با همکاری انجمن مهندسان مکانیک ایران
دوره و شماره: دوره 12، شماره 2 - شماره پیاپی 24، تابستان 1401 
مقاله پژوهشی کشاورزی دیجیتال، هوشمند و دقیق

شناسایی زنجرک پسته (Hem.: Cicadellidae) Idiocerus stali با استفاده از پردازش تصویر و شبکه‌های عصبی مصنوعی

صفحه 107-118

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.81004

زینب عزیزپور، حسنعلی واحدی، علی نجات لرستانی

چکیده استراتژی مدیریت تلفیقی آفات (IPM)، به پایش پیوسته جمعیت آفات وابسته است، این کار نه تنها زمان‌بر است، بلکه وابستگی زیادی به داوری انسان دارد و پر هزینه نیز می‌باشد. استفاده از روش‌های هوش مصنوعی به جای تصمیم‌گیری‌های دستی و انسانی، علاوه بر این که سبب افزایش بهره‌وری می‌گردد، از دقت بالایی نیز برخوردار است. پسته، یک محصول تجاری است و هر ساله خسارت زیادی توسط حشرات به تولیدکنندگان این محصول وارد می‌شود. گروهی از آفات پسته عمدتاً از میوه پسته تغذیه می‌کنند، که از این گروه زنجرک پسته، دارای اهمیت زیادی می‌باشد. در این تحقیق زنجرک پسته به‌عنوان حشره هدف جهت شناسایی انتخاب شد. برای جمع‌آوری نمونه‌ها از کارت‌های زرد چسبنده استفاده شد. 357 خصوصیت رنگی و 20خصوصیت شکلی برای شناسایی زنجرک پسته به‌وسیله الگوریتم پردازش تصویر استخراج شد. خصوصیات رنگی به دو دسته‌ی خصوصیات مربوط ‌به میانگین و انحراف‌معیار و خصوصیات مربوط ‌به شاخص‌های سبزی تقسیم شدند. از 17 فضای رنگی مختلف مثل RGB، HSV و غیره برای استخراج خصوصیات و از روش هیبرید شبکه عصبی مصنوعی-الگوریتم بهینه‌سازی ازدحام ذرات (ANN-PSO) برای انتخاب خصوصیات مؤثر استفاده گردید. خصوصیات مؤثر انتخابی جهت طبقه‌بندی حشرات عبارتند از: شاخص رنگی برای پوشش گیاهی استخراجی مربوط به فضای رنگی HSL، شاخص تفاضل نرمال شده مربوط به فضای رنگی LCH، کانال خاکستری مربوط به فضای رنگی YCbCr، شاخص مؤلفه دوم منهای مؤلفه سوم مربوط به فضای رنگی YCbCr، مساحت و میانگین مؤلفه های اول، دوم و سوم فضای رنگی Luv. نرخ شناسایی الگوریتم پردازش تصویر طراحی شده، 99.72درصد کل اشیا (زنجرک پسته، سوسک چوب‌خوار قرمز پسته و سایر حشره‌های غیر هدف و متفرقه) می‌باشد. شبکه‌های عصبی مصنوعی، توانایی طبقه‌بندی حشرات به سه کلاس (زنجرک پسته، سوسک چوب‌خوار قرمز پسته و سایر حشره‌های غیر هدف و متفرقه) و دو کلاس (زنجرک پسته و سوسک چوب‌خوار قرمز پسته) به‌ترتیب با دقت 91.53 و 99.59 درصد را دارند.

