابر با 59.37%، سرعت استنتاج 105.79 FPS، تعداد پارامترهای M 2.16 ،GFLOP 5.1 عملیات ممیز شناور و اندازه مدل تنها 4.5 مگابایت دست مییابد. این تحقیق نشان میدهد که YOLO11-DML با حفظ طراحی سبک و عملکرد بلادرنگ، به دقت بالایی دست مییابد و یک راهحل عملی برای تشخیص چند شیء و نظارت بر رفتار گاوهای شیری در مزارع هوشمند ارائه میدهد.
ارزیابی عملکرد اجاق زیستتودهسوز مجهز به سیستم هوادهی اجباری بهمنظور گازیسازی پوسته برنج
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 اردیبهشت 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97465.1464
زینب ابراهیمی، جلال برادران مطیع، محمدعلی ابراهیمی نیک، مهدی خجسته پور
چکیده پوسته برنج یکی از پسماندهای کشاورزی رایج در بسیاری از کشورهای در حال توسعه است. گازیسازی آن در اجاقهای میکروگازیفایر، روشی عملی برای تولید انرژی پاک به شمار میرود. با این حال، شکل منحصربهفرد و چگالی خاص پوسته برنج باعث پلزنی سوخت و جریان ضعیف هوا میشود؛ این امر، در صورت عدم تامین مصنوعی و کافی هوا، به گازیسازی ناقص میانجامد. در این تحقیق، اصلاحات طراحی بر روی یک اجاق میکروگازیفایر اعمال گردید و یک سیستم هوادهی اجباری بهمنظور اطمینان از تامین اکسیژن کافی در طول احتراق به آن افزوده شد. آزمایش بهصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار اجرا شد. محفظه احتراق اجاق دارای قطر 150 میلیمتر و ارتفاع 225 میلیمتر بود. ارزیابیها طی آزمون جوشش آب در مرحله شروع سرد، در سه سطح جرم سوخت (200، 300 و 400 گرم) که بهترتیب معادل 45، 68 و 90 درصد حجم بارگیری محفظه بودند، و سه سرعت هوا (0.6، 0.7 و 0.8 متر بر ثانیه) تامینشده توسط یک فن الکتریکی انجام گرفت. نتایج نشان داد که سرعت هوای تزریقی و جرم سوخت بهطور معنیداری بر شاخصهای عملکرد اجاق، از جمله توان حرارتی، بازده حرارتی، نرخ مصرف سوخت و زمان جوشش تاثیر میگذارند. بیشترین بازده حرارتی (51.7 درصد) با 200 گرم سوخت و در سرعت هوای 0.6 متر بر ثانیه بهدست آمد، در حالی که بیشترین توان حرارتی (5420 وات) در سرعت هوای 0.8 متر بر ثانیه ثبت شد.
ارزیابی مدلهای یادگیری عمیق مبتنی بر مبدل برای طبقهبندی بیماریهای برگی ذرت در شرایط واقعی مزرعه: مطالعه موردی استان قندهار، افغانستان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 خرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97474.1465
رفیعاله رفیع، علیرضا سلیمانی پور، عباس رضایی اصل
چکیده شناسایی دقیق و بهموقع بیماری برگ ذرت (.Zea mays L) برای بهبود بهرهوری محصول و اطمینان از امنیت غذایی امری ضروی است. این مطالعه به بررسی عملکرد مدلهای یادگیری عمیق مبتنی بر مبدل در شناسایی خودکار بیماریهای برگ ذرت با استفاده از یک مجموعه داده جمعآوریشده از مزارع ذرت استان قندهار افغانستان پرداخته است. مجموعه داده تحت شرایط طبیعی مزرعه جمعآوری شد و پس زمینه پیچیده برگ، نورپردازی متغیر در طول روز و جهتگیری مختلف برگ باعث شد تا محیط واقعی مزرعه حفظ شود. چندین معماری پیشرفته یادگیری عمیق مبتنی بر مبدل مورد ارزیابی قرار گرفت. این معماریها شامل مبدل بینایی (ViT)، مبدل بینایی چندمحوره مرکب (Max-Vit-Tiny، MaxViT-small