با همکاری انجمن مهندسان مکانیک ایران
کلیدواژه‌ها = برداشت
ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

ارزیابی ضمیمه هد کمباین غلات برای برداشت آفتابگردان و مقایسه با روش‌های برداشت مرسوم

دوره 15، شماره 1، بهار 1404، صفحه 81-93

https://doi.org/10.22067/jam.2024.86827.1229

محمود صفری، پدرام قیاسی، عباس روحانی

چکیده در ایران هرساله بیش از50 هزار هکتار آفتابگردان روغنی و آجیلی، کشت می‌شود. به علت سازگار نبودن کمباین‌های غلات موجود در کشور با ویژگی‌های بوته و طبق آفتابگردان، مقدار زیادی دانه توسط کمباین تلف می‌شود. لذا، هم‌اکنون برداشت آن به‌صورت دستی انجام می‌شود. برداشت دستی باعث افزایش مشقت‌های کارگری، انرژی مصرفی و هزینه تولید گردیده است. در این تحقیق، به‌منظور برداشت مکانیزه این محصول، اصلاحاتی بر روی هد موجود کمباین غلات (جاندیر 1055)، اعمال ‌گردید تا بتوان با آن عملیات برداشت، کوبش و بوجاری آفتابگردان را به‌طور هم‌زمان انجام داد. پس از طراحی و ساخت الحاقیه، هد به‌سازی‌شده در شرایط مزرعه، ارزیابی و با روش‌های برداشت مرسوم مقایسه شد. ارزیابی مزرعه‌ای هد به‌سازی‌شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار بود. تیمارها شامل: 1) برداشت توسط کمباین غلات مجهز به هد اصلاح‌شده، 2)‏ برداشت توسط کمباین غلات مجهز به قایقی و 3) برداشت به روش دستی بود. در هرکدام از تیمارهای ماشینی، واحدهای کوبنده و تمیزکننده به‌منظور برداشت آفتابگردان تنظیم گردید. نتایج نشان داد که بین تیمارهای آزمایشی از نظر تلفات کمباینی، ظرفیت مزرعه‌ای و هزینه‌های برداشت، اختلاف معنی‌داری در سطح 5% وجود دارد. در کمباین اصلاح‌شده، کمباین شیراز و روش دستی، تلفات کمباینی به‌ترتیب 0.72، 4.85 و 6 درصد، ظرفیت مزرعه‌ای به‌ترتیب 1.2، 1.13 و 0.12 هکتار بر ساعت و نسبت سود به هزینه به‌ترتیب 13.97، 13.3 و 3.01 بود. بین تیمارها از نظر افت طبیعی و درصد خلوص اختلاف معنی‌داری در سطح 5% وجود نداشت. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، به دلیل پایین بودن تلفات، ظرفیت مزرعه‌ای مناسب و هزینه برداشت پایین، استفاده از کمباین جاندیر 1055 مجهز به هد اصلاح‌شده برای برداشت آفتابگردان روغنی قابل‌توصیه است.

ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

مقایسه میزان تلفات برداشت دانه گندم دیم در انواع کمباین‌های کاه‌کوب در استان کردستان