مقاله پژوهشی پایداری، زیست‌اقتصاد چرخشی و تاب‌آوری محیطی

تحلیل اکسرژی سامانه تولید بخار به‌منظور کاوش پتانسیل بهینه‌سازی مصرف انرژی

صفحه 119-130

https://doi.org/10.22067/jam.2021.57932.0

ایمان گلپور، پرویز احمدی مقدم، علی محمد نیکبخت

چکیده در این کار تحقیقاتی، تحلیل انرژی و اکسرژی سامانه تولید بخار شرکت آبمیوه پاکدیس ارومیه با چهار دیگ بخار بررسی شد و با استفاده از معادلات تعادل جرم، انرژی و اکسرژی برای هر یک از اجزای سامانه، توابع هدف ترمودینامیکی شامل بازده اکسرژی، نرخ تخریب اکسرژی، نرخ تلفات اکسرژی و نرخ پتانسیل بهبود آن‌ها بر اساس قانون اول و دوم ترمودینامیکی مورد ارزیابی قرار گرفت. پس از اکتساب داده‌ها، تحلیل انرژی و اکسرژی این سامانه با حل معادلات مربوطه با کمک روابط خواص ترمودینامیکی همراه با برنامه‌نویسی در نرم‌افزار EES صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که بیشترین بازده اکسرژی 98.44 درصد، مربوط به توزیع‌کننده بخار (O) سامانه با نرخ پتانسیل بهبود 1.51 کیلووات و نرخ تخریب اکسرژی 28.38 کیلووات بود، و همچنین پمپ (M) قبل از دیگ بخار چهارم با بازده اکسرژی 19.69 درصد دارای کمترین مقدار بازده اکسرژی بود به طوری‌که مقادیر 12.55 و 11.93 کیلووات به‌ترتیب برای نرخ تخریب اکسرژی و نرخ پتانسیل بهبود آن حاصل شد. بیشترین نرخ تخریب اکسرژی سامانه را دیگ بخار اول با مقدار 12391.80 کیلووات با بازده 19.55 درصد و نرخ پتانسیل بهبود 10295.26 کیلووات دارا بود. طبق نتایج حاصله، بیشترین و کمترین مقدار نرخ تلفات اکسرژی سامانه با مقادیر 446.90 و 0.47 کیلووات به‌ترتیب برای دیگ بخار سوم (L) و منبع انبساط (F) به‌دست آمد.

مقاله پژوهشی مهندسی سامانه‌های دامی و دامپروری

توسعه شبیه‌ساز رایانه‌ای به‌منظور مدیریت بهتر شرایط تهویه‌ای مرغداری و بهینه‌سازی تولید

صفحه 131-146

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.81420

حامد فرزانپور، سیدصادق سیدلو هریس، حبیبه نعلبندی

چکیده تهویه یک متغیر کلیدی برای بهینه‌سازی شرایط محیط داخلی مرغداری است که با کنترل عواملی مانند درجه حرارت، سرعت هوا و غلظت گازهای موجود، می‌تواند از تلفات طیور جلوگیری کند. در حال حاضر دستورالعمل‌های دقیقی در راستای طراحی و ساخت سالن‌های مرغداری و سیستم‌های تهویه با هدف کنترل دقیق شرایط محیطی توسعه نیافته است. در این تحقیق در یک مرغداری طولی و با تهویه مکانیکی فشار منفی، توزیع دما و الگوهای جریان هوا با استفاده از دینامیک سیالات محاسباتی شبیه‌سازی شد و با استفاده از شبیه‌ساز توسعه‌یافته راهکارهایی برای بهبود سیستم تهویه ارایه شد. در توسعه شبیه‌ساز مذکور همه شرایط مرزی از طریق اندازه‌گیری‌های تجربی در طول یک دوره 24 ساعته به‌دست آمد. اعتبارسنجی نتایج شبیه‌ساز، در 13 نقطه آزمون شد و مشخصه‌های آماری بیان‌کننده دقت پیش‌بینی مانند RMSE، بین دمای اندازه‌گیری شده و پیش‌بینی شده در محدوده 0.405 تا 1.29 قرار داشت و شبیه‌ساز قادر بود تغییرات دمای نقاط مختلف سالن مرغداری را با دقت 0.6 درجه پیش‌بینی نماید. نتایج شبیه‌ساز نشان داد که در مرغداری مورد مطالعه پروفیل دما در سطح استقرار طیور، حدود 18 درجه در نقاط مختلف سالن تفاوت دمایی وجود دارد و سرعت هوا در نواحی مرکزی سالن بیش از یک متر بر ثانیه می‌باشد. بنابراین در مرحله بعدی از شبیه‌ساز توسعه‌یافته برای بهبود تهویه سالن مرغداری مذکور استفاده و تغییراتی در محل استقرار ورودی‌های هوا و سرعت هوای اعمال و در نهایت با اصلاحات انجام شده توزیع دما در مرغداری نسبت به حالت اولیه یکنواخت‌تر شد و دمای هوا در محدوده 291 تا 297 کلوین (معادل 18 تا 24 درجه سانتی‌گراد) و در حد مطلوب قرار گرفت. هم‌چنین پس از اصلاحات انجام شده، سرعت هوا در اغلب نقاط سالن در محدوده‌ی 0.23 تا 0.46 متر بر ثانیه قرار داشت که در محدوده توصیه شده می‌باشد. بنابراین برای طراحی و ساخت مرغداری‌ها و نصب سیستم‌های تهویه، شبیه‌ساز توسعه داده شده دارای عملکرد و دقت خوبی است.