و MaxViT-base) بودند. نتایج با برخی مدلهای سنگین یاگیری عمیق مبتنی بر شبکه کانولوشنی EfficientNet (شامل نسخههای B5، B6 و B7) مقایسه شدند. نتایج نشان داد که مدلهای مبتنی بر مبدل، همانند مدلهای مبتنی بر CNN، عملکردی قابلاتکا (دقت بالای 97%) در محیطهای چالشبرانگیر مزرعهای دارند. در بین مدلهای ارزیابیشده، مدل EfficientNet-B7، ViT و MaxViT_tiny با صحت تشخیص 97% بهترین عملکرد را داشتند، درحالیکه مدل MaxVit_tiny بالاترین دقت را ثبت کرد (0.9741). این مورد نشاندهنده ظرفیت عمومیسازی بالای این مدلهاست. خطاهای تشخیص عمدتا بین آندسته از کلاسهای بیماری مشاهده شد که شباهت بصری زیادی با هم داشتند. درحالیکه دقت و حساسیت کلی مدلها بهطورپیوسته بالا بود. این یافتهها اثرگذاری معماریهای مرکب و مبتنی بر توجه در کابردهای شرایط واقعی برای شناسایی بیماری ذرت را تایید میکند و نشاندهنده پایایی آنها در سامانههای کشاورزی دقیق است.
طبقهبندی هوشمند علف هرز-محصول در مزارع گندم زمستانه: با رویکرد یادگیری عمیق برای کشاورزی پایدار
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 خرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97533.1467
سید ایمان ساعدی، حسن مکاریان
چکیده افزایش بهرهوری گندم برای حفظ امنیت غذایی در سالهای آتی یک ضرورت است. یکی از چالشهای اصلی تولید گندم، وجود علفهای هرز است که میتواند عملکرد آن را تا حد زیادی کاهش دهد. یک عامل کلیدی در تولید پایدار گندم مدیریت دقیق علفهای هرز بر اساس طبقهبندی علف هرز-محصول است. برای این منظور، در مطالعه حاضر، از تصاویر رنگی و راهبردهای یادگیری عمیق برای تشخیص و تمایز گندم زمستانه از چهار علف هرز رایج آن استفاده شد که منجر به ایجاد پنج کلاس مجزا گردید. چهار شبکه یادگیری عمیق شامل Xception، EfficientNetB0، VGG19 و InceptionResNetV2 بهعنوان شبکههای ستون فقرات برای برآورده کردن الزامات طبقهبندی تصاویر لحاظ شدند. این شبکهها با استفاده از یادگیری انتقالی در ImageNet از قبل آموزش داده شدند، سپس با لایههای اضافی برای بهبود عملکرد در مجموعه دادههای ما تقویت شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده، مدل بهبودیافته InceptionResNetV2 بهترین عملکرد را در بین چهار مدل نشان داد و به دقت 98.17% و خطای 3.19% در دادههای آزمون دست یافت. همه مدلها عملکرد بسیار خوبی در شناسایی تصاویر کلاسهای مختلف نشان دادند، بهطوریکه میانگین وزنی امتیاز F1 برای مدلهای مبتنی بر Xception، EfficientNetB0، VGG19و InceptionResNetV2 بهترتیب برابر با 97%، 86%، 94% و 98% بهدست آمد. علاوهبر این، پانزده حالت متفاوت از حضور علفهای هرز در مزارع گندم زمستانه را با تمرکز بر انواع مختلف علفهای هرز مورد مطالعه، تجزیه و تحلیل شد تا راهبردهای موثر مدیریت علفهای هرز با استفاده از هر یک از چهار مدل پیشنهاد داده شود. یافتههای این تحقیق، پایه و اساسی برای توسعه برنامههای تلفن همراه یا وجینکنهای رباتیک بهمنظور مدیریت خاص مکانی علفهای هرز فراهم میآورد. این رویکرد میتواند در کاهش استفاده از علفکشها و کاهش اثرات زیستمحیطی آن و در عین حال بهبود عملکرد و کیفیت گندم نقش مهمی ایفا نماید.