دوره 13، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 309-319

https://doi.org/10.22067/jam.2022.75175.1091

محمود صفری، محمدعلی رستمی

چکیده گندم یکی از محصولات مهم کشور است که در سال‌های اخیر، به دلیل بالا بودن ارزش اقتصادی کاه تولیدی برای خوراک دام، توسط کمباین‌های کاه‌کوب برداشت می‌شود. در این تحقیق میزان تلفات طبیعی، تلفات کمباینی، ظرفیت مزرعه‌ای، درجه خلوص دانه و عملکرد محصول گندم در حین برداشت، توسط کمباین‌های کاه‌کوب در استان کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از بین کمباین‌های فعال در برداشت گندم در منطقه، تعداد 15 دستگاه کمباین کاه‌کوب در حین برداشت گندم دیم به‌صورت طرح کاملاً تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت. از این تعداد، 4 دستگاه ساخت کارگاه‌های محلی شیراز، 4 دستگاه ساخت کارگاه‌های محلی بوکان، 4 دستگاه ساخت کارگاه‌های محلی همدان و 3 دستگاه نیز ساخت شرکت همدان برزگر بود. نتایج نشان داد که متوسط عملکرد گندم دیم 1698.14 کیلوگرم بر هکتار، تلفات طبیعی 2.39 درصد و تلفات کمباینی 4.92 درصد بود. 43.5 درصد از تلفات کمباینی مربوط به عقب کمباین (مخزن کاه) و 56.5 درصد آن مربوط به هد کمباین بود. مقایسه کمباین‌ها نشان داد که تلفات دانه در کمباین همدان برزگر با 6.56 درصد از دیگر کمباین‌ها بیشتر است.‏ تفاوت بین کمباین‌ها ازنظر ظرفیت مزرعه‌ای و درصد خلوص، معنی‌‎دار نبود. میزان تلفات دانه در مخزن کاه کمباین‌های کاه‌کوب شیراز، بوکان، همدان و همدان برزگر در سطح 5 درصد اختلاف معنی‌دار داشتند و به‌ترتیب 64.87، 2.0، 0.78 و 4.28 درصد بود. ازنظر تلفات کل کمباینی نیز تفاوت بین کمباین‌ها در سطح 5 درصد معنی‌دار بود. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، کمباین‌های کاه‌کوب همدان، بوکان، شیراز و همدان برزگر به‌ترتیب با تلفات کل 4.32، 4.33، 4.52 و 6.56 درصد در اولویت به‌کارگیری در مزارع گندم دیم استان کردستان قرار دارند.

مهندسی سامانه‌ها

ارزیابی کارآیی واحدهای برداشت نیشکر با استفاده از یک رویکرد ترکیبی از تحلیل پوششی داده‌ها و داده‌کاوی

دوره 12، شماره 1، بهار 1401، صفحه 43-54

https://doi.org/10.22067/jam.2020.58695.0

نسیم منجزی

چکیده هر سازمانی به‌منظور آگاهی از میزان عملکرد و مطلوبیت فعالیت واحدهای خود به یک نظام ارزشیابی جهت سنجش این مطلوبیت نیاز دارد و این موضوع برای موسسات کشاورزی از جمله کشت و صنعت‌ها اهمیت بیشتری دارد. در تحقیق حاضر، 20 واحد برداشت نیشکر انتخاب گردید. پس از مدل‌سازی بر مبنای مدل‌های CCR و BCC ورودی محور، مقادیر کارایی برای واحدهای برداشت نیشکر محاسبه گردید و با استفاده از درخت تصمیم CART به استخراج قوانین برای پیش‌بینی کارایی این واحدها پرداخته شد. نتایج مطالعه 20 واحد برداشت نیشکر در مدل CCR نشان داد که 6 واحد دارای امتیاز کارآمد و 14 واحد دارای امتیاز ناکارآمد بودند و امتیاز کارایی فنی آن‌ها در محدوده 0.73 تا 0.95 بود. نتایج مطالعه مدل BCC همچنین نشان داد که از مجموع 20 واحد برداشت نیشکر، 8 واحد دارای امتیاز کارآمد بودند. همان‌طور که مشاهده می‌شود، در مدل BCC، واحدهای بیشتری به‌عنوان واحدهای کارآمد معرفی می‌شوند و پراکندگی کمتری بین واحدهای ناکارآمد وجود دارد. همچنین، توزیع واحدهای کارآمد در مدل BCC کمتر از مدل CCR است. میانگین کارایی فنی، کارایی فنی خالص و کارایی مقیاس به‌ترتیب برابر 93، 88 و 93 درصد به‌دست آمد. همچنین دقت مدل درخت تصمیم تولید شده برای کارایی فنی و کارایی فنی خالص نیز به‌ترتیب برابر 86 و 93 درصد به‌دست آمد.

ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

برداشت نیمه‌مکانیزه گلبرگ گلرنگ و مقایسه آن با روش سنتی

دوره 11، شماره 2، 1400، صفحه 465-475

https://doi.org/10.22067/jam.v11i2.80725

محمود صفری، هومن شریف نسب

چکیده گلبرگ گلرنگ به‌دلیل دارا بودن خواص و کاربردهای فراوان، دارای ارزش افزوده اقتصادی است، در صنایع غذایی به‌عنوان رنگ طبیعی غذا، در صنایع نساجی و قالی‌بافی به‌منظور رنگ‌آمیزی نخ و در صنایع رنگ‌سازی به‌منظور تولید رنگ استفاده می‌شود. در بسیاری از مناطق کشور این محصول، به‌صورت دستی برداشت می‌شود. در این تحقیق، به‌منظور برداشت گلبرگ، سه روش برداشت دستی (سنتی)، ماشینی پشتی (برقی) و ماشینی فرغونی (بنزینی)، ازنظر صفات ظرفیت مزرعه‌ای، ضایعات، درصد خلوص، انرژی مصرفی و هزینه‌های عملیاتی در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی و در سه تکرار، در سال 97 ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین تیمارهای آزمایشی ازنظر صفات مورد مطالعه، اختلاف معنی‌داری در سطح 5% وجود دارد. مقایسه میانگین‌های سه روش برداشت پشتی، فرغونی و دستی نشان داد، ضایعات برداشت به‌ترتیب 0.63، 1.11 و 3.25 درصد، درصد خلوص به‌ترتیب 97.61، 98.66 و 95.28 درصد، ظرفیت مزرعه‌ای، به‌ترتیب 2.45، 2.76 و 1.39 گرم بر دقیقه و از نظر اقتصادی، نسبت سود به هزینه به‌ترتیب 1.75، 1.55 و 1.16 است که برای این صفات، بین روش‌های ماشینی، اختلاف معنی‌داری وجود نداشت ولی بین روش‌های ماشینی و دستی، اختلاف در سطح 5% معنی‌دار بود. در نهایت با توجه به معنی‌دار نبودن صفات ظرفیت مزرعه‌ای و درجه خلوص روش‌های ماشینی و انرژی مصرفی و ضایعات کمتر روش پشتی و ارجحیت اقتصادی آن، به‌منظور برداشت گلبرگ گلرنگ، روش برداشت پشتی قابل توصیه است.

سامانه‌های انسان‌محور و ایمنی

ارزیابی ارگونومیکی وضعیت‌های انجام کار در بین کارگران تولید نیشکر با استفاده از روش REBA

دوره 11، شماره 2، 1400، صفحه 477-489

https://doi.org/10.22067/jam.v11i2.78574

نسیم منجزی

چکیده پایین بودن سطح آگاهی در خصوص وضعیت صحیح بدن حین کار یکی از مشکلات کشاورزان است. بنابراین روش‌های ارزیابی وضعیت بدن به‌عنوان محور و مبنای ارزیابی خطر ابتلا به اختلالات اسکلتی-عضلانی مرتبط با کار در نظر گرفته می‌شوند. هدف از این تحقیق، شناسایی وضعیت‌های نامناسب کاری در مزارع نیشکر، در مرحله تهیه قلمه، کاشت و برداشت دستی بود. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی بود که در سال زراعی 1397-1398 در استان خوزستان انجام شد. جامعه مورد پژوهش در مرحله کاشت، 20 گروه 10 نفره کاشت بود و از عملیات تهیه قلمه و برداشت هر کدام 50 کارگر (در مجموع 100 کارگر) با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. روش کار، عکاسی از کارگران در مزارع نیشکر استان خوزستان حین فعالیت و تحلیل عکس‌ها با استفاده از مدل کردن بدن کارگران با نرم‌افزار REBA 6 و آنالیز وضعیت‌های مختلف به روش REBA بود. نتایج نشان داد که امتیاز نهایی REBA برای عملیات تهیه قلمه، کاشت و برداشت دستی به‌ترتیب برابر 13.35، 13.04 و 12.39 بود. همچنین طبق روش REBA، در عملیات تهیه قلمه، کاشت و برداشت دستی نیشکر به‌ترتیب 93.44، 87.90 و 84.70 درصد پوسچر کارگران در بحرانی‌ترین گروه قرار داشت که باید از آن اجتناب نمود.

ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

ارزیابی ویژگی‌های کمی و کیفی دو روش برداشت نیشکر (با هدف تولید انرژی و تولید شکر)