مقاله پژوهشی پایداری، زیست‌اقتصاد چرخشی و تاب‌آوری محیطی

بررسی هضم مشترک کود مرغی با روده مرغ و محتویات آن و محتویات شکمبه گاوی

صفحه 147-157

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.82016

آیسودا میرزایی، محسن سلیمانی، هوشنگ بهرامی، مجتبی نوروزی مصیر

چکیده هدف از این مطالعه، آزمون هضم مشترک کود مرغی با محتویات شکمبه گاوی و روده مرغ و محتویات آن، در هاضم‌های بی‌هوازی ناپیوسته، به هدف افزایش تولید زیست‌گاز و همچنین مطالعه اثر برگرداندن لجن حاصله به چرخه تولید، بر مقدار تولید زیست‌گاز و کاهش مدت زمان انتطار برای تولید گاز بود. آزمایش در دو مرحله انجام شد. در مرحله اول اثرات هضم مشترک کود مرغی با محتویات شکمبه گاوی و روده مرغ و محتویات آن، هرکدام در سه سطح (10، 20 و 30 درصد وزنی کود مرغی) مورد بررسی قرار گرفت و در مرحله دوم، پس از رسیدن همه تیمارها به پایان زمان ماند هیدرولیکی، قسمت مایع لجن حاصل از تیمارهای مرحله اول، به هاضم‌های مرحله دوم آزمایش وارد شد. در این مرحله نیز سه تیمار (تیمار شاهد (تامین کل آب مورد نیاز با آب خالص)، تامین 50 و 100 درصد از آب مورد نیاز توسط مایع لجن) آزمون شدند. با توجه به نتایج، هضم مشترک محتویات شکمبه گاوی با کود مرغی اثر معنی‌داری بر میزان افزایش تولید زیست‌گاز نداشت اما هضم مشترک روده مرغ و محتویات آن با کود مرغی (حداقل به میزان 10 درصد وزنی) اثر معنی‌داری بر افزایش تولید زیست‌گاز داشته و می‌تواند میزان گاز حاصله را حداقل به میزان دو برابر افزایش دهد. تیمار (کود مرغی +20% روده مرغ و محتویات آن) بیشترین مقدار تولید زیست‌گاز را به میزان تقریبی ml.grVS-1 305 نتیجه داد. اثر برگرداندن لجن حاصله به چرخه هضم، هم بر مقدار تولید گاز و هم بر روی مدت زمان انتظار برای تولید گاز، در سطح 5 درصد معنی‌دار بود؛ اما تفاوت معنی‌داری بین دو تیمارِ تامین 50 درصدی و 100 درصدی آب مورد نیاز توسط آب لجنی از لحاظ تسریع در شروع تولید گاز و همچنین میزان گاز تولید شده دیده نشد. بنابراین استفاده از آب لجنی برای تامین حداقل 50 درصد از آب مورد نیاز هضم، علاوه بر افزایش میزان گاز تولیدی و کم کردن مدت زمان انتظار برای شروع تولید گاز، مصرف آب را نیز حداقل به میزان 50 درصد کاهش می‌دهد.

مقاله پژوهشی کشاورزی دیجیتال، هوشمند و دقیق

انتخاب طول‌موج‌های‌ طیفی حساس از میان داده‌های فراطیفی جهت تشخیص برگ‌های درخت پسته آلوده به پسیل

صفحه 159-167

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.82089

علی مقیمی، آمنه سازگارنیا، محمدحسین آق خانی

چکیده در سال‌های اخیر تولید پسته توسط آفتی به نام پسیل تهدید شده است. هدف از انجام این تحقیق انتخاب باندهای طیفی مناسب جهت تشخیص برگ‌های آلوده به آفت پسیل می‌باشد. برای این منظور از 160 برگ سالم و 160 برگ بیمار در 64 باند طیفی در ناحیه بین 400 تا 1100 نانومتر با قدرت تفکیک طیفی حدوداً 10 نانومتر طیف‎نگاری انجام شد. از روش جنگل‌های تصادفی برای مرتب‌سازی طول‌موج‌ها بر اساس قدرت تفکیک بین برگ‌های سالم و بیمار استفاده شد. پس از شناسایی و مرتب‌سازی طول‌موج‌ها بر اساس میزان اهمیت، طول‌موج‌های دارای بیشترین اهمیت توسط یک الگوریتم خوشه‌بندی در شش خوشه تقسیم‌بندی شدند به‌طوری‌که میانگین طول‌موج‌های هر خوشه‌ها حداقل 50 نانومتر از یکدیگر فاصله داشته باشند. میانگین طول‌موج‌های قرار گرفته در شش خوشه به‌ترتیب اهمیت عبارت بود از: 710، 791، 858، 598، 468، و 1023 نانومتر. برای تبدیل داده‌های فراطیفی به چندطیفی، از بازتابش‌های به‌دست آمده در فاصله 15± نانومتری این مراکز میانگین‌گیری انجام گرفت و داده‌های بازتابش به‌دست آمده از دیگر طیف‌ها حذف شد. الگوریتم ماشین بردار پشتیبان برای طبقه‌بندی برگ‌های سالم و بیمار با استفاده از داده‌های فراطیفی و چند طیفی به‌دست آمده در این پژوهش به‌کار گرفته شد. دقت طبقه‌بندی با استفاده از تمام 64 طول‌موج (داده‌های فراطیفی) 90.91 درصد و با استفاده از 6 طول‌موج (داده‌های چندطیفی) 88.69 درصد بود. اختلاف بسیار کم (حدود 2 درصد) در میزان دقت طبقه‌بندی نشان‌دهنده صحت شیوه ارائه شده در این پژوهش برای کاهش ابعاد داده‌های فراطیفی می‌باشد. علاوه بر کاهش ابعاد داده، تعیین باندهای طیفی مناسب از میان داده‌های فراطیفی گامی موثر در طراحی و ساخت حسگری چندطیفی جهت تشخیص بیماری گیاهان می‌باشد.

مقاله پژوهشی ماشین‌های کشاورزی و غیر جاده‌ای

بهینه‌‏سازی واحد کوبنده برای دانه‏‏‌های آفتاب‏گردان آجیلی با استفاده از روش سطح پاسخ (RSM)

صفحه 169-179

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.83123

اسماعیل چاوشقلی، شمس اله عبداله‌پور، حمیدرضا قاسم زاده

چکیده آفتاب‏گردان آجیلی معمولاً بدون کمباین برداشت در رطوبت بالا برداشت می‌‏شود لذا در تحقیق حاضر یک واحد کوبنده با ترکیب متغیرهای مناسب برای جداسازی دانه آفتاب‏گردان و طبق‏‌ها با ظرفیت بالا و آسیب‏دیدگی پایین دانه، طراحی و ساخته شد. کوبنده برای شرایط گوناگون قابلیت تنظیم و بهینه‌‏سازی دارد که برای توسعه ماشین برداشت با ظرفیت بالا اهمیت فراوانی دارد. آزمایش‏‌های ارزیابی و بهینه‌‏یابی با استفاده از روش سطح پاسخ طراحی شد. تأثیرات سرعت‏ دورانی کوبنده 380، 280 و 180 (دور در دقیقه)، نرخ تغذیه 4000، 3000 و 2000 (کیلوگرم در ساعت) و رطوبت (رطوبت برداشت) 60%، %45 و %30 (بر پایه تر) روی عملکرد کوبنده مورد بررسی قرار گرفت. بازده کوبش (%)، بازده جداسازی (%) و آسیب‏‌دیدگی دانه (%) به‌‏ترتیب در محدوده 96.12 تا 99.89، 56.71 تا 69.82 و 0.49 تا 1.25 به‌‏دست آمد. نتایج تجزیه و تحلیل واریانس نشان داد که مدل‏‌های ایجاد شده از لحاظ آماری و اثر محتوی رطوبت روی بازده کوبش و آسیب‏‌دیدگی دانه و اثر نرخ تغذیه روی بازده جداسازی در سطح اطمینان 95% معنی‌‏دار بودند. منحنی‏‌های سطح پاسخ مشخص کردند که با کاهش محتوی رطوبت، بازده کوبش و جداسازی افزایش و آسیب‏‌دیدگی دانه‏‌ها کاهش پیدا کرد. هدف از بهینه‌‏یابی رسیدن به حداکثر بازده کوبش و جداسازی و حداقل کردن آسیب‌‏دیدگی دانه‏‌ها است که مقادیر بهینه شده متغیرها در نرم‌افزار Design Expert برای سرعت دورانی 292.134 دور در دقیقه، نرخ تغذیه 2000 کیلوگرم در ساعت و محتوی رطوبت 30.74% (بر پایه تر) به‏‌دست آمد.

مقاله پژوهشی کشاورزی دیجیتال، هوشمند و دقیق

طراحی، ساخت و ارزیابی دستگاه اندازه‌گیر تلفات کمباین برنج برپایه حسگر پیزوالکتریک در مقیاس آزمایشگاهی

صفحه 181-192

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.85414

مهدی حسن نیا سماکوش، سیدرضا موسوی سیدی، علیرضا مهدویان

چکیده دستگاه اندازه‌گیر تلفات دانه کمباین وسیله‌ای است که با نصب آن روی کمباین، می‌توان از میزان تلفات در واحدهای جداکننده و تمیزکننده آگاهی یافت. از جمله مزایای این دستگاه این است که به کاربر این امکان را می‌دهد با داشتن یک میزان قابل قبول از تلفات دانه، بیشینه سرعت پیشروی را انتخاب نمود. در تحقیق حاضر از صفحه مشبکی به ابعاد 60×100 سانتی‌متر مربع که قطر شبکه‌های آن 7 میلی‌متر بوده برای جداسازی شلتوک از کاه و کلش استفاده شد. دانه‌های جداشده از این قسمت روی صفحه زیرین می‌ریزند که از طریق 4 شبکه جداگانه روی حسگرهای مورد نظر سقوط کرده و پالس‌های مورد نظر از حسگرها به کاربر ارسال و در صفحه نمایشگر نشان داده می‌شود. میزان تلفات دانه در انتهای کمباین با استفاده از حسگر پیزوالکتریک که دارای حساسیت بالا در تشخیص دانه‌های شلتوک می‌باشد بررسی گردید. نمونه مورد آزمایش در این تحقیق یک کیلوگرم کاه و کلش به همراه 52گرم شلتوک است که معادل تلفات سه درصدی (میانگین تلفات انتهای کمباین در کشورهای پیشرفته 2.14 درصد است) در انتهای کمباین می‌باشد. تیمارهای مورد استفاده، سرعت دورانی صفحه مشبک، شیب صفحه مشبک و رطوبت نمونه بوده که هرکدام در سه سطح و در سه تکرار مورد آزمایش قرار گرفت. سپس با استفاده از طرح کاملاً تصادفی تجزیه و تحلیل آماری انجام شد. برای تجزیه و تحلیل آماری عملکرد دستگاه، از نرم‌افزار GenStat استفاده شد. نتایج تحقیقات نشان داد مناسب‌ترین کارایی دستگاه در سرعت دورانی 100 دور در دقیقه صفحه مشبک، رطوبت 12 درصدی نمونه آزمایشی و شیب 25 درجه‌ای صفحه مشبک معادل 95.51% می باشد، که مهم‌ترین دلیل آن ارتعاش زیاد در بیشینه سرعت دورانی صفحه مشبک و پراکندگی نمونه آزمایشگاهی به دلیل رطوبت پایین آن می‌باشد. کمترین میزان کارایی دستگاه نیز در سرعت دورانی 100 دور در دقیقه، رطوبت 24 درصدی نمونه آزمایشی و شیب 45 درجه‌ای صفحه مشبک 70% می‌باشد.