ارزیابی توازن اقتصادی–زیستمحیطی در تناوبهای زراعی: مطالعه موردی تولید ماش
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 تیر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97894.1475
فاطمه نادی، محمدهادی موحدنژاد
چکیده ردپای اکولوژیک، میزان فشار انسان بر منابع طبیعی و ظرفیت زیستی محیط را نشان میدهد و بهطور گسترده برای ارزیابی پایداری کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرد. این پژوهش اثر محصول پیشین (گندم، جو و کلزا) را بر عملکرد زیستمحیطی و اقتصادی تولید ماش بررسی کرد. دادهها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با کشاورزان جمعآوری شد. شاخصهای زیستمحیطی شامل ردپای اکولوژیک (EF)، ظرفیت زیستی (BC) و تراز اکولوژیک (EB)، و شاخصهای اقتصادی شامل حاشیه سود ناخالص و نسبت فایده به هزینه (BCR) محاسبه شدند. نتایج نشان داد که محصول پیشین تأثیر معنیداری بر بیشتر شاخصها داشت (0.05>P)؛ بهطوریکه کلزا با گندم و جو تفاوت معنیدار داشت، در حالیکه بین گندم و جو تفاوت معنیداری مشاهده نشد. از دیدگاه زیستمحیطی، کشت ماش پس از کلزا کمترین ردپای اکولوژیک کل (1.055 هکتار جهانی در هکتار) و بیشترین کارایی نسبی اکولوژیک (0.315) را داشت، اما کمترین ظرفیت زیستی (1.541 هکتار جهانی در هکتار) را نشان داد. کشت ماش پس از گندم بیشترین ردپای اکولوژیک (1.777 هکتار جهانی در هکتار) و همچنین بیشترین ظرفیت زیستی (2.277 هکتار جهانی در هکتار) را به خود اختصاص داد. اگرچه تراز اکولوژیک در تمامی تناوبها مثبت بود (0.482 تا 0.500 هکتار جهانی در هکتار)، شاخص ردپای اکولوژیک (EFI) در محدوده «پایداری ضعیف» (0.216 تا 0.315) قرار گرفت و نسبت ردپای ناشی از بهرهبرداری بیشازحد به ردپای ناشی از نهادهها (EFovp/EFinp) بین 4.30 تا 8.59 متغیر بود که نشان میدهد فشار ناشی از بهرهبرداری بیشازحد بهمراتب بیشتر از فشار ناشی از مصرف نهادهها است. از نظر اقتصادی، گندم بالاترین حاشیه سود ناخالص (1887 دلار در هکتار) و نسبت فایده به هزینه (2.844) را به خود اختصاص داد، در حالیکه کلزا کمترین مقادیر را نشان داد (بهترتیب 1032 دلار در هکتار و 1.479). شاخص ترکیبی با وزنهای قابلتنظیم زیستمحیطی–اقتصادی، آستانه مبادلهای را در حدود 0.55 w≈نشان داد؛ بهگونهای که در شرایط اولویت زیستمحیطی، کلزا و در شرایط اولویت اقتصادی، گندم گزینه برتر بود. با توجه به ظرفیت زیستی منطقه مورد مطالعه، انتخاب گندم بهعنوان محصول پیشین، متعادلترین ترکیب مدیریت ردپای اکولوژیک و سودآوری اقتصادی را برای تولید ماش فراهم میکند.
تأثیر فشار هیدرواستاتیک بالا بر خواص فیزیکوشیمیایی و بارمیکروبی آبلیمو در مقایسه با روشهای حرارتی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 مرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98134.1479
راضیه باباگل تبار سماکوش، حسن صدرنیا، سید مهدی میرزابابائی
چکیده مطالعهی حاضر تأثیر فشار هیدرواستاتیک بالا (600 مگاپاسکال- 10 دقیقه) را بر pH، مواد جامد محلول، اسیدیتهی کل، فنل کل، ویتامین ث، فعالیت آنزیم پکتین متیل استراز و بار میکروبی آبلیمو رقم پرشین، بلافاصله پس از تیمار و طی 45 روز نگهداری در دمای 20 درجهی سانتیگراد در مقایسه با پاستوریزاسیون حرارتی (72 درجه سانتیگراد- 20 ثانیه) مورد بررسی قرار میدهد. فشار هیدرواستاتیک بالا pH آبلیمو را بهطور معنیدار کاهش داد. تیمارهای فشار هیدرواستاتیک بالا و حرارتی تأثیری روی مواد جامد محلول نداشتند، اما اسیدیتهی کل بهطور غیرمعنیدار دستخوش تغییر شد. گذشت زمان موجب کاهش معنیدار pH و مواد جامد محلول در همهی نمونهها شد. اسیدیتهی کل در نمونههای تیمار حرارتی و فشار بالا بهترتیب تا روز 14 و 29 انبارداری بدون تغییر باقی ماندند، اما پس از آن تا پایان انبارداری بهطور معنیدار افزایش یافتند. بیشترین محافظت از فنل کل (82.51 درصد) و ویتامین ث (91.61 درصد) طی انبارداری توسط فرایند فشار بالا بهدست آمد. فعالیت آنزیم پکتین متیل استراز بلافاصله پس از هر دو تیمار بهطور معنیدار کاهش یافت. باقیماندهی فعالیت این آنزیم در پایان دورهی انبارداری در نمونههای تحت تیمار حرارتی و فشار هیدرواستاتیک بهترتیب 5.69 و 3.59 درصد بود. آلودگی اولیهی آبلیمو به باکتریهای اسیددوست و مجموع کپک و مخمر بهترتیب 5.7 ± 0.51 و 4.79 ± 0.28 (واحد لگاریتم CFU در میلیلیتر) بود. تیمار فشار بالا شمار این میکروارگانیسمها را بلافاصله پس از تیمار به زیر محدودهی قابلمشاهده رسانید. شمار باکتریهای اسید دوست تا روز 14 انبارداری و شمار مجموع کپک و مخمر تا پایان انبارداری بدون تغییر باقی ماندند.
شتابدهنده سلامت کوانتومی®: انتخابی نوین برای رشد بسیار سریع ریزجلبکها؛ آرتروسپیرا پلاتنسیس و کلرلا ولگاریس
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 مهر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.97720.1476
علی اکبر محدث، محمد علی ساعتچی، مرضیه افشاری چمن آبادی، سعید ساعتچی، الناز مسعودی، امیر منصوری دانشور، سعید ملک زاده شفارودی
چکیده جلبکها و ریزجلبکها منبع برجسته اکسیژن و غذا برای دنیای زنده هستند. هر عاملی که بتواند سرعت رشد و تولید این موجودات ارزشمند را بهبود بخشد، میتواند راه بالقوهای برای دستیابی به پایداری برای زندگی انسان باشد. ریزجلبکهایی مانند کلرلا و آرتروسپیرا (اسپیرولینا) بهعنوان موجوداتی کارآمد در جمعآوری انرژی نور خورشید و تبدیل آن به زیستتوده یا ترکیبات بیوشیمیایی عمل میکنند. در این تحقیق، سعی شده است اثرات آب غنیشده (Quantum Health Accelerator®- QHA) با اطلاعات/انرژی حیاتی زیستی-کوانتومی که در اینجا به اختصار آب پرانرژی (EW) نامیده میشود بر تولید زیستتوده، ترکیب/محتوای بیوشیمیایی و همچنین ویژگیهای مورفولوژیکی این دو ریزجلبک مهم از نظر کشاورزی ارزیابی شود. شتابدهنده (EW) آزمایششده در محیطهای کشت BG11 و Zarrouk برای ریزجلبکهای مذکور در نسخههای مختلف، که بهترتیب با آب پر انرژی (EW)، آب مقطر معمولی (بهعنوان شاهد یا کنترل)، آب پرانرژی فیلترشده (FEW) و آب پرانرژی اتوکلاوشده (AEW) ساخته شده بودند، اعمال شد. تولید زیستتوده، ترکیب/محتوای بیوشیمیایی و همچنین ویژگیهای مورفولوژیکی این دو ریزجلبک بهطور منظم ثبت شد. نتایج بهطرز شگفتآوری تغییر مورفولوژیکی قابلتوجهی را همراه با تغییر چشمگیر (عمدتاً دو یا سه برابر بیشتر از کنترل) در زیستتوده، رنگدانهها، پروتئینها، حجم سلول و همزمان نرخ رشد ویژه بالاتر (P<0.05) پس از اعمال شتابدهنده کوانتومی آشکار کرد و نشان داد که اثر واقعی این تیمار مؤثر است و میتواند از نظر اقتصادی در کشت جلبک مورد استفاده قرار گیرد.
کاربرد طیفسنجی مادونقرمز تبدیل فوریه و روشهای طبقهبندی کمومتریکس در شناسایی تقلبات پودر دارچین
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98580.1489
محمد مسعودی، رسول خدابخشیان، محمود رضا گلزاریان
چکیده دارچین یک ادویه معطر با ارزش بالا است که بهطور گسترده در صنایع غذایی و دارویی مورد استفاده قرار میگیرد. به دلیل کاربردهای گسترده، دارچین در معرض تقلب غذایی قرار دارد که وجود روشهای معتبر تشخیص اصالت را ضروری میسازد. این مطالعه از طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FTIR) و تحلیل الگوهای طیفی بهمنظور ایجاد یک روش قابلاطمینان برای تشخیص تقلب در پودر دارچین، با مقایسه نمونههای اصیل و نمونههای دستکاریشده، استفاده میکند. هدف نهایی، ارائهی یک روششناسی عملی برای شناسایی تقلب در صنعت ادویه است. در این کار، از طیفسنجی فروسرخ تبدیل فوریه (FTIR) به همراه تکنیکهای تشخیص الگو برای احراز اصالت پودر دارچین استفاده شد. بهمنظور شناسایی و طبقهبندی نمونههای تقلبی (با مواد افزودنی شامل: پودر سویا، پودر پوست فندق و پودر نان خشک، در غلظتهای مختلف ۵، ۱۰ و ۱۵ درصد وزنی/وزنی) بهصورت غیرمخرب، از تحلیل مؤلفههای اصلی (PCA) بهعنوان روش بدون نظارت و از تحلیل تفکیکی حداقل مربعات جزئی (PLS-DA) و مدلسازی مستقل نرمال مشابهت ردهها (SIMCA) بهعنوان رویکردهای تشخیص الگوی نظارتشده استفاده شد. نتایج نشان داد که اگرچه دادههای طیفی نمونهها با استفاده از تکنیک PCA بهخوبی طبقهبندی شدند، اما همپوشانیهایی بین برخی گروهها مشاهده گردید. دقت کلی طبقهبندی توسط طبقهبندهای SIMCA و PLS-DA بهترتیب ۸۳ و ۹۰ درصد بود. بر اساس مدل سازی PCA، روش SIMCA امکان طبقهبندی نمونهها را به دو گروه مجزا (خالص در برابر تقلبی) فراهم کرد و دقت طبقهبندی این مدل دوکلاسی به ۱۰۰ درصد رسید. این یافتهها کارایی ترکیب طیفسنجی FTIR با تکنیکهای تشخیص الگو را برای احراز اصالت غیرمخرب و مقاوم پودر دارچین تقلبی تأیید کرده و به کنترل کیفیت در صنعت ادویه کمک مینماید.