دوره 8، شماره 1، 1397، صفحه 212-221

https://doi.org/10.22067/jam.v8i1.53629

کورش اندکایی زاده، محمد جواد شیخ داودی، میلاد بی ریا

چکیده نیشکر یک گیاه مهم در جهان می‌باشد که با هدف تولید شکر و تولید انرژی کشت می‌شود، به همین دلیل ارزیابی دو روش برداشت یکی با هدف تولید شکر و دیگری با هدف تولید انرژی ضرورت پیدا می‌کند. در این تحقیق دو سیستم برداشت نیشکر و مورد بررسی قرار گرفته است. پارامترهای کمی شامل مصرف سوخت بر حسب لیتر بر هکتار، توان مصرف شده ماشین برداشت نیشکر بر حسب کیلووات، بازده گشتاور موتور برحسب (%)، روغن هیدرولیک مصرف شده در تیغه برش، چاپر، بالابر بر حسب مگاژول بر مگاگرم، سرعت پیشروی کیلومتر بر ساعت، ظرفیت مزرعه‌ای برحسب هکتار بر ساعت، عملکرد مزرعه‌ای مگاگرم بر هکتار و دبی خروجی نی بر حسب مگاگرم بر ساعت و پارامترهای کیفی شامل خصوصیات گیاه بود که شامل میانگین قطر متوسط ساقه برحسب میلی‌متر، ارتفاع ساقه بر حسب متر، تعداد ساقه بر متر، درصد ساقه‌های بریده شده سالم و تا حدی آسیب‌دیده و به‌شدت آسیب‌دیده، ارتفاع متوسط کاه و کلش بر حسب میلی‌متر، متوسط جرم مخصوص ظاهری کیلوگرم بر مترمکعب، میانگین درصد رطوبت، میانگین عملکرد ماده خشک (بیوماس) بر حسب مگاگرم بر هکتار اندازه‌گیری شد. تحلیل داده با استفاده از روش مدیریتی مجموع ساده وزنی شده انجام شد. نتایج نشان داد که میزان برداشت در روش برداشت با هدف تولید شکر از لحاظ پارامترهای کمی ماشین برداشت نیشکر در شرایط مطلوبی نسبت به روش برداشت با هدف تولید انرژی قرار دارد ولی از نظر خصوصیات کیفی گیاه سیستم برداشت با هدف تولید انرژی وضعیت بهتری دارد چون دارای ضریب ترکیبی بالایی است.

ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

ارزیابی مزرعه ای تلفات انتهای کمباین غلات مجهز به دستگاه نمایشگر تلفات دانه در کمباین های JD-955 وJD-1165

دوره 4، شماره 2، 1393، صفحه 335-343

https://doi.org/10.22067/jam.v4i2.29077

محمدرضا مستوفی سرکاری، میر سعید ولیعهدی، ایرج رنجبر

چکیده نمایشگرهای اتلاف دانه وسائلی هستند که با نصب آن ها روی کمباین، اندازه گیری تلفات دانه در نقاط مختلف میسر می شود. این سامانه به کاربر امکان می دهد که بیشینه ی سرعت پیش روی را انتخاب نماید تا اتلاف دانه را در سطح قابل قبول نگه دارد. این واحدها به منظور اندازه گیری مقدار دانه ای که روی کلش کش ها و غربال ها می رود یک سامانه ی نمایشگر را به کار می گیرد که به طور پیوسته و در حال حرکت میزان تلفات را نشان می دهد. طبق گزارش دفتر مجری گندم، افت انتهای کمباین بطور متوسط بین 1/72 تا 2/14 در صد بوده، که از نظر استاندارد ASAE دور از انتظار است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. در این تحقیق نمایشگر تلفات دانه در قسمت های مختلف کمباین های JD-955 و JD-1165 مانند غربال ها وکلش کش ها نصب شده و کلیه تلفات کمباینی اندازه گیری شد. این تحقیق در دو مرحله به انجام رسید: الف- اندازه گیری تلفات کلی و ب- تلفات فرآوری. به منظور بررسی صحت و دقت ابزار اندازه گیری، افت ثبت شده با روش اندازه گیری معمول مقایسه و ارزیابی شده است. نتایج تجزیه ی مرکب داده های دو سال اجرای پروژه نشان داد در رطوبت 10-12 در صد دانه و سرعت کوبنده ی 750 دور بر دقیقه افت انتهایی در هر دو کمباین در حد استاندارد بوده و 0/82% است. هم چنین بر اساس فرض صفر، اختلافی بین افت اندازه گیری شده با روش معمول و دستگاه نمایشگر تلفات دانه مشاهده نشد.