مقاله پژوهشی پایداری، زیست‌اقتصاد چرخشی و تاب‌آوری محیطی

مطالعه امکان تأمین انرژی تولید تخته نئوپان از باگاس با استفاده از ضایعات نیشکر (مطالعه موردی: کشت و صنعت دعبل خزاعی)

صفحه 193-206

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.87600

ابراهیم البوعطیوی، عباس عساکره، حسن ذکی دیزجی، یعقوب منصوری

چکیده در این مطالعه مصرف انرژی مستقیم در تولید تخته نئوپان از باگاس نیشکر و امکان جایگزینی آن با ضایعات کشت و صنعت نیشکر دعبل خزاعی و صنایع جانبی آن بررسی گردید. انرژی مستقیم مصرفی به ازای هر مترمکعب نئوپان تولیدی 5.829 گیگاژول محاسبه شد که گاز طبیعی، برق و سوخت دیزل به‌ترتیب 78.52، 18.87 و 2.61 درصد آن را تشکیل می‌دهند. پیت و خرده چوب‌های حاصل از ضایعات کارخانه نئوپان‌سازی، برگ و پوشال نیشکر، باگاس مازاد و ویناس حاصل از تولید الکل از ملاس نیشکر به‌عنوان ضایعات جهت تولید انرژی در نظر گرفته شدند. خاکستر، رطوبت، ارزش حرارتی خالص (با استفاده از بمب کالری‌متر) و مقدار ضایعات خشبی و همچنین پتانسیل تولید زیست‌گاز از تخمیر بی‌هوازی ویناس اندازه‌گیری و محاسبه شد. نتایج نشان داد با استفاده از پسماند خشبی کارخانه نئوپان‌سازی و کشت و صنعت دعبل خزاعی می‌توان 4.33 برابر کل انرژی گاز مصرفی در کارخانه نئوپان‌سازی انرژی حرارتی با بازده 60 درصد تولید کرد. همچنین با استفاده از ضایعات کارخانه نئوپان‌سازی و باگاس، می‌توان کل گاز و برق مصرفی کارخانه نئوپان‌سازی را جایگزین کرد. بررسی حجم ویناس و پتانسیل تولید زیست‌گاز از آن نشان داد پتانسیل تولید انرژی معادل ‌8824319 مترمکعب گاز طبیعی در سال وجود دارد.

مقاله پژوهشی مهندسی پس‌ از برداشت، و فرآوری محصولات کشاورزی

تحلیل انرژی و اکسرژی خط تغلیظ آلبالو

صفحه 207-218

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.87823

نسیم صداقت حرفه، علی محمد نیکبخت، حسین مبلی، علیرضا کیهانی، احمد پیری

چکیده صنعت تغلیظ یکی از بزرگ‌ترین و انرژی‌برترین صنایع تبدیلی در بخش کشاورزی است. در این مطالعه فرآیند تغلیظ آب آلبالو با استفاده از تحلیل انرژی و اکسرژی ارزیابی شد و علاوه بر تعیین هدررفت‌های انرژی، ناکارآمدی‌های ترمودینامیکی در هریک از زیرسامانه‌ها تعیین شدند. همچنین جهت دقیق بودن هرچه بیشتر محاسبات، تمام تجهیزات دمانگاری شدند. پارامتر اقتصاد بخار 2.63 و کل نرخ هدررفت انرژی از خط تغلیظ 4920.82 کیلووات محاسبه شد. نتایج نشان داد که هدررفت انرژی از برج خنک‌کننده با 73.39 درصد از کل هدررفت‌ها، بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است. مقدار کل تخریب اکسرژی برای خط تغلیظ 1045.85 کیلووات و بازده اکسرژی کل 75.76 درصد محاسبه شدند. بیشترین مقدار تخریب اکسرژی در چگالنده بارومتریک با مقدار 346.71 کیلووات به‌دست آمد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، احیا و استفاده از سربخار مرحله‌ی آخر، به‌عنوان راه‌حلی برای کاهش هدررفت‌های برج خنک‌کننده و کاهش نرخ تخریب اکسرژی در چگالنده پیشنهاد می‌شود.