مدلسازی تحلیلی یکپارچه و اعتبارسنجی تجربی یک ماشین کشاورزی مدولار کمهزینه برای مکانیزاسیون کشاورزان خردهمالک
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98710.1491
کاستوب کاپادانی، سمیر بوساله، ساندیپ نالاواده، راویراج گوراو، پرادیپ تامخاده، پریتی پوروهیت، آتول کومار تومانه، یوگشرائو موره، پریتی سنتیل
چکیده مکانیزاسیون کشاورزی کشاورزان خردهپا با چالشهای قابلتوجهی از جمله هزینههای بالای ماشینآلات، استفاده ناکارآمد از انرژی و فقدان روشهای پیشبینیکننده در طراحی تجهیزات کشاورزی چندمنظوره مواجه است. این مطالعه یک ماشین کشاورزی مدولار چندمنظوره کمهزینه برای کاربردهای کشاورزان خردهپا ارائه میدهد که مدلسازی برهمکنش خاک-ابزار، تحلیل غیرخطی کشش-لغزش، روابط کوپل شده نیروی کششی-توان-گشتاور، ارزیابی تنش سازهای و ارزیابی اقتصادی چرخه عمر را در یک چارچوب تحلیلی یکپارچه ادغام میکند. اعتبارسنجی تجربی تحت سه شرایط چسبندگی خاک نمونه (36 = n) انجام شده و تطابق خوبی را بین پیشبینیهای تحلیلی و عملکرد اندازهگیری شده نشان داد، با انحرافات بهترتیب 8.7، 9.2 و 7.5 درصد بهترتیب برای نیروی کششی، گشتاور و تنش سازهای. سیستم پیشنهادی مصرف انرژی 4.8 تا 7.9 کیلووات ساعت در هکتار دارد که در مقایسه با واحدهای شخمزنی خردهمالکی بنزینی موجود در بازار با عرض کاری و ظرفیت مزرعهای مشابه، 22 تا 26 درصد کاهش در هزینههای عملیاتی را به همراه داشت و دوره بازگشت سرمایه تخمینی 1.8 تا 2.3 سال را به همراه خواهد داشت. گنجاندن تحلیل کشش با در نظر گرفتن لغزش چرخ، پیشبینی نیازهای انرژی را بهبود بخشید و در عین حال یکنواختی فاصله بذر را بالای 87 درصد حفظ کرد. چسبندگی خاک، عمق نفوذ و نسبت لغزش به عنوان پارامترهای غالب مؤثر بر مصرف انرژی و بارگذاری سازه شناسایی شدند. چارچوب پیشنهادی، بهرهوری انرژی بهبود یافته، پایداری عملیاتی و امکانسنجی اقتصادی تحت شرایط عملیاتی مورد بررسی را نشان داده و پتانسیل کاربردهای گستردهتر در مکانیزاسیون خردهمالکان را نشان میدهد.
ترکیب آزمایشهای میدانی و مدلسازی تصمیمگیری چندمعیاره برای مکانیزاسیون پایدار: ارزیابی جامع فناوریهای برداشت زیتون
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 مرداد 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.98934.1494
ابوالفضل بزرگی، نرگس بنائیان، مرتضی زنگنه، زهرا یوسفی
چکیده برداشت زیتون پرزحمتترین عملیات در تولید زیتون است، بهویژه در باغهای متراکم که انتخاب فناوری به شدت بر بهرهوری و پایداری تأثیر میگذارد. این مطالعه آزمایشهای کمی میدانی را با یک چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره (MCDM) با محوریت پایداری ترکیب میکند تا سه روش برداشت شامل چنگک دستی، تکاننده شاخه (شیکر) و کمباین روی ردیف را برای ارقام آربیکن و کرونایکی در ایران ارزیابی کند. طرح بلوکهای کامل تصادفی فاکتوریل برای اندازهگیری تلفات برداشت، راندمان برداشت، سرعت برداشت، میزان روغن و شاخصهای کیفیت شیمیایی اجرا شد. چنگک دستی بالاترین درصد برداشت (100%) و همچنین بالاترین میزان ریزش میوه (3.33%) را بهدست آورد. تکاننده شاخه کمترین میزان ریزش میوه (1.12%) را ثبت کرد، اما تنها 53.8% راندمان داشت. کمباین برداشتکننده بالاترین نرخ برداشت (4429–5158 کیلوگرم در ساعت) و بیشترین بازده اقتصادی را با نسبت سود به هزینه 1.297 برای آربیکن و 1.375 برای کرونایکی ارائه داد. برای ادغام شاخصهای فنی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی، از AHP فازی برای محاسبه وزن معیارها استفاده شد و از تحلیل رابطه خاکستری (GRA) برای رتبهبندی گزینهها استفاده شد. کمباین برداشتکننده بالاترین امتیاز GRA 0.812 را کسب کرد و پس از آن تکاننده شاخه (0.774) و چنگک دستی (0.682) قرار گرفتند. تحلیل حساسیت مبتنی بر سناریو با استفاده از GRA، TOPSIS، VIKORو ELECTRE نشان داد که کمباین برداشتکننده بهطور مداوم در اولویتهای اقتصادی و فنی رتبه اول را کسب میکند، در حالیکه شیکر در سناریوهای پایداریمحور با تأکید بر اشتغال و کاهش مصرف انرژیهای تجدیدناپذیر، به گزینه ترجیحی تبدیل شد.