مهندسی پس‌ از برداشت، و فرآوری محصولات کشاورزی

بررسی اثر بسامد و زمان ارتعاش بر عملکرد تکاننده ارتعاشی برای برداشت مکانیزه پرتقال تامسون

دوره 2، شماره 2، 1391

https://doi.org/10.22067/jam.v2i2.15093

حمید قربانپور، محمد هادی خوش تقاضا، محمدرضا مستوفی سرکاری

چکیده برداشت مرکبات به‌صورت دستی‌کاری سخت، پرهزینه و زمان بر است. در این تحقیق به‌منظور امکان سنجی برداشت مکانیزه پرتقال با تکاننده ارتعاشی، در یک آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار، اثر بسامد (در سه سطح 5، 5/7 و10 هرتز) و زمان ارتعاش (در سه سطح 10، 15 و 20 ثانیه) بر میزان برداشت و میوه های آسیب دیده پرتقال تامسون مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج آزمایش ها نشان داد که اثر بسامد و زمان ارتعاش در سطح 1% بر درصد برداشت و میوه های آسیب دیده معنی دار بوده؛ ولی اثر متقابل آن ها بر صفت های اندازه گیری شده معنی دار نبود. با افزایش بسامد میزان برداشت بطور معنی داری افزایش می یابد که بیشترین میزان آن 8/62 درصد در بسامد 10 هرتز می باشد. اگرچه با افزایش زمان ارتعاش میزان برداشت افزایش یافت ولی اختلاف معنی داری بین زمان های 15 و 20 ثانیه در بسامد 10 هرتز بر میزان برداشت وجود نداشت. همچنین با افزایش زمان ارتعاش میزان درصد میوه های آسیب دیده نیز بیشتر گردید. با توجه به‌دلایل مذکور، بسامد 10 هرتز و زمان ارتعاش 15 ثانیه به‌عنوان مناسب ترین حالت برای برداشت مکانیزه پرتقال تامسون انتخاب گردید. سرانجام یک مدل ریاضی خطی بر اساس بسامد و زمان ارتعاش برای درصد برداشت و میوه‌های آسیب دیده پرتقال تامسون تدوین گردید.

ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

تعیین حدود بهینه تنظیم دماغه کمباین برداشت غلات به منظور کاهش ریزش دانه در برداشت کلزا با استفاده از دستگاه شبیه سازی شده دماغه

دوره 2، شماره 2، 1391

https://doi.org/10.22067/jam.v2i2.15094

مجید سلیمانی، مهدی کسرایی

چکیده در دهه های اخیر، کلزا به عنوان مهم ترین دانه روغنی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. عمده ترین مشکل زراعت کلزا در مرحله برداشت و به‌دلیل حساس بودن غلاف های آن به ضربه و ارتعاش است. دماغه3 کمباین، به ویژه هنگامی که به خوبی تنظیم نشده باشد، به محصول ضربه خواهد زد و مقدار قابل توجهی از دانه ها بر روی زمین می ریزند. ضایعات محصول کلزا هنگام برداشت با کمباین غلات تا 50 درصد هم گزارش شده است که با کاهش میزان ریزش، می توان عملکرد را بهبود بخشید. هدف از انجام این پژوهش، تعیین شرایط بهینه دماغه کمباین برای برداشت کلزا بود به نحوی که ریزش دانه کمینه شود. به این منظور یک دستگاه آزمایش شبیه دماغه کمباین در بخش مکانیک ماشین های کشاورزی دانشگاه شیراز طراحی و ساخته شد و برای تعیین بهترین حالت تنظیم دماغه، عواملی که بیش ترین تأثیر را بر روی ریزش دانه دارند با این دستگاه مورد بررسی قرار گرفتند. این عوامل عبارت بودند از: سرعت پیش روی کمباین در سطوح 5/1، 2 و 5/2 کیلومتر در ساعت، سرعت شانه برش در سطوح 800، 1100 و 1400 ضربه در دقیقه و نسبت سرعت خطی چرخ فلک به سرعت پیش روی در سطوح 1، 3/1 و 5/1 برابر سرعت پیش روی. آزمایش ها بر روی رقم طلائیه و در رطوبت 16 درصد (بر پایه خشک) و با سه تکرار برای هر سطح انجام شد. با در نظر گرفتن اثر متقابل عوامل آزمایشی نتایج نشان داد که تأثیر این عوامل بر ریزش دانه در سطح 5 درصد معنی دار بوده است و در حالتی که سرعت پیش روی کمباین 2 کیلومتر در ساعت، سرعت شانه برش 1400 ضربه در دقیقه و سرعت خطی چرخ فلک 5/1 برابر سرعت پیش روی باشد، ریزش دانه کمینه خواهد شد.