مقاله پژوهشی مهندسی تاب‌آوری، ریسک و عدم‌قطعیت در سامانه‌های کشاورزی

اثر سامانه‌های خاک‌ورزی و کم‌آبیاری بر عملکرد و بهره‌وری آب چغندرقند

صفحه 219-229

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.88341

احمد حیدری، علی قدمی فیروزآبادی

چکیده خاک‌ورزی مرسوم به‌طور گسترده در مناطق چغندرکاری استفاده می‌شود. به هرحال خاک‌ورزی مرسوم کارگر و ماشین‌های بیشتری استفاده کرده و اثر منفی روی خاک و محیط‌زیست دارد. بدین‌منظور تحقیقی برای بررسی اثر روش‌های خاک‌ورزی و کم‌آبیاری بر عملکرد کمی و کیفی و بهره‌وری آب چغندرقند در سامانه آبیاری قطره‌ای در خاکی با بافت متوسط در ایستگاه تحقیقاتی اکباتان استان همدان در سال زراعی 98-1397 به اجرا درآمد. این تحقیق به‌صورت طرح کرت‌های نواری در قالب بلوک‌‌های کامل تصادفی در سه تکرار اجرا شد. عامل افقی، روش‌‌های خاک‌‌ورزی شامل: T1- گاوآهن برگرداندار در پاییز+ سیکلوتیلر در بهار (شاهد)، T2- زیرشکن و گاوآهن برگرداندار در پاییز + سیکلوتیلر در بهار، T3- خاک‌‌ورز مرکب (گاوآهن قلمی + غلطک) در پاییز + سیکلوتیلر در بهار، T4- خاک‌‌ورز مرکب (گاوآهن چیزل با تیغه‌های پنجه غازی + غلطک) در پاییز+ سیکلوتیلر در بهار و عامل عمودی، تیمار آبی در چهار سطح شامل: I100- تامین 100 درصد، I90- تامین 90 درصد، I80- تامین 80 درصد و I70- تامین70 درصد نیاز آبی بود. پارامترهای مقاومت به نفوذ در خاک (شاخص مخروطی خاک)، میزان حجم آب مصرفی، عملکرد ریشه، شکر، شکر سفید و قند ملاس اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که اثر روش‌های مختلف خاک‌ورزی، تیمار آبی و اثرات متقابل آن‌ها در سطح احتمال 1 درصد بر عملکرد ریشه، عملکرد شکر، عملکرد شکر سفید و بهره‌وری آب معنی‌دار شدند. از نظر آماری اختلاف معنی‌دار بین تیمار T4 و روش مرسوم (T1)  و تیمار T2 از نظر عملکرد ریشه چغندرقند مشاهده نشد. تیمارهای  T4(با میانگین عملکرد 686/50 تن در هکتار) و T1 (با میانگین عملکرد 50.507 تن در هکتار) بیشترین عملکرد ریشه چغندرقند را به خود اختصاص دادند. همچنین روش خاک‌ورزی (T4) نسبت به روش رایج خاک‌ورزی (T1) به‌ترتیب باعث کاهش 14.7درصدی در مصرف سوخت و افزایش ظرفیت مزرعه‌ای به میزان 52.4 درصد شد. در روش خاک‌ورزی T4، تیمارهای آبی I100، I90 وI80  به‌ترتیب با میانگین بهره‌وری آب 6.113، 6.087 و 5.523 کیلوگرم به ازای یک متر مکعب مصرف آب بیشترین اثر را بر افزایش بهره‌وری آب بر اساس شاخص عملکرد ریشه داشتند. در حالی‌که تفاوت معنی‌دار بین آن‌ها مشاهده نشد. نتیجه این‌که در روش خاک‌ورزی T4 با تامین 80% نیاز آبی چغندرقند بعد از استقرار گیاه (حدوداً از اواسط فصل رشد) حدود 12% (1207 متر مکعب) در مصرف آب بدون کاهش معنی‌دار در بهره‌وری آب بر اساس شاخص عملکرد ریشه صرفه‌جویی کرد.