ارزیابی مقایسهای عملکرد یک ربات نشاءکار مجهز به بینایی ماشین تحت الگوریتمهای مختلف YOLO
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 مهر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.99265.1496
سعید خداترس، ولی رسولی شربیانی
چکیده در این پژوهش عملکرد یک ربات نشاءکار گلخانهای با سیستم بینایی ماشین مبتنی بر الگوریتم YOLO (YOLOv8s، YOLOv8n، YOLOv8m، YOLOv11n، YOLOv11m، YOLOv11s، YOLOv9c) در جابهجایی نشاءهای فلفل، کاهو و گوجهفرنگی از نظر دقت تشخیص، سرعت پردازش و کارایی نشاءکاری در محیط گلخانه مورد ارزیابی قرار گرفت. یک ربات با بازوی رباتیک سه درجه آزادی، گریپر سوزنی دوپین و دوربین با وضوح ۷۲۰×۱۲۸۰ طراحی شد، که قادر به تشخیص و نشاءکاری خودکار نشاءها بود. پس از مقایسه نسخههای مختلف الگوریتمهای YOLO، نتایج نشان داد که YOLOv8s بهترین تعادل را بین دقت (86.52%) و زمان پردازش (1605.67 میلیثانیه) داشت و نرخ موفقیت نشاءکاری برای نشاءهای گوجهفرنگی بالاترین (92.38%) و برای نشاءهای فلفل پایینترین (81.11%) بود. تحلیل آماری تأیید کرد که تفاوتهای معنیداری بین گونهها وجود دارد. این سیستم پتانسیل قوی برای کشاورزی دقیق با کاهش هزینههای نیروی کار و افزایش بهرهوری نشان داد. با بهینهسازیهای آینده، میتواند عملکرد بهبودیافتهای در شرایط محیطی متنوع ارائه دهد.
بررسی تجربی و تحلیل تنش خستگی تیغههای ماشین برداشت نیشکر به روش اجزای محدود
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مهر 1405
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0)
https://doi.org/10.22067/jam.2026.99733.1510
وحید کهریزی، رسول همتیان، ابراهیم زارعی شهامت
چکیده قطعات ماشینهای کشاورزی اغلب در محیطهایی کار میکنند که در معرض بارهای پیوسته و سیکلی، خستگی، خوردگی، سایش، ضربه، حرارت و غیره قرار دارند از اینرو لازم است جنس این قطعات بهگونهای انتخاب شود تا در این شرایط آسیب نبینند و وظیفه پیشبینیشده را بهخوبی انجام دهند. تیغه باید به بارهای نوسانی مقاوم باشد تا موجب شکستگی ناشی از خستگی نشود، از اینرو برای ساخت تیغه، از سه نوع فولاد (100Cr6, 16MnCr5, Ck60) که با دو روش سختکاری (القایی و حرارتی) تقویت شده بود، استفاده شد و عملکرد آنها با هم مورد مقایسه قرار گرفت. با استفاده از نرمافزارهای (CAE)، تیغهها طراحی شده و مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل تنش خستگی نشان داد که اکثر نقاط تیغهها دارای آسیب خستگی پایین و ضریب اطمینان بالایی هستند. در همه تیغهها بحرانیترین نقطه در محل اتصال به صفحه دوار ماشین برداشت بود. طرح تیغه مثلثی با جنس 100Cr6 و روش سختکاری القایی با میزان آسیب 19-10×4.37 و ضریب اطمینان 4.22 عملکرد بهتری نسبت به سایر انواع مورد آزمایش داشت.