مقاله پژوهشی مهندسی زیستی و سامانه‌های زیستی

بررسی میکروسکوپی اثر پلاسمای سرد بر جوانه‌زنی بذر نخود

صفحه 231-240

https://doi.org/10.22067/jam.v12i2.88718

محسن فریدونی، حسین حاجی آقاعلیزاده

چکیده با افزایش جمعیت جهان، نیاز به تولید مواد غذایی بیشتر نیز افزایش می‌یابد. فناوری پلاسما یکی از روش‌هایی است که می‌تواند رشد گیاه را بهبود بخشد. پلاسمای سرد در افزایش شاخص‌های رشد و جوانه‌زنی موثر است. در این مقاله، تأثیر پلاسمای سرد بر پایه تخلیه کرونا بر جوانه‌زنی ارقام نخود عادل، منصور و آزاد بررسی شد. در روش تخلیه کرونا، از خلا نسبی استفاده شد. پژوهش حاضر در قالب آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کامل تصادفی انجام شد. بذرهای مواجه با پلاسما و بذرهای شاهد در شرایط یکسان برای جوانه‌‎زنی نگهداری شدند. نتایج نشان داد سرعت جوانه‌زنی در بذرهایی که به مدت 60 ثانیه مواجهه با پلاسمای سرد داشتند، بیشتر از بذرهای بدون مواجهه بود. همچنین بذرهای ارقام عادل و منصور که به مدت 30 ثانیه در مواجهه با پلاسمای سرد قرار گرفتند، دارای طول ریشه بیشتری نسبت به بذرهای بدون مواجهه بودند. پس از تجزیه و تحلیل آماری، مشخص شد که طول ریشه در شرایط یکسان، در مدت زمان مواجهه 30 ثانیه در معرض پلاسمای سرد، دارای اختلاف معنی‌داری در سطح 5% نسبت به حالت‌های مواجهه 60 ثانیه و بدون مواجهه با پلاسمای سرد دارد. تصاویر میکروسکوپی از سطح خارجی و بافت داخلی سلول بذر در نمونه‌ها مورد بررسی قرار گرفت. بررسی‌ها نشان دادند که سطوح خارجی بذرهای در معرض پلاسمای سرد نسبت به شاهد هموارتر، دارای برجستگی کمتر و زاویه سطح تماس کمتری هستند. این تغییر می‌تواند خاصیت آب‌دوستی را افزایش دهد. اما در مواجهه بذر با پلاسمای سرد، تغییری در بافت داخلی سلول مشاهده نگردید.

مقاله پژوهشی مهندسی سامانه‌ها

توسعه سامانه الکترونیکی برای تعیین بار عمودی وارده بر اکسل عقب کمباین غلات در حین حرکت

صفحه 241-252

https://doi.org/10.22067/jam.2021.58832.0

اعظم رضایی، حسن مسعودی، حسن ذکی دیزجی، محمد اسماعیل خراسانی فردوانی

چکیده برای طراحی بهینه و اصلاح ساختار اکسل وسایل نقلیه دانستن بارهای وارده بر آن در شرایط کاری ضروری است. این پژوهش به دنبال اعلان نیاز پژوهشی شرکت کمباین‌سازی ایران مبنی بر تحلیل و محاسبه نیروهای وارد بر بدنه، محورها و چرخ‌های کمباین انجام شد. سامانه‌ی الکترونیکی ساخته‌شده شامل کوپلینگ فولادی، نیروسنج فشاری، مدار تقویت‌کننده ولتاژ، دیتالاگر و رایانه بود. نیروسنج به کمک کوپلینگ بر میانه اکسل عقب کمباین جاندیر 955 نصب گردید. آزمون‌های ارزیابی عملکرد سامانه در حالت‌های سکون و حرکت کمباین در جاده آسفالت، جاده خاکی و مزرعه با سرعت‌های پیشروی متفاوت به‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی و در پنج تکرار انجام شد. مطابق نتایج میانگین بارهای استاتیکی وارده بر اکسل در حالت موتور روشن و موتور خاموش به‌ترتیب 14.908 و 14.905 کیلونیوتن بود که تفاوت معنی‌داری در سطح یک درصد نداشتند. میانگین بارهای عمودی وارده بر اکسل حین حرکت در جاده آسفالت با سرعت‌های 10، 15 و 20 کیلومتر بر ساعت به‌ترتیب 15.20، 15.27 و 15.28 کیلونیوتن، حین حرکت در جاده خاکی با سرعت‌های 2، 4 و 6 کیلومتر بر ساعت به‌ترتیب 17.57، 17.99 و 18.15 کیلونیوتن و هنگام دروی گندم با سرعت‌های 3، 4 و 5 کیلومتر بر ساعت به‌ترتیب 16.47، 18.01 و 17.78 کیلونیوتن به‌دست آمد. بیشینه بار وارده بر اکسل حدود 50 کیلونیوتن و در جاده خاکی بود. در مجموع نتایج ارزیابی‌ها نشان داد که عملکرد سامانه ساخته‌شده قابل قبول بوده و می‌توان از آن برای اندازه‌گیری بارهای عمودی وارده به اکسل عقب کمباین استفاده کرد